يکي از مهمترين چالشهاي کنوني نظام خبر و اطلاع رساني در کشور ما تشخيص مرز شفافيت و خطوط قرمز است، به نحوي که اين موضوع به محل چالشي در عرصه رسانه ها، سازمانها و حلقه هاي واسط يعني روابط عمومي ها بدل گشته است. هريک از اين بخشها به لحاظ ملاحظات ساختاري و ماهيتي از طرفي سعي در پايبندي به جريان آزاد اطلاعات دارند و از سويي رعايت خطوط قرمز و حريم هاي اطلاع رساني مد نظر قرار مي دهند. اما براستي محدوده خطوط قرمز در کجا قرار دارد؟ چه کسي آن را تعيين مي کند؟ چه مباني يا روشهايي در ترسيم جايگاه آن وجود دارد و چگونه مي توان به درستي حريم ها و مرزهاي تعيين شده پي برد؟
به طور مشخص در فرايند اطلاع رساني در سازمانهاي دولتي سه عامل اصلي و تاثيرگذار وجود دارد:
۱) مدير سازمان
۲) روابط عمومي سازمان
۳) مردم يا مخاطبان سازمان (رسانه ها)
آنچه به عنوان محل اختلاف و گاه تنش در جريان اطلاع رساني قرار دارد مرزبنديهايي است که هر يک از اين سه براي خود در نظر مي گيرند.
بنابر واقعيات جاري کشور ما معمولا آنچه از نظر مدير دستگاه مرز اطلاع رساني يا خط قرمز است با ديدگاه روابط عمومي آن دستگاه منطبق نمي گردد. مديران معمول موضع محتاطانه تري در انتشار اخبار، اطلاعات سازمان خود دارند و روابط عمومي ها به دليل تعهد حرفه اي ، دايره وسيعتري را در خبر رساني مدنظر قرار مي دهند و اين اختلاف نظر، گاه به وقوع تنش ميان اين دو مبدل مي گردد. از سويي کشمکش ديگري در نقطه انعکاس اخبار و اطلاعات از روابط عمومي به مخاطب شکل مي گيرد. در اين بين معمولا انتظارات مخاطب فراتر از خروجي هاي روابط عمومي است که البته اقناع و مجاب ساختن او با رعايت حد و مرزهاي خبري کار ساده اي نيست.
با مروري گذرا به کارکرد اطلاع رساني در دستگاههاي دولتي، گرايش به سلايق و ديدگاههاي مديران سازمانها به شکل بارزي در روابط عمومي ها رايج است. اين موضوع که در پيکره اغلب سازمانها رواج يافته از فاصله معني دار روابط عمومي ها با رسالت حرفه اي و تخصصي خود در امر اطلاع رساني حکايت دارد. آنگاه که سازمان احساس مي کند لازم است اطلاعات و اخباري در مورد موضوعي به آگاهي مردم برسد يا آنکه بر اثر فشار افکار عمومي و انتظار عطش آگاهي از جزئيات موضوع ، سازمان را به واکنش وادار مي سازد. ماجراي نحوه اطلاع رساني، مرز و حريم آن آغاز مي گردد، در يک سو مدير سازمان به عنوان پاسخگوي تمامي مسايل و تعهدات سازمان به مسئولين مافوق يا خدمت گيرندگان و در يک سو روابط عمومي سازمان با مسئوليتهاي حرفه اي و فشار رسانه ها و افکار عمومي قرار دارد و از طرفي ديگر مخاطب به نمايندگي از او رسانه ها اعم از روزنامه، خبرگزاريها و راديو و تلويزيون جاي دارند.
در اين رابطه هريک از سه طرف موضوع با در نظر گرفتن جايگاه و وظايف و مسئوليتها حد و مرزي را در اطلاع رساني يا اطلاع يابي براي خود قائلند که در جاي خود قابل توجه و نيازمند بازکاوي است:
● خطوط قرمز از نظر مديرسازمان
همانگونه که گذشت مدير هر دستگاه بنابر حساسيتها و تعهدات سازماني که گاه با مسايل حساس همانند امور امنيتي و سياسي کشور مرتبط است به موضوع اطلاع رساني نگاه متفاوتي دارد و خطوط قرمز نزد اوبسيار پر رنگ تر از مطالبات و تقاضاي موجود در يافتن اخبار و اطلاعات است او به دليل موقعيت حساس خود نگاه محتاطانه تري در شفاف سازي مسايل دارد و معمولا به دليل در نظر گرفتن برخي ملاحضات و يا آگاه بودن از مسايل پيچيده و محرمانه تمايل کمتري در بازگويي اخبار دارد. به همين سبب مديران دستگاهها به اقتضاي حساسيت نوع فعاليت سازمان همواره با فاصله معناداري از رسانه ها حرکت مي کنند و به طور معمول روابط عمومي سازمان را در مقابل فشار افکار عمومي قرار مي دهند و پاسخگويي به موضوع را به اين بخش احاله مي دهند در اينجا چالش و اختلاف نظر مدير سازمان با روابط عمومي اش آغاز مي گردد. مدير روابط عمومي دستگاه طبعا به دليل مسئوليتها، تعهدات و نگاه حرفه اي که به حوزه اطلاع رساني دارد کار سختي را در انجام همزمان مسئوليتهاي سازماني و نقش هاي حرفه اي خواهد داشت بنحوي که شايد کمتر از عهده هر دو جنبه بخوبي برآيد.
