آموزش در روابط عمومی ایران ؛ اصلی كه به فراموشی سپرده شده است
امروزه آموزش در هر رشته علمي و هنري يكي از ضروريات اساسي و بدون آن نميتوان مهارتها و روشهاي كاربردي و نوين علمي را ترويج داد. به طوريكه كانون حركت به سوي توسعه يافتگي و تداوم آن همواره در سايه آموزش صورت گرفته و سرمايهگذاريهاي آموزشي در برنامههاي كلان سيستمهاي اجتماعي و اقتصادي جايگاه ويژهاي را دارا هستند. اين موضوع در مورد روابط عمومي سازمانها نيز از اهميت ويژهاي برخوردار است.
امروز بر خلاف گذشته سلسله وظايف و فعاليتهاي روابط عمومي در تبليغات و ارتباطات رسانهاي خلاصه نميشود و اين فعاليتها از گسترده فعاليت تبليغاتي پا به عرصه فعاليتهاي برنامهريزي، سازماندهي، پژوهشي و افكارسنجي نهاده است و بدون كسب آموزشهاي لازم نميتوان به چنين رشدي رسيد و روابط عمومي را در رسيدن به اهداف بلندمدت توانمند ساخت. )ابراهيمي ديزآبادي، ۴۳ :۱۳۷۵).
بررسيها نشان ميدهد كه نخستين تشكل آموزشي دانشگاهي فنون روابط عمومي در جهان در سال ۱۹۲۰ در دانشگاه ايلينوي امريكا شكل گرفت. )قاضي، ۹ :۱۳۷۶).
در ايران نيز پس از تشكيل اولين واحد روابط عمومي به صورت نوين در سال ۱۳۳۰ نخستين اقدامات در جهت شناسايي و آموزش اين رشته توسط شركت نفت با همكاري وزارت اطلاعات و جهانگردي شكل گرفت كه اقدام به برگزاري كلاسهاي كوتاه مدت آموزشي و سمينار كردند. در همين راستا نخستين همايش روابط عمومي ايران (۳۰ آذر ۱۳۴۳) و دومين همايش روابط عمومي (۱۳ مهر ۱۳۴۴) در آبادان و كرمانشاه برگزار شد و در كلاسهاي كوتاه مدت آن كارمندان روابط عمومي اصول، مقدمات و تكنيكهاي روابط عمومي را فرا ميگرفتند.
در سال ۱۳۴۶، مؤسسه عالي روابط عمومي تأسيس شد كه در سال ۱۳۵۰ نام آن به دانشكده علوم ارتباطات تغيير يافت كه فعاليتهاي آن تا سال ۵۷ ادامه داشت و هر ساله تعدادي ليسانس روابط عمومي از آن فارغ التحصيل ميشدند. )قاضي، ۳۵ :۱۳۸۲).
آموزش دانشگاهي روابط عمومي با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال ۵۸ مختل شد و در خود سازمانها نيز واحد روابط عمومي به دليل كاركرد نامناسبش در رژيم گذشته مورد بياعتنايي قرار گرفت. اما در سال ۱۳۶۳ در سمينار روابط عمومي با شركت مديران روابط عمومي، مسئله آموزش در قالب يكي از كميسيونهاي همايش قرار گرفت و مورد توجه واقع شد. )قاضي، ۵۴ :۱۳۸۲).
آموزش تخصصي و دانشگاهي روابط عمومي در سال ۱۳۶۹ با تلاش استاداني نظير معتمدنژاد و نطقي، به عنوان شاخهاي از علوم ارتباطات اجتماعي بازگشايي شد و در گرايش روابط عمومي به پذيرش دانشجو پرداخت. )قاضي، ۱۵ :۷۶). وقفه ۲۰ ساله در آموزش دانشگاهي روابط عمومي )از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۹)، تاريخ آموزش تخصصي روابط عمومي را در ايران به ۲۰ سال تنزل داد و بالطبع روابط عمومي را از مسير رشد و توسعه خود عقب انداخت.
