در برهه ای از زمان به سر می بریم كه دانستن حق طبیعی انسان هاست
در بيان اهميت روابط عمومي، گفته دكتر «حميد نطقي» پدر علم روابط عمومي در ايران را نبايد از نظر دور داشت كه: «يك روابط عمومي خوب هميشه نزد مدير سازمان خود، مدعي العموم و نزد مردم، مدافع سازمان است».
اما به نظر مي رسد كه همه روابط عمومي ها آن گونه كه مورد انتظار اين فن و علم ارتباطي است هميشه به شعارهاي اساسي اين حرفه مانند، مردمداري، اطلاع رساني و... پايبند نيستند و احتمالاً آنها را در صحنه عمل رعايت نمي كنند.
اين در حالي است كه نهاد روابط عمومي به مرور زمان بدون اينكه خدشه اي به شعارها و اصول حرفه اي آن وارد شود، مثل بسياري از وسايل امروزي مثلاً وسايل مختلف ارتباط جمعي، از پيشرفت هاي علمي و فناوري هاي نوين، به ويژه فناوري هاي تازه وسايل ارتباط جمعي نوين نيز بهره مند شده است تا آنجا كه در اين مسير امروزه از آن با عنوان روابط عمومي الكتروني ياد مي شود.
ولي از منظر كارشناسان و صاحبنظران اين رشته و حرفه علمي و هنري، روابط عمومي واقعي آن است كه با وجود همه پيشرفت هايي كه در فناوري هاي ارتباطي به وجود مي آيد، هيچ گاه از شعارها و اصول حرفه اي و متعارف اين شغل غافل نشود و در رعايت آنها از خود كم توجهي و قصور نشان ندهد و بيش از پيش نسبت به آنها وفادار باقي بماند. حتي زماني كه وظايفش را در قالب سيستم هاي رايانه اي با بهره گيري از شبكه ها و سايت هاي اينترنتي انجام مي دهد، اما با وجود اين تحولات و پيشرفت هايي كه در زمينه ارتباطات اجتماعي در جوامع مختلف امروزي از جمله در ايران صورت گرفته و با وجود همه كمك هايي كه از ناحيه اين امكانات نصيب اين نهاد شده، به نظر مي رسد كه هنوز اين نهاد نياز به آسيب شناسي دارد. شايد بر اثر اين مشكل است كه هرچند وقت يك بار مردم و گاهي مسؤولان از اين نهاد يا عملكرد كاركنانش گله و شكايت مي كنند و در واقع كاركردهاي چنين نهادي را در بعضي دستگاه ها و سازمان هاي مختلف به زير سؤال مي برند و نسبت به عملكردشان ابراز نارضايتي مي كنند.
در اين باره ذكر دو نمونه جديد از مجموعه شكايات و انتقاداتي كه در ماه هاي اخير از گوشه و كنار جامعه مطرح شده، ممكن است مهر تأييدي بر اين گفته و مثل قديمي باشد كه «مشت نمونه خروار است». همچنين مي تواند دليلي بر اين ادعا باشد كه نهاد روابط عمومي در ايران بي نياز از آسيب شناسي نيست.
اولين نمونه اين كه در يكي از مطبوعات كشور برحسب تصادف به خبري رسيديم كه تيتر آن به ظاهر به تكثر خبرگزاري هاي داخلي مربوط مي شد، اما با ملاحظه ليد معلوم شد كه مقصود آن، طرح معايب و ايرادات روابط عمومي ها و انتقاد از عملكرد آنها بوده است. متن خبر تقريباً اين بود كه: تعداد خبرگزاري هاي دولتي، سازمان ها را به جزاير پراكنده تبديل كرده است. استاد «پارسا خاتمي» استاد دانشگاه همدان در گفت وگويي اعلام كرد، به علت ناكارآمدي بخش روابط عمومي سازمان ها و مؤسسات و حتي دانشگاه ها بخصوص در بخش دولتي، منابع خبري شخصاً به برقراري ارتباط با خبرنگاران اقدام مي كنند و تداوم اين وضعيت در سال هاي اخير، از يك طرف باعث ايجاد باندهاي خبري در وزارتخانه ها و سازمان ها و از طرف ديگر باعث رشد قارچ گونه خبرگزاري هاي دولتي در ايران شده است. اغلب خبرهاي اين خبرگزاري ها هم از سوي خبرنگاران كسب شده، در حالي كه اطلاع رساني اين اخبار به عهده مسؤولان و كاركنان روابط عمومي هاست كه بايد در نقش اطلاع رساني خود به آن عمل كنند. همين استاد دانشگاه با انتقاد از ضعف روابط عمومي ادامه داد: «در حال حاضر اين بخش مهم از سازمان ها فقط جنبه ظاهري و دهان پركن دارد و نهايت فعاليت آنها اعلام خبر عزل و نصب ها و جلسات مسؤولان است و نه چيز ديگري.»
اما شاهد دوم موضوع اين گزارش، گفته هاي يك شخصيت حقيقي و حقوقي است كه باز اشاره به ضعف روابط عمومي هاي ايران در سطح كلان آن دارد. خبر مربوط به يكي از گفته هاي اخير معاون امور مطبوعاتي وقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي (در ۱۲ آذر ماه ۸۴) مي شد. مبني بر اينكه «روابط عمومي ها توجيه گر دستگاه هاي خود شده اند. در حالي كه وظيفه اصلي روابط عمومي ها انتقال و انعكاس ديدگاه ها، نظرات و خواسته هاي مردم به مسؤولان دستگاه هاست و ضروري است با اين نگاه به فعاليت بپردازد و...»