● خطوط قرمز و حرفه روابط عمومي
به قولي معروف، روابط عمومي نزد مخاطبان وکيل مدافع سازمان و نزد مديران سازمان، مدعي العموم مردم است اما درست همين نقطه محل چالش است. چگونه مي توان در بعد اطلاع رساني اين دو را يکجا جمع کرد. به نحوي که با تعيين مرزي هم رسالت حرفه اي روابط عمومي در شفافيت و اطلاع رساني حفظ شود و هم مدير دستگاه از افشاي برخي اطلاعات سازمان خشمگين نگردد.
روابط عمومي ها با اشراف کامل به مسايل و اطلاعات سازمانها در اين بين وظيفه حرفه اي خود مي دانند که موضوعات مورد نياز مخاطبان را به طور شفاف تا مرز اقناع به ايشان منعکس و در عين حال حد و مرزها و خطوط قرمز را نيز حفظ کنند، اما آيا مي توانند در اين کار توفيق کاملي داشته باشند؟ موضوع نارضايتي و دلخوري رسانه ها از اطلاع رساني ضعيف و ناکافي دستگاهها از کجا نشات مي گيرد؟ روابط عمومي ها چگونه بايد بين آنچه که مخاطبان را اقناع مي کند در برابر حريمي که خود بدان قائلند و يا از آن سخت گيرتر مديران سازمانها در نظر دارند گزينش درستي صورت دهند؟ در صورت بروز اشتباه آسيب و خسارت متوجه چه کسي خواهد بود؟
پيامد سختگيري در انعکاس اخبار و اطلاعات، بروز پديده ناميمون منابع غير رسمي اطلاعات در بدنه سازمانهاست به اين علت که رسانه ها براي بدست آوردن جزئيات خبر وقتي از روابط عمومي دستگاه و منابع رسمي نا اميد مي شوند به سراغ منابع غير رسمي در درون سازمانها مي روند و اين امر پيدايش باندهاي خبري و اطلاعاتي را در سازمانها موجب مي گردد و از طرفي روابط عموميها را از وجاهت در درون دستگاه خلع نموده به حاشيه مي راند.
آنچه مسلم است شفافيت در اطلاع رساني، جزو ذات حرفه روابط عمومي است اما هنگامي که روابط عمومي در جريان ارتباط با مدير دستگاه مطابق با مشي مورد نظر او حرکت کند، مخاطبان به دليل قرار گرفتن او در قالب مدير سازمان به کيفيت اطلاع رساني او با ديده ترديد خواهند نگريست و آن را غير شفاف و مبهم خواهند دانست و در صورت ناهماهنگي با مشي مدير دستگاه بين اين دو اصطحکاک به وجود خواهد آمد و اين تنش ادامه خواهد داشت تا جايي که يکي از اين دو عرصه را به نفع ديگري خالي کند که تجربه نشان داده در اين گيرو دار نهايتا روابط عمومي ها به لحاظ موضع ضعيف تر قرباني سليقه و ديدگاه مديران سازمانها مي شوند و به جاي شفاف سازي توجيه گر رفتار و عملکرد سازمان خود مي شنوند.
● خطوط قرمز و مخاطب
گرچه مخاطب نهايي سازمانها در اطلاع رساني اقشار مختلف مردمند اما رسانه ها اعم از خبرگزاريها، مطبوعات، راديو و تلويزيون به عنوان نماينده افکار عمومي در کسب اخبار نوک پيکان مطالبات مردم هستند.روي ديگر اختلاف و درگيري روابط عمومي ها زمان انعکاس اخبار به اين مخاطبان است آنجايي که نمايندگان رسانه ها براي تهيه اخبار روزانه خود دائما عملکرد فعاليت دستگاهها و سازمانهاي مختلف مرتبط با مسايل اقتصادي، سياسي و ... را زير نظر دارند و مرتب با سازمانها و روابط عمومي ها در ارتباط و تعامل هستند، به لحاظ ماهيت و ذات حرفه رسانه اي و لزوم اقناع مخاطبان خود و ايجاد جاذبه، مشتاق کسب اخبار و اطلاعات عريان و شفاف با تمام جوانب و زواياي آن هستند تا بتوانند ضمن انعکاس اصل موضوع، تحليل جامع و جذابي از آن تهيه کنند، در اين بين اختلاف و چالش به شکل ديگري نمايان مي شود نخست اين که رسانه ها از روابط عمومي انتظار دارند جزئيات کاملي از مسايل مورد نظر منعکس کند، حال آن که روابط عمومي که خود پيش از آن برسر نحوه انعکاس خبر مرحله اي سختي را گذرانيده در روي ديگر، با نمايندگان افکار عمومي به شکل ديگري دچار تعارض و بحث و چانه زني خواهد شد بدين سبب روابط عمومي در اين چرخه از سويي به دليل مواجهه با دو ديدکاه متفاوت در تعيين خط و مرز خبر رساني دچار مساله خواهد شد.
۱) ديدگاهي که انعکاس خبر را در حد قطره چکاني و محتاطانه کافي مي داند.
۲) ديدگاهي که اطلاعات را در عريان و شفاف مي خواهد.
● سخن آخر
امروزه سازمانها و دستگاههاي دولتي کشور، ناگزير از تطبيق شيوه هاي خبررساني خود با روشهاي نوين هستند فلدا حل چالشهايي از قبيل تعيين مرزبنديهاي خبري اطلاع رساني و از همه مهمتر شفاف سازي عملکرد خود براي اقناع افکار عمومي و هم جهت ساختن آنها با برنامه ها و استراتژيهاي کلي کشور امري ضروري است بنابر اين به حداقل رسانيدن تنش ها و اختلاف، در محدوده اطلاع رساني و رسيدن به نقطه تفاهم در مرزبنديها و خطوط قرمز با حفظ اصل شفافيت و رعايت شان حرفه اي تريبونهاي سازمانها يعني روابط عمومي ها لازم به نظر مي رسد.