ماگداپيشگا(۱) و جكوي. ال. اتانگ(۲)، استادان روابط عمومي استرلينگ انگلستان در مورد آموزش دانشگاهي روابط عمومي معتقدند كه آموزش روابط عمومي بايد تكميل و از درون انضباطپذير شود و توسط دانشگاهياني تدريس شود كه به راحتي به انضباطهاي حرفهاي آشنايي دارند تا بدين ترتيب كمكي به فراگيري نظريات مختلف و تنوع و استنباط هر موقعيت خاص به دانشجويان باشد. اگر اين كار در نظر گرفته شود دانشجويان براي جدي بودن ترغيب ميشوند. آموزش روابط عمومي به سبك درون انضباطي طالب انعطافپذيري منطقي از جانب دانشجو و دانشگاه است. بدين لحاظ اين حوزهاي است كه در آن قابليت انتقال يك آموزش عالي وجود دارد.
به نظر اين دو استاد روابط عمومي در دانشگاه استرلينگ مسئوليت دانشگاهها در حوزه روابط عمومي به قرار زير است:
۱) تعريف و بازكردن مفاهيمي كه در عمل مورد استفاده قرار ميگيرد.
۲) شناسايي منابع و آراء در انعكاس اهميت آنها به دنيايي كه ما در آن ساكن هستيم. در اين ميان نقش استادان روابط عمومي مطمئناً آفرينش انديشههاي روابط عمومي از طريق فلسفه اخلاق، رسانههاي جديد، فلسفه زبان، جامعهشناسي، ارتباطات و مطالعات ملي و مديريت و بازرگاني است. اين مطلب نشان ميدهد كه نقش و سهم مربي در فرآيند حرفهاي كردن روابط عمومي بسيار زياد است. )مجله تحقيقات روابط عمومي، ۷۷.
توجه به آموزش دانشگاهي روابط عمومي در ايران با قدمتي ۳۷ ساله و آموزش آن طي ۲۷ سال )يعني از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۸ و از سال ۱۳۶۹ تاكنون( گرچه حاكي از پيشينه مناسب آموزش روابط عمومي در كشور است. اما با وجود اين سابقه مناسب آموزش روابط عمومي در ايران از ضعفهاي جدي رنج ميبرد.
● نقاط ضعف آموزش روابط عمومي در ايران:
بيترديد هرگونه اقدام براي تقويت و اصلاح نظام آموزشي روابط عمومي در ايران منوط به شناسايي دقيق ضعف آموزشي روابط عمومي است.
▪ در زير نقاط ضعف روابط عمومي ايران آمده است:
۱) عدم استمرار در آموزش دانشگاهي:
يكي از عوامل ضعف در آموزش دانشگاهي روابط عمومي ايران عليرغم ديرينه بودن قدمت، عدم استمرار در آموزش روابط عمومي است. مطالعه تاريخ آموزش روابط عمومي در ايران نشان ميدهد كه متأسفانه از سال ۱۳۵۸ با نظر شوراي عالي انقلاب فرهنگي، آموزش روابط عمومي متوقف شد و اين توقف تا سال ۱۳۶۹ ادامه داشت. با وجود از سرگيري آموزش دانشگاهي روابط عمومي در ايران، از سال ۱۳۶۹ هنوز هم نياز به آموزش مستقل روابط عمومي كاملاً محسوس است.
۲) آغاز آموزش روابط عمومي در ايران بدون ايجاد امكانات لازم:
اين مسئله باعث بروز مسائل جديتر شده و عواملي نظير نبود استادان روابط عمومي و منابع درسي لازم باعث ضعفهاي جدي در آموزش روابط عمومي شده است. به گونهاي كه هم اينك در كشور ما حتي يك كارشناس ارشد روابط عمومي وجود ندارد. در حاليكه ضرورت راهاندازي دوره كارشناسي ارشد براي ارتقاء سطح كيفي فعاليتهاي روابط عمومي كاملاً به چشم ميخورد.
۳) سهم اندك دروس تخصصي روابط عمومي در مجموع دوره كارشناسي روابط عمومي:
بررسي تعداد واحدهاي دوره كارشناسي روابط عمومي نشان ميدهد كه از مجموع حدود ۱۴۴ واحد درسي اين دوره صرفاً ۱۳/۸ درصد دروس، دروس تخصصي روابط عمومي هستند.