در اين باره با برخي از استادان باسابقه رشته هاي دانشگاهي روابط عمومي و علوم ارتباطات اجتماعي دانشگاه در تهران گفت وگو كرده ايم.
استاد «هوشنگ عباس زاده» مدرس رشته روابط عمومي در دانشگاه علامه طباطبايي مي گويد: « روابط عمومي ها بايد در كار خود صداقت و اخلاق حرفه اي خويش را حفظ كنند. امروزه به پشتوانه كنفرانس هاي بين المللي روابط عمومي كه در كشور برگزار مي شود، بستر و زمينه هاي لازم براي ارتقاي سطح توان علمي و عملي روابط عمومي ها فراهم مي شود و بر اثر چنين كنفرانس هايي، روابط عمومي هاي فعلي ما مي توانند از تجربيات و دستاوردهاي ديگران نيز بهره بگيرند.»
هوشنگ عباس زاده افزود: «در طول يك دهه اخير شاهد هستيم كه علاوه بر خبرگزاري هاي اندكي كه در گذشته وجود داشتند، در حال حاضر بيش از ۲۰ خبرگزاري جديد و تا حدودي غيردولتي در كشور ما تأسيس شده است. از نظر من در درجه نخست بايد اين حركت را به فال نيك گرفت و در اين زمان آن را مغتنم دانست، اما براي اينكه اين ها به همه مسائل جامعه از جمله مسائل فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي آن آگاهي يابند و در اقدام خود براي اطلاع رساني موفق باشند، لاجرم با واحدهاي روابط عمومي در سطح مؤسسات، سازمان ها و دستگاه هاي مختلف (دولتي يا غيردولتي) در وضعيت تعامل و ارتباطي باشند و به لحاظ ضرورت دست اندركاران روابط عمومي ها و رسانه هايي چون خبرگزاري ها در يكسري نشست هاي صميمي با هم بايد به تفاهم و تعامل لازم دست يابند.
از سوي ديگر واحدهاي روابط عمومي بايد اين نكته اساسي را بپذيرند كه تنها از طريق رسانه ها (ديداري، نوشتاري و شنيداري) و بويژه خبرگزاري ها است كه مي توانند اخبار و گزارش هاي مربوط به سازمان متبوعه خود را در اختيار افكار عمومي بگذارند و به مساعدسازي افكار عمومي نسبت به سازمان خود كمك كنند. نكته ديگر اينكه، وجود خبرگزاري ها در كنار روابط عمومي ها امري بديهي است و همان طور كه مطبوعات و روابط عمومي ها دو همسايه ديوار به ديوار محسوب مي شوند، اين موضوع در مورد روابط عمومي ها و خبرگزاري ها هم صدق مي كند.
در نهايت اينكه، در برهه اي از زمان به سر مي بريم كه دانستن حق طبيعي انسان هاست و در نتيجه وسايل ارتباط جمعي (يعني خبرگزاري ها، راديو، تلويزيون و مطبوعات) همه به عنوان ناشران افكار عمومي و واحدهاي روابط عمومي نيز به عنوان پل هاي ارتباطي بين دستگاه ها، سازمان ها و مؤسسات با مردم، بايد به اطلاع يابي و اطلاع رساني (ارتباطي دوسويه) بپردازند و رسالت واقعي و حرفه اي خويش را به منصه ظهور برسانند.»
اين استاد دانشگاه ادامه داد: «به هر حال دست اندركاران روابط عمومي و رسانه ها و خبرگزاري ها طي يك سري نشست ها با هم همسو شوند و در واقع به تفاهم و تعامل لازم دست يابند. در آن زمان است كه شاهد رشد و شكوفايي افكار عمومي و ديدگاه هاي مثبت و تغيير طرز تلقي ها نسبت به مسائل جاري جامعه در ميان مردم خواهيم بود كه اين مي تواند دستاورد كاملاً شايان توجهي در راستاي عملكرد رسانه روابط عمومي و خبرگزاري هاي داخلي ما باشد.»
●جايگاه درون سازماني
براي اينكه بيش از پيش در اين زمينه به اهميت روابط عمومي در ايران و جايگاه اين نهاد در درون سازمان ها، دستگاه ها و مؤسسات عمومي و خصوصي پي ببريم، اين مشكل را با رئيس گروه علوم ارتباطات اجتماعي دانشگاه علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي نيز در ميان گذاشتيم.
اشاره به چند نكته در اين زمينه خالي از فايده نيست. اول اينكه چرا روابط عمومي هاي ما برخلاف يكي از اصول كاري خودشان كه همانا مردمداري است، بعضاً عملكردشان سبب بروز نارضايتي هايي در بين قشر ارباب رجوع، مردم با افكار عمومي مي شود، ريشه اصلي ضعف هاي جاري روابط عمومي جاري چيست و در حال حاضر چه مسائل و موضوعاتي بيشتر از همه در نظر روابط عمومي هاي ايران اهميت و ارزش پيدا كرده است و يا در اين باره چه نكات و طرحها و پيشنهادهاي تازه اي به چشم مي خورد كه مي تواند در رشد و توسعه و آگاهي روابط عمومي ايران و تقويت جايگاه واقعي آنها در سطح دستگاهها و دانشگاههاي كشور مؤثر باشد؟