روابط عمومي ترجمهاي است از واژه انگليسي Public Relations و همانطور كه از معناي آن برميآيد مسئوليت آن بررسي و پرداختن به چگونگي تفاهم روابط بين همگان است. هنگامي كه در دايره علوم ارتباطات اجتماعي بحث از تفاهم روابط ميشود لازمه آن وجود همگان است از طرف ديگر به وضوح روابط بين همگان هميشه و به شيوههاي گوناگون موجود است و اين لازمه زندگي اجتماعي است.
بنابراين روابط عمومي منحصراً اقدام به ايجاد تفاهم روابط به معني اخص كلمه نبوده و بلكه ضمن بررسي چگونگي تفاهم روابط موجود به گسترش و سپس تنظيم و بهسازي آن روابط ميپردازد. دانشمندان علوم اجتماعي بر اين باورند كه در پهنه زندگي پيچيده صنعتي شهري و تا حدي جوامع روستايي، افراد در اجتماعي متراكمتر زندگي ميكنند و در چنين شرايط زيستي محيطي است كه فراتر از دلايل اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي، پهلو به پهلوي هم منزل ميگزيند. اگر چه نماي بيروني چنين ماواهايي نشانگر نزديكي و تماس مستقيم بين آنان است ولي از درون چنين روابطي جنبه قراردادي و رسمي داشته و در اغلب موارد از علايق و پيوستگيهاي لازم انسان خالي است. با توجه به اين حقيقت، يكي از مسايل مهم و پراهميت كه امروز در مقابل فرد، خانواده، گروه، اجتماع و ملل قرار ميگيرد مسأله تفاهم در ارتباطات اجتماعي است در محيطي كه پهنه زيست و ميدان تلاش براي ادامه زندگي آنان است.
آيا براي مفهوم توسعه ميتوان پاياني متصور شد؟
به طور كلي توسعه جرياني است كه در خود تجديد سازمان است و سمتگيري متفاوت كل نظام اقتصادي – اجتماعي را به همراه دارد.
توسعه علاوه بر اينكه بهبود ميزان توليد و درآمد را دربردارد، شامل دگرگونيهاي اساسي در زيرساختهاي نهادي، اجتماعي – ارتباطي – اداري و همچنين نگرشها و ديدگاههاي عمومي مردم است. توسعه در بسياري از موارد، حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز دربرميگيرد. زندهياد دكتر حسين عظيمي از مجموع نظريهپردازان علماي توسعه، توسعه را به معناي بازسازي جامعه براساس انديشهها و بصيرتهاي تازه در دوران مدرن، شامل سه انديشه علمباوري، انسانباوري و آيندهباوري است.
به همين منظور بايد براي نيل به توسعه، سه اقدام اساسي صورت پذيرد:
1. درك و پذيرش انديشههاي جديد و فراگذاشت تعصبها، تعلقها و تملقها. به طوري كه نگرههاي منطقي و علمي ديگران را عليرغم مخالفت با نگاه خودمان پذيرا باشيم.
2. تشريح و تفصيل اين انديشهها به گونهاي كه اين فرصتها را در اختيار صاحبان انديشه قرار بدهيم تا دامنه تأثيرپذيري آن بيشتر شود.
3. ايجاد نهادهاي جديد براي تحقق عملي اين انديشهها و حمايت همهجانبه از اين باورها، تا در سايه تهديد، فرصت تفاهم با مخالفان ايجاد شود و اين خود نخستين دستورالعمل همانديشي و اساس دموكراسي در جوامع ميباشد.
تفاهم چيست و چه پيامدهايي دارد؟
وبر در تحليل تجربي روانشناختي و تاريخي ارزيابيها، با توجه به شرايط اجتماعي پيدايش و تداوم موجوديت آنها، باوري محكمتر و تأثيرگذارتر از تبيين تفاهمي ندارد ميگويد:
تبيين تفاهمي اهميت علمي فراواني دارد و آن در تحليل علمي تجربي ميكوشد انگيزههاي تعيينكننده كشش انسان را اثبات كند. اين مهم همينطور براي ايجاد ارتباط بين ارزيابيهاي ناهمسو در بحثهايي كه دو طرف به واقع يا به ظاهر ارزيابيهايي متفاوت از يكديگر دارند نيز بيتأثير نيست. وبر ميافزايد: وقتي فردي در جستجوي رهنمودهاي عيني از ارزيابيهاي سياسي و عملي است، تمام آ« چه كه يك رشته تجربي با تجهيزاتي كه در دست دارد را ميتواند در اين باره به اثبات برساند، نظير
1. وسايل ضروري رسيدن به يك هدف معين
2. پيامدهاي اجتنابناپذير استفاده از اين وسايل 3. رقابت ارزيابيهاي متعدد بر سر نتايج عملي آنها
توسعه اجتماعي از ديدگاههاي متفاوت معناهاي مختلفي را دارد از جمله:
گذر از جامعه سنتي به جامعه صنعتي با مدرن از طريق تقسيم كار كه آن را به معني سرمايه اجتماعي، هويت انساني، عقلانيت ارتباطي، اعتماد، انسان بودن و غيره ميگرفتند. در ايران اين مفهوم با شاخصهاي هويت و اعتماد اجتماعي بيشتر مدنظر بوده است.
در ايران براي گذر از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب و دستيابي به توسعه اجتماعي سه سناريو را ميتوان متصور شد:
1. تداوم وضعيت موجود – با احتمال بسيار ضعيف؛
2. بدتر شدن وضعيت موجود – محتمل؛