۴) تعداد بسيار اندك دروس عملي دوره كارشناسي:
از ميان تعداد كل واحدهاي روابط عمومي تنها ۲۵ درصد عملي هستند و ۷۵ درصد دروس نظري را در بر ميگيرد.
۵) فقدان درس كارورزي يا كارآموزي عملي:
يكي از نقاط ضعف همين مسئله است. مطالعه آموزش روابط عمومي ايران نشان ميدهد كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، كارآموزي عملي« به عنوان يكي از دروس روابط عمومي تدريس ميشده و دانشجو در سال چهارم كارشناسي، در يك نيمسال تحصيلي، يك دوره كارآموزي عملي را در يكي از دفاتر روابط عمومي انجام ميداد. اما اين موضوع پس از راهاندازي مجدد آموزش روابط عمومي در سال ۶۹، اين موضوع به بوته فراموشي سپرده شد.
۶) ناكافي بودن ميزان پذيرش دانشجو:
بررسي تعداد فارغالتحصيلان روابط عمومي در ايران از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۷۷ نشان ميدهد كه جمعاً ۱۴۹۴ نفر در اين رشته فارغالتحصيل شدهاند كه از اين تعداد ۱۱۷۰ نفر پيش از انقلاب و ۳۲۴ نفر پس از پيروزي انقلاب اسلامي فارغالتحصيل شدهاند. سهم دانشگاه علامه ۱۲۴۹ نفر و دانشگاه آزاد ۱۹۵ نفر بوده است. البته بعد از سال ۷۷ تاكنون اين روند در دانشگاه علامه طباطبايي و آزاد اسلامي رو به افزايش بوده است.
۷) تأكيد صرف بر مباحث نظري: الگوي آموزش روابط عمومي در ايران از الگوي اروپايي پيروي ميكند و بيشتر در پي »انباشت متمركز معارف« است و از توجه لازم به آموزش عملي و يا مهارت غافل مانده است.
۸) نبود ارتباط بين مراكز آموزش با محيطهاي عملي و كاربردي روابط عمومي.
۹) نبود و كمبود استادان و مدرسان روابط عمومي.
۱۰) ۱۰شيوه غلط گزينش دانشجوي روابط عمومي: در حال حاضر در گزينش دانشجويان روابط عمومي، علاقه و داشتن شخصيت ترغيبي و روحيه مردمي كمتر مورد توجه قرار ميگيرد.
۱۱)فقدان استقلال در پذيرش دانشجو و آموزش روابط عمومي: عدم استقلال كارشناس روابط عمومي و آموزش آن در قالب رشته ارتباطات است كه اين مسئله، امكان رسيدگي كامل به رشته درسي روابط عمومي را محدود ميسازد. همچنين عدم گزينش دانشجو براي رشته روابط عمومي از جمله مسايل قابل طرح هستند.
۱۲) فقدان منابع آموزشي كافي.
۱۳) فقدان دپارتمانهاي روابط عمومي در دانشگاهها: در دانشگاه علامه و آزاد، دپارتمان روابط عمومي وجود ندارد و گروه ارتباطات بر اين رشته نظارت ميكند.
۱۴) عدم استفاده از تكنولوژي آموزشي كافي و جديد: متأسفانه دانشكدههايي كه در آنها روابط عمومي تدريس ميشود، فقدان امكانات لازم براي آموزش دروس با استفاده از وسايل آموزشي و كمك آموزشي هستند.
۱۵) حذف پاياننامه از دوره كارشناسي: اين مسئله امكان انجام يك پژوهش عمقي و گسترده را از دانشجو ميگيرد. (رفيعينژاد،۱۳۷۷:۳۶ ۲۹
نبايد فراموش كرد كه روابط عمومي خود در يك سازمان وظيفه آموزش كاركنان اركان مختلف را بر عهده دارد و شايد به دليل همان مشكلات اوليه در آموزش كاركنان روابط عمومي است كه كاركرد آموزشي آنان نيز به فراموشي سپرده شده است. (كتابسال روابط عمومي، ۷۷ :۲۹)
از آنجا كه روابط عمومي به عنوان يك علم هميشه در حال تحول و دگرگوني است، آموزش كاركنان حال و آينده اين حرفه و بهسازي توان علمي - تخصصي آنان، يكي از امور بسيار ضروري در روابط عمومي است و بايستي با كاربرد شيوههاي مختلف كوشيد تا كاركنان روابط عمومي پيوسته با آخرين مطالب علمي روز در زمينههاي روابط عمومي و ارتباطات آشنا شوند. براي اين منظور سازمانها بايد با اشتراك با نشريات تخصصي روابط عمومي، برگزاري سخنرانيهاي تخصصي و همايشهاي آموزشي، انتشار نشريههاي آموزشي ادواري يا موردي و برگزاري دورههاي كوتاه مدت آموزشي كاركنان خود را با مباحث جديد و روز روابط عمومي آشنا سازند. )سفيدي، ۱۲۰ :۱۳۷۷).
● وضعيت كارشناسي روابط عمومي در ايران
يكي از مسايل اساسي مرتبط با توسعه آموزش روابط عمومي در سازمانها، مبحث كارشناسي روابط عمومي است. در تعريف كارشناسي روابط عمومي بايد گفت كه كارشناس كسي است كه مهارتهاي لازم يعني آموزش دانشگاهي و حرفهاي را آموخته باشد و داراي درجه ليسانس در اين رشته باشد.
بعضي از صاحبنظران روابط عمومي، كارشناس روابط عمومي را فردي ميدانند كه براي انجام وظيفه در امور روابط عمومي استخدام شده باشد و بتواند سه وظيفه مهم در توليد اطلاعات و انعكاس آن به مخاطبان، »تصويرسازي مثبت از سازمان« و »معرفي خدمات يا كالاهاي سازمان« را انجام دهد. )مفيدي، ۲۳۷ :۷۷).
گرچه آمار مشخصي از تعداد كاركنان و كارشناسان روابط عمومي در سطح كشور و حتي تهران در دسترس نيست. »اما پيشبيني ميشود كه در حال حاضر بيش از ۱۰۰ هزار نفر در روابط عمومي دستگاههاي دولتي در سراسر كشور مشغول به كار باشند. )سفيدي، ۱۶ :۷۷).
اطلاعات حاصل از نتايج يك تحقيق در مورد ۴۰ واحد روابط عمومي وزارتخانهها و سازمانهاي مستقل درسطح كشور نشان ميدهد كه از مجموع ۸۳۵ نفر كارمند آنها، ۳۴۲ نفر كارشناس داراي درجه ليسانس هستند كه از بين آنها تنها ۱۰۳ نفر داراي ليسانس در رشته ارتباطات و رشتههاي وابسته هستند. بدين معني كه از كل كاركنان اين روابط عموميها، ۶۹ درصد فاقد تحصيلات عالي، هستند كه بايد آن را نقطه ضعف اول روابط عموميها ذكر كرد. ثانياً از همين تعداد كارشناس، ۳۰ درصد داراي »تحصيلات مرتبط« هستند.
براساس نتايج اين تحقيق، تنها ۱۲/۳ درصد كاركنان روابط عموميهاي كشور را كارشناسان متخصص تشكيل ميدهند، اين در حالي است كه در كشورهايي كه روابط عمومي از توسعه مناسبي برخوردار است، اين نسبت به بالاي ۸۰ درصد ميرسد. به اين ترتيب، به نظر ميرسد يكي از ضعفهاي اساسي در نظام روابط عمومي ايران، كمبود كارشناس روابط عمومي است. در همين جا مناسب است به يكي از مسايل قابل توجه در آموزش دانشگاهي روابط عمومي اشاره كرد و آن عدم پيشبيني تحصيلات تكميلي براي رشته روابط عمومي است. اما در شرايط كنوني و با بازگشايي دانشكده علوم ارتباطات، انتظار ميرود علاوه بر دوره كارشناسي، دوره كارشناسي ارشد آن نيز داير شود تا خلاء موجود در تربيت كارشناسان آموزش ديده و حرفهاي پر شود.
يكي از مسايل ديگر مرتبط با كارشناسان در روابط عمومي اين است كه يك نوع ناهماهنگي بين تخصص آنان با پستهايي است كه در آن كار ميكنند. براي مثال در بعضي از روابط عموميها كارشناس ارتباطات پس از كارشناس امور اداري مشغول به فعاليت هستند.)