سرنوشت سازمان در دستان روابط عمومی

در شرایط کنونی سرمایه های اجتماعی نیز از سرمایه های انسانی ارزشمند تر می باشند. در شرایط کنونی سرمایه های اجتماعی نیز از سرمایه های انسانی ارزشمند تر می باشند.
در مديريت امروز بحث منابع اجتماعي به شکلي مجزا از منابع انساني مورد توجه قرار گرفته و به آن پرداخته شده است و هرچند که بحث از سرمايه ي انساني فراتر از سرمايه هاي مادي مطرح مي شود ولي به جرأت مي توان گفت که در شرايط کنوني سرمايه هاي اجتماعي نيز از سرمايه هاي انساني ارزشمند تر مي باشند.
سرمايه ي اجتماعي از نظر جايگاه در کنار سرمايه ي فکري (به مفهوم دانش کاربردي سازمان) و در زيرمجموعه ي سرمايه ي انساني قرار مي گيرد. ايده ي سرمايه ي اجتماعي براي اولين بار توسط دانشمندان علوم اجتماعي در مفهوم وسيع ثروت اجتماعي و درآمد اجتماعي وارد ادبيات شد. اما در سال هاي اخير آسيب هايي که جوامع و سازمان ها با آن مواجهند انديشمندان علوم مديريت را به استفاده از اين مفهوم تشويق کرده است. در حالت اخير ايده ي سرمايه ي اجتماعي مجموع ارزش اقتصادي حاصل از شبکه ي نرم افزاري از هنجارها و ارزش ها را که ازطريق تسهيل رفتارهاي جمعي مردم و افراد را به هم وصل مي کنند دربر مي گيرد.

سرمايه ي اجتماعي برخلاف فردگرايي - که طبق آن هر فردي حاکم مطلق سرنوشت خويش است و بر اساس توانايي ها و تلاش هاي خود موفق شده و يا شکست مي خورد - معتقد است سرنوشت هر کسي به روابطي که او با ديگران دارد بستگي دارد و اين روابط در سازمان توسط روابط عمومي تنظيم شده و شکل مي گيرد و در نتيجه رمز موفقيت هر سازماني در چگونگي تنظيم اين روابط ترسيم مي شود.
ـ تعاريف متنوع ارايه شده از سرمايه ي اجتماعي در چهار عنصر با هم مشترکند:

۱) مشارکت در شبکه ها
۲) عملکرد متقابل
۳) هنجارهاي اجتماعي
۴) اعتماد 

- سرمايه ي اجتماعي آثار و نتايج مثبت فراواني درپي دارد که از جمله مي توانيم اشاره کنيم به :
۱) اعتمادسازي
۲) ايجاد يکپارچگي و همکاري
۳) تقويت درک متقابل
۵) افزايش خلاقيت
۶) شتاب گرفتن دادوستد ها و ...

ـ براي تقويت سرمايه ي اجتماعي در سازمان راه هاي زير توصيه شده است:
۱) تشويق و تقويت نهادهاي اجتماعي و حرفه اي
۲) برنامه ريزي براي غني سازي فرهنگ اجتماعي و سازماني
۳) توجه به ارتقاي سرمايه در آموزش
۴) پرورش حس همکاري
۵)دلبسته کردن کارکنان به سازمان

روشن است که مديريت منابع انساني مي تواند ابزار مهمي در تقويت سرمايه هاي اجتماعي سازمان باشد. مثلاْ از طريق دلچسب کردن محيط کار، طراحي سياست هاي رشد و ارتقاء براي کارکنان و تقويت گروه هاي غير رسمي مي توان سرمايه هاي اجتماعي سازمان را تقويت نمود و اين همه ميسر نخواهد شد مگر با تقويت روابط عمومي و اعتماد به آن.