مفهوم جامعهٔ اطلاعاتي كه در ابتدا در طول سالهاي ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مورد اشاره قرار گرفت و به ويژه از نيمهٔ دوم دههٔ ۱۹۹۰ به بعد به كرات مورد استفاده واقع شد،بازگوكنندهٔ تركيب و همگرايي فناوريهاي نوين ارتباطي و تجديد ساختار نظام سرمايهداري و گشايش مرحلهٔ تازهاي در جوامع بشري است.
اطلاعات و جامعهٔ اطلاعاتي هم اكنون تمامي جنبه حيات بشري را تحت تأثير قرار داده است و بويژه در عرصههاي سازماني، روابط سازمان با محيط پيرامون و با مخاطبان و سازمانهاي ديگر را دگرگونيهاي عظيمي به وجود آورده است. به طوري كه امروزه مقولاتي مانند به رسميت شناختن حق دسترسي مخاطبان به اطلاعات، شفافسازي اطلاعاتي، پاسخگويي نهادها و سازمانها، اطلاعرساني و صريح، حق نظارت شهروندان بر نهادهاي حكومتي، مشاركت مخاطبان و شهروندان در تصميمگيري نهادها و سازمانها و ... مورد توجه قرار گرفته است دراين راستا روابط عمومي سازمانها، به عنوان يكي از تخصصيترين نهادها در امر جامعه اطلاعاتي با گردآوري سيستماتيك و درست اطلاعات، نقش مؤثر و غيرقابل انكاري در جامعه اطلاعاتي باز ميكند.
● جامعهٔ اطلاعاتي چيست؟
اصطلاح جامعهٔ اطلاعاتي، بازگو كننده توسعه تكنولوژيهاي نوين اطلاعاتي و تجديد سازمان جامعه، پيرامون جريان اطلاعات است. واژهٔ جامعهٔ اطلاعاتي و مفاهيم شبيه به آن يعني "عصر اطلاعات" و "عصراقتصاد دانش" جامعهاي را توصيف ميكند كه براي توليد انواع كالاها و خدمات وابستگي زيادي به كار برد تكنولوژي اطلاعات وجود دارد. اتكاي روزافزون بر فعاليتهايي است كه مستقيم با توليد، توزيع وكاربرد اطلاعات مرتبط است. در حقيقت اين مفهوم نيز در ابتدا براي توصيف مشخصات نوين كشورهاي فراصنعتي به كار رفته است، كشورهايي كه در آنها همه چيز وابسته به اطلاعات است. جامعهٔ صنعتي براي افزايش كار بدني انسانها به نيروي دروني موتورها نيازمند بود، اما جامعهٔ اطلاعاتي براي افزايش كار ذهني نيازمند تكنولوژي كامپيوتر است.
فرانك و بستر براي جامعهٔ اطلاعاتي پنج نوع تعريف را مشخص كرده است كه هر كدام از آنها يكي از جنبههاي مشهود جامعه اطلاعاتي را مدنظر قرار دادهاند.
الف) تعريف تكنولوژيكي جامعهٔ اطلاعاتي :
مقبولترين تعريف در جامعه اطلاعاتي، بر نوآوري فوقالعاده تكنولوژيك بنا شده است. مفهوم كليدي اين است كه پيشرفتهاي خيره كننده در پردازش، نگهداري و انتقال اطلاعات در واقع به كاربرد فنآوريهاي اطلاعاتي درتمامي زواياي حيات اجتماعي انجاميده است.
ب) تعريف شغلي جامعهٔ اطلاعاتي :
يكي از معيارهاي اعلام ظهور در «جامعهٔ اطلاعاتي» تغيير شغلي است. گفته ميشود وقتي مشاغل اطلاعاتي وجه غالب شغلها ميشوند، ما به «جامعهٔ اطلاعاتي» ميرسيم يعني از وقتي تعداد كاركنان ادارهها، آموزگاران، قضات و هنرپيشگان بر تعداد معدنچيان، فلزكاران، كارگران بنادر و كارگران ساختماني فزوني گرفتهاند «جامعهٔ اطلاعاتي» فرا رسيده است.
ج) تعريف مكاني از جامعهٔ اطلاعاتي :
در اين برداشت از "جامعهٔ اطلاعاتي" تأكيدعمده بر روي شبكههاي اطلاعاتياي است كه مكانهاي جغرافيايي را به يكديگر پيوند ميدهند و بر سازمان، زمان و مكان تأثيرشگفتانگيزي دارند. جان گودردچهار عنصر درهم تنيده را در انتقال به يك «جامعهٔ اطلاعاتي» معرفي ميكند.
۱) اطلاعات در حال اشتغال صحنهٔ اصلياي است كه سازمان اقتصاد جهاني به عنوان يك «منبع استراتژيك كليدي» به آن وابسته است.
۲) تكنولوژيهاي ارتباطي و رايانهاي زيرساختي را فراهم ميكنند كه باعث ميشود اطلاعات پردازش و توزيع شود.
۳) نظام مالي- بانكي و پولي سنتي جهان تحول مييابند.
۴) رشد "اطلاعاتيسازي" اقتصاد، در حال آسان كردن وحدت اقتصادهاي ملي و منطقهاي است.
د) تعريف اقتصادي جامعهٔ اطلاعاتي :
اقتصاد اطلاعات شاخهاي از صنايع اطلاعاتي است كه با تلاشهاي فريتزمالكوپ پايهگذاري شد و كتاب وي «توليد و توزيع دانش در ايالات متحده» نقطه ايجاد مقياسهاي "جامعهٔ اطلاعاتي» را در شرايط اقتصادي، تشكيل داده است در اين اثر مالكوپ كوشيده تا با مقياس هاي آماري به قلمروي صنايع اطلاعاتي گام بگذارد. او صنايع اطلاعاتي را به پنج گروه صنعتي گسترده (آموزش و پرورشي، رسانههاي ارتباطي، ماشينهاي اطلاعاتي، خدمات اطلاعاتي و ساير فعاليتهاي (اطلاعاتي) تقسيم كرد.
ه) تعريف فرهنگي از جامعه اطلاعاتي :
شبانه روزي شدن پخش راديو، تلويزيون، گسترش سطح پخش از سطح محلي و ملي به سطح بينالمللي و جهاني، افزايش توليد برنامهها و فيلمها و آگهيها در مكانهاي ثابت و متغير و انواع رسانهها تأكيدي بر اين نكتهاند كه ما در جامعهاي سرشار از رسانهها زندگي ميكنيم. رسوخ اطلاعات به درون خصوصيترين قلمرو زندگي، مجموعه واژگان محيط نمادين ما را افزايش ميدهد. فرهنگ كنوني، آشكارا نسبت به تمامي دورههاي پيشين سرشارتر ا اطلاعات است. ما در محيطي لبريز از اطلاعات زندگي ميكنيم. اين امر به سبب انفجار نشانهسازي است كه برخي آن را نشانهٔ ورود به «جامعهٔ اطلاعاتي» ميدانند.
● ويژگيهاي جامعهٔ اطلاعاتي :
جامعهٔ اطلاعاتي تبلوري نا محدود از كليهٔ فرآيندهاي متعارف و سنتي اجتماعي، نظيركسب و كار، آموزش و ... حتي فعاليتهايي نظير تفريحات و امثالهم در قالبي نوين با استفاده از فناوريهاي ارتباطات و اطلاعات است. در يك جامعهٔ اطلاعاتي، اطلاعات به سرعت توليد ميشود و در اختيار ديگران قرار ميگيرد، محدوديتهاي زماني و مكاني به ميزان قابل توجهي از بين مي روند. تمام پردازش ها به صورت الكترونيكي خواهد بود. با استفاده از فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطات شيوهٔ زندگي و كسب كار بشدت تغيير ميكند.
● ديدگاه دانيل بل
دانيل بل جامعهشناس برجستهٔ آمريكايي دركتاب «جامعهٔ فرا صنعتي» دربارهٔ تفاوت جامعهٔ صنعتي و فراصنعتي يا اطلاعاتي خاطرنشان ساخته است كه در جامعهٔ پساصنعتي برخلاف جامعهٔ صنعتي كه بر اساس «تكنولوژي ماشيني» پايهگذاري شده، بر مبناي «تكنولوژي فكري» شكلدهي شده است. همچنين در حالي كه سرمايه و كار عناصر ساختاري عمدهٔ جامعهٔ صنعتي را تشكيل ميدهند. اطلاعات و معرفت دو عنصر اساسي جامعهٔ اطلاعاتي كه به شمار ميآيند.
بل به چگونگي انتقال از "جامعهٔ صنعتي"، به مرحلهٔ «فراصنعتي» و به عبارت ديگر تبديل به جامعهٔ مبتني بر توليد كالا به يك جامعه مبتني بر توليد و عرضه خدمات توجه ويژهاي كرده است و پنج ويژگي مهم براي "جامعهٔ فراصنعتي" برشمرده است :
۱) توزيع اشتغال : در چنين جامعهاي، طبقهٔ شاغل در فعاليتهاي حرفهاي و تكنيكي از لحاظ چگونگي اشتغال افراد بر طبقات ديگر برتري مييابد.
۲) بخشي اقتصادي : در جامعهٔ پساصنعتي، اقتصاد مبتني بر توليد كالا به اقتصاد خدماتي تبديل ميشود.
۳) اصل محوري : دانش نظري به منزلهٔ منبع نوآوري و سياستسازي جامعه، نقش كانوني و محوري دارد.
۴) روند آينده : در جامعه ياد شده، گرايش به كنترل تكنولوژي و ارزيابي تكنولوژي براي آيندهاي بهتر رو به افزايش است.
۵) تصميم گيري : در جامعه پساصنعتي، يك تكنولوژي فكري نوين در جهت كمك به تصميمگيري ايجاد ميشود.
▪ به طور كلي ويژگيهاي اصلي و كليدي جامعهٔ اطلاعاتي به اين صورت است :
۱) كاهش سريع اثر فاصله جغرافيايي و زمان در انجام فعاليت.
۲) تغيير بنيادين در نحوهٔ توليد ثروت و ارزش در مراحل گوناگون.
۳) توسعه و ارائهٔ محصول به بازارها به طور خاص، تبديل منابع سنتي اقتصاد به هوش و مهارتهاي انساني.
۴) تغيير و تحول در مفاهيم و شاخصهاي اقتصادي، اجتماعي، مديريت و سازماندهي.
۵)تغيير در ساختار و ماهيت اشتغال، تبديل عملكرد سنتي به كاركرد دائمي مبتني بر تكنولوژيهاي ارتباطات واطلاعات .
۶) تأكيد بر آموزش در محيطهاي آموزش الكتروني.
۷) امكان انتشار بهترين روشها در مناطق كمتر توسعه يافته و حركت جهشي توسعه.
۸) تقويت مهارتهاي فناوري ارتباطات و اطلاعات و گسترش مسائل جديد باارزش افزايي بالا.
۹) تضعيت سريع و زوال عوامل پايداري سيستمهاي بسته اقتصادي، اجتماعي و سياسي و گسترش روند افزون سيستمهاي باز.
۱۰) تغييرات اساسي مؤلفههاي اقتدار، خصوصاً عوامل مؤثر در قدرت سياسي حكومتها و توزيع قدرت به سمت عدم تمركز.
۱۱) افزايش چشمگير پيچيدگي در مسايل جهاني و معاملات بينالمللي اقتصادي و اجتماعي.
۱۲) به طور كلي ميتوان گفت كه سرعت در اطلاعرساني مهمترين ويژگي جامعهٔ اطلاعاتي است و جامعهٔ اطلاعاتي با اين ويژگيها و ساز و كارها، مديريت و نيروهاي علمي و اجزاي جديدي را ميطلبد.
۱۳) فراگيري رسانهها : سرعت فراگيري رسانهها در اثر نوآوريهاي فوقالعاده تكنولوژيك و بيبديل اطلاعاتي و ارتباطي به وجود آمده است. كنش متقابل مخاطبان و رسانهها و توليدكنندگان و مصرفكنندگان اطلاعاتي در جامعهٔ اطلاعاتي به طور غيرقابل انكاري افزايش پيدا كرده است.
۱۴) ويژگي سياسي : امروز- دولتها در تلاشند تا با تكيه بر فنآوريهاي نوين اطلاعاتي روش حكومتي خود را به گونهاي تغيير دهند تا رسالت پاسخگويي به مردم را در كمترين زمان، با بهترين كيفيت و كمترين هزينه به انجام برسانند و اينترنت بهترين راه رسيدن به اين مقصود است. دولت الكتروني نتيجه و اثر تكنولوژيهاي نوين در جامعه اطلاعاتي است كه منجر به تسهيل ارائهٔ خدمات دولت به شهروندان، حذف لايههاي زائد مديريت دولتي، فراهم كردن دسترسي آسان شهروندان، تجار و كارمندان و ساير سطوح دولتي به اطلاعات و خدمات دولتي، تسهيل فرآيندهاي اجرايي مؤسسات و كاهش هزينهها و حذف سامانههاي مازاد و كارآمد ساختن عمليات دولتي جهت، تضمين پاسخگويي سريع به نيازهاي شهروندان ميشود.