نوام (آوريل) چامسکي، زبان شناس و نظريه پرداز سياسي- اجتماعي در سال ۱۹۲۸ در فيلادلفيا به دنيا آمد، پس از آن که دوره دبيرستان را در زادگاه خود به پايان رسانيد، تحصيلات عاليه خود را تا اخذ مدرک دکترا در دانشگاه پنسيلوانيا ادامه داد. پس از اخذ درجه دکترا در سال ۱۹۵۵ به سمت استاد انستيتو تکنولوژي ماساچوست برگزيده شـد.
وي به عنوان يكي از متخصصان و پيشگامان تحول در زبان شناسي شده و کتابي با عنوان مبحث ترکيب جملات در سال ۱۹۵۷ منتشر کرد که سرآغاز انقلابي در مباني فرضيه هاي زبان شناسي بود. نظريه چامسکي بر اين اساس قرار دارد که گفته هر انساني داراي دو ساختار است : ساختار سطحي که عبارت از ترکيب ظاهري کلمات است و ساختار عمقي که عبارت از قواعد و مکانيسم هاي کلي است.
علاوه بر موارد مذکور، چامسکي به عنوان يک منتقد سياسي، اجتماعي و اقتصادي سياست هاي دولت آمريکا نيز شناخته شده است. وي مخالفت هاي صريح خود را در خصوص جنگ ويتنام و سپس جنگ خليج فارس به کرات ابراز داشته است.
● نوشته هاي گسترده او در مورد سياست هاي آمريکا :
۱) قدرت آمريکا و سردمداران جديد (۱۹۶۹)
۲) در جنگ با آسيا(۱۹۷۰)
۳) صلح در خاورميانه ؟ (۱۹۷۴)
۴) حقوق بشر و سياست خارجي آمريکا (۱۹۷۸)
● بهترين آثارش شامل
۱) مجموعه مقالات به سوي جنگ سـرد (۱۹۸۲)
۲) مثلث سرنوشت ساز (۱۹۸۴) است که به بررسي روابط آمريکا، اسراييل و فلسطينيان مي پردازد.
ايالات متحده پيشگام صنعت روابط عمومي بوده است. مسئوليت اين صنعت همان گونه که رهبران آن تعيين مي کردند عبارت بود از کنترل اذهان عمومي، اين عده مطالب زيادي از موفقيت هاي کميسيون کريل و نتايج مطلوبي که از ابداع هيولاي سرخ و پيامدهاي آن به دست آورند، فرا گرفتند. در آن زمان، صنعت روابط عمومي در معرض گسترش عظيمي قرار گرفت. در سرتاسر دهه ۱۹۲۰، اين صنعت براي مدتي در ايجاد تقريباً وابستگي کامل عموم به قواعد تجارت موفقيت حاصل کرد. به تدريج که وارد سال هاي ۱۹۲۰ شديم به دليل گستردگي اش کميته هاي کنگره آمريکا اقدام به نظارت برآن کردند. اين همان جايي است که بيشتر اطلاعات ما از آن ناشي مي شود.
روابط عمومي صنعت عظيمي است و امروزه رقمي در حدود يک ميليارد دلار در سال صرف اين کار مي شود. در تمام اين مدت مسئوليت اين صنعت عبارت از کنترل اذهان عمومي بوده است. در سال هاي ۱۹۳۰، همانند مشکلاتي که در طول جنگ جهاني اول وجود داشت مشکلات بزرگي پديد آمد.
اين مشکلات عبارت از رکود عظيم اقتصادي و سازان دهي بنيادي تشکيلات کارگري بود. در واقع در سال ۱۹۳۵ با تصويب قانون واگنر مبني بر حق سازمان دهي، کارگران به اولين پيروزي عمده قانوني خود نايل آمدند. اين کار سبب ايجاد دو شکل جدي شد. مشکل اول اين بود که دموکراسي دچار سوء کارکرد شد. عوام الناس گيج و گنگ در واقع پيروز ميدان قانون گذاري شدند و به اين طريق به نظر نمي رسيد که کار کنند. مشکل ديگر اين بود که اين امکان براي افراد به وجود آمد که دست به سازمان دهي بزنند زيرا مردم بايد مجزا شده و تفکيک شده و تنها باشند. فرض بر اين نيست که آن ها سازمان دهي شوند زيرا به اين طريق ممکن است چيزي وراي تماشاگران اقدام کنند. اگر تعداد زيادي با منابع محدود بتوانند گردهم جمع شوند و وارد عرصه سياسي شوند ممکن است واقعاً جزو شرکت کنندگان در حکومت باشند. اين عملي حقيقتاً تهديد کننده است. براي اطمينان خاطر يک پاسخ به دست آمده در بخشي از اين کار آن است که اين آخرين پيروزي قانوني براي کارگران است و اين که اين امر آغازي بر پايان انحراف دموکراتيک سازمان عمومي است همين اتفاق افتاده است و اين امر آخرين پيروزي قانون گذاري براي کارگران بوده است. از آن لحظه – با اين که تعداد افراد اتحاديه براي مدتي در طول جنگ جهاني دوم افزايش يافت اما پس از آن شروع به کاهش گذاشت- ظرفيت اقدام از طريق اتحاديه ها به طور ثابتي شروع به افت کرده است اين کار تصادفي نبوده است. ما در حال حاضر درباره جامعه تجاري صحبت مي کنيم که مقادير فراواني پول، توجه و تفکر صرف آن مي کند تا چگونه از طريق صنعت روابط عمومي و ساير سازمان ها نظير انجمن ملي توليد کنندگان و بيزنس راندتيبل و نظاير آن با اين مشکل برخورد کند. اين سازمان ها فوراً مشغول کار شدند تا راهي بيابند که با اين انحرافات دموکراتيک مقابله نمايند...