روابط عمومی و آسیب شناسی شغلی

با توجه به نقش روابط عمومي در تسهيل ارتباطات درون سازمان و ايجاد بستر هاي لازم براي افزايش راندمان كاري و انگيزه هاي شغلي، آسيب شناسي شغلي و اطلاع رساني در اين خصوص براي فعالان عرصه روابط عمومي مفيد خواهد بود.

● روابط عمومي و آسيب شناسي شغلي
با توجه به نقش روابط عمومي در تسهيل ارتباطات درون سازمان و ايجاد بستر هاي لازم براي افزايش راندمان كاري و انگيزه هاي شغلي، آسيب شناسي شغلي و اطلاع رساني در اين خصوص براي فعالان عرصه روابط عمومي مفيد خواهد بود.
بسياري ازمادربرهه اي اززمان ، ناخشنودي شغلي ، فشاركاري ونيازبه رهايي ازمشكلات مرتبط باحرفه راتجربه كرده ايم.
فرسودگي شغلي عامل بازدارنه اي براي ايجادو گسترش خشنودي شغلي است . فردكارزده خودراگرفتارچرخه هاي معيوبي مي نمايدكه در آنها كاركرد فردي انديشه هاي فردومحيط ، اورابه سوي نوعي ناخشنودي سوق مي دهدكه داراي درجات خفيف تا شديد است.
اين ناخشنودي تنهابه محيط كارمحدود نخواهدشدومي تواندبه محيط خانه خانواده و . . . نيزسرايت كرده وبدين ترتيب چرخه هايادوره هاي باطل بيشتري درجهت تخريب وفرسودگي فرد ايجادنمايد . دنياي صنعتي امروزباعث شده كه افراد بيش ازپيش دچارتنيدگي هاي گوناگون بوده ودرنتيجه بيشترازگذشته نيزبه فرسودگي شغلي دچارشود ، تنيدگي درايجادفرسودگي شغلي نقش اصلي راعهده داراست .

● تنيدگي چيست ؟
تنيدگي عبارت است ازواقعه اي كه تعادل حياتي فرد رابرهم مي زند و فرد رابراي سازگاري باآن موقعيت جديدبه تكاپووامي دارد(توماس هولمز۱۹۷۹).
اين تكاپوگاهي اوقات به نتيجه نخواهدرسيدوباعث صرف مقاديربيشتري از انرژي جسمي ورواني شده وبه مرورزمان فردرافرسوده وخسته خواهدساخت .تنيدگي نيروي فشارآورنده اي است كه فشارخودرا هم برابعادجسمي وهم برابعادرواني فردواردمي سازد.
تنيدگي مانندقطره هاي پي درپي آبي كه به مرورزمان صخره اي راسوراخ مي كندفردراتحليل خواهدداد ، بسياري ازسكته هاي قلبي ومغزي وانواع سرطان بيماري هاي رواني وغيره ازفشاررواني واضطراب ناشي مي شوند.

▪ هرچند نمي توان علائم ناشي از فشاررواني راتنهابه يك جنبه محدودنمود ، مع الوصف درزيربه بخشي ازاين نشانه هااشاره شده است :

۱) نشانه هاي فيزيكي تنيدگي
بروزسردردهاي دوره اي وميگرن /احساس خستگي وفرسودگي /نيازبه خواب زياد/تورم گلو در بلع /تهوع ناشي ازخم معده شديد/كاهش فعاليت ذهني و فيزيکي /سائيدن دندانهابه يكديگر/ضرب وآهنگ نواختن باانگشتان /مصرف سيگار بصورت مرتب/ابتلابه تپش قلب / بروزعلائم بيقراري /ابتلاي زيادبه سرماخوردگي ياگلودرد/احساس نياز به نوشيدن بيش ازچهارفنجان چاي ياقهوه درطول روز/فشارخون بالا / آمادگي براي بروزپرخاشگري /داشتن اضافه وزن /كشيدن بيش ازده نخ سيگاردرطول روز/درددرناحيه سينه /گرفتگي عضلات پشت وگردن /اسهال /رنگ پريدگي درصورت يالب / سرگيجه واحساس سبكي درسر/استفاده زيادازقرصهاي خواب آموروانواع آرامبخش ها/تعرق زيادبه ويژه دركف دست ها/استفاده ازداروهاي روان گردان

۲) نشانه هاي رواني تنيدگي
نگرش هاي ذهني غالبامنفي /به آساني گيج شدن /بي علاقگي رواني /بي علاقگي براي مطالعه درزمينه هاي شغلي واجتماعي /فقدان يك آرامش منطقي /رشد نادر عقايدجديددرفرد/قضاوت منفي درموردخود/اختلال درتمركزحواس /عدم علاقه به مطالعه روزنامه /بي احساسي وعدم بيان احساس نسبت به هنر/بي خبري ازاوضاع حاكم برجامعه وجهان /قرارداشتن افكاردريك دورباطل /فقدان خلاقيت / احساس پوچي وبيهودگي /احساس بي معنابودن زندگي /احساس آينده اي نامعلوم /احساس گناه وعدم بخشش /بدگماني /احساس بي عاطفگي /شك نسبت به بي کفايتي خوددركار/احساس اتلاف موقعيت هاي زندگي /اعتقادبه خرافات وجادووجنبل براي حل مشكلات /ترس ازمردن .

۳) نشانه هاي هيجاني تنيدگي
احساس اضطراب /ابتلابه فرسودگي /تحريك پذيري بالا/احساس ناراحتي دربيشترمواقع /نگراني زياد/كمبود احساس لذت /ابرازخشم /عدم رضايت /خنده هاي عصبي /عدم تعادل /احساس بيهودگي دركارها/احساس عدم امنيت /احساس عدم اعتمادبه نفس /عدم توانايي درگفتن كلمه نه !

۴) نشانه هاي اجتماعي تنيدگي
احساس تنهايي /پرورش خشم /تنهابودن /جدايي ازجمع /ميل جنسي ضعيف /خرده گيري ازديگران /برخوردهاي دوستانه كم /فقدان صميميت /فقدان رضايت ازروابط خانوادگي /ناراحتي ازتماس باديگران /ناسازگاري شغلي /آمادگي براي ايجادنوعي نظام استعماري /بي اطلاعي ازهمسايگاه وآشنايان /كناره گيري ازبحث هاي گروهي /تفريح خانوادگي اندك .

● پاسخ افرادبه موقعيت هاي تنيدگي زا ،تاچه حدمتفاوت است ؟
دانستن اين نكته مهم است كه درتجارب ناگوار و هولناك ، الگوي استانداردي از واكنش نسبت به تنيدگي وجودندارد.
برخي افراد فورا" و برخي بادرنگ - گاهي اوقات پس ازماه ها و حتي سال ها- با اين عامل ، سازگاري حاصل مي كنند.واكنش ها نيز مي توانند در طول زمان تغيير كنند.برخي افراد كه ازيك حادثه ناگوار رنج برده اند، ابتدا نيروي فراواني براي كمك به سازگاري با آن واقعه دارند، اما با گذشت زمان ، دچار نا اميدي و افسردگي مي شوند.

۱) ناخشنودي شغلي
خسته شدم ازاين زندگي !/همش كار كار كار!/وقتي مديرم را مي بينم انگار هيولا را ديده ام ! /مگه چقدرحقوق مي دن كه توقع دارن دائما" كاركنم !
تابه حال اين جملات راشنيده و يا بكاربرده ايد؟وقتي شرايط نامتعادل و ناسازگارانه مي شود كه توان مقابله را از فرد بگيرد ( وقوع تنيدگي ) و تلاش براي رهايي از آن موقعيت و حفظ تعادل حياتي ؛آغازمي گردد.در اين ميان انجام وظايف شغلي باتلاش بدن براي سازگاري با آن شرايط اخلال كننده همراه شده و فرد را به وادي ناخشنودي شغلي سوق خواهدداد چرا كه اين تلاش بدن نوعي اضافه بار را به فرد تحميل مي كند.به قول معروف آنها ( يعني مدير؛همكار؛ارباب رجوع ؛و . . . )چه گلي به سرمن زده اند؟
بگذاريد بحث راجع به محيط نامتعادل را بازتر كنيم ؟
ديروزعصرخسته وكوفته ازسركار به خانه آمده ايد كه مشاجره برسرچيزهاي بيهوده آغازمي شود.شب را با حالت قهر و گرسنه مي خوابيد به اين خيال كه نازتان خريدار دارد!
فردا صبح احتمالا" آسمان را ديگر آبي و قشنگ نخواهيد ديد، زيرا آلودگي سر و صدا و بي معرفتي ها بيشتر به چشم مي آيند.
حالانوبت تلافي است شايد برقتان همكار يا ارباب رجوع بينوايي را بگيرد.يا اينكه از آن دسته آدم هايي باشيد كه همه چيز را در دلشان مي ريزند و تندتند سيگار مي كشند و چاي مي نوشند.به هرحال همين رخداد ، دور باطلي ايجاد مي كند و شما دچار فرآيندي به نام نشخوار ذهني درجهت منفي قضيه خواهيدشد.
شايد راه هايي از اين دور باطل با يك شاخه گل ، يا يك عذرخواهي ازطرف شما يا همسرتان حل و فصل شود اما هميشه اينقدرخوش اقبال نخواهيد بود.اگر به موارد فوق ، اقساط عقب افتاده ؛سررسيد چك فردا؛برخورد رئيس اداره و سايرعوامل برهم زننده ي تعادل را هم اضافه كنيد كار دشوارترخواهد شد.در نتيجه ابتدا علائم فيزيكي و بعد علائم ذهني و هيجاني و رواني به سراغتان خواهند آمد . شما در اين لحظه دچار ناخشنودي شغلي هستيد.زيرا اين شغل با اين همه عوامل مزاحم ديگر جاذبه اي براي شما ندارد.
اگرنشانه هاي مزاحم و عدم تعادلي كه دچارش شده ايد از ميان نروند و ازطرفي مثل ميليون ها نفر اعضاي جامعه ، زندگي نقلي و متوسطي داشته باشيد كه به شما اجازه مسافرت هاي آن چناني و مرخصي هاي چندماهه راندهد و ناچار باشيد به سركاررفتن ادامه دهيد ، اندك اندك فرسوده خواهيدشد.
فرسودگي شغلي يا كارزدگي دستاورد بزرگ فشار رواني است . پس فرد بايد نشانه هاي فشار رواني را بسته به ميزان توانايي اش در امر سازگاري باشرايط جديد تحمل نمايد.

۲) هيجان منفي
اين گونه افراد هيجان هايشان اغلب منفي است ، منفي گرا مي شوند، همه روزهاي قشنگ هفته مانند غروب روزهاي سرد بي روح و نارنجي رنگ مي شود.

۳) مشكلات درون فردي
وقتي شما دچارنشانه هاي فرسودگي شغلي يا كارزدگي شديد ، ارتباط برقراركردن با مردم درمحيط كار ، محله و حتي خانه برايتان دشوار مي گردد.احتمالا" بيش از پيش فعال مي شويد كه اين مسئله خود بيشتر سبب فرسودگي تان خواهد شد. اين افراد گرايش به گوشه گيري دارند و در نتيجه دوستان ؛خانواده ؛و حتي افرادمتخصص در امر بهداشت رواني را پس مي زنند .
دريك كلام مي توان گفت براي اين افراد همه چيز غير قابل تحمل است حتي زندگي !
" وينگ" معتقداست كه كارزدگي موجب مي شود فرد نتواند فشار رواني را تحمل كند.كارآيي فرد به رغم تمام توانايي و لياقتي كه دارد افت قابل ملاحظه اي خواهد داشت .البته توجه داشته باشيد كه اين نشانه ها به يك باره بروز نخواهندكرد.مثلا" فرد در ابتدا تنها يك احساس منفي از كاردارد.
درمرحله دوم انجام وظيفه افت مي كند.درمرحله سوم حتي حضور در محيط كار هم دشوار خواهدشد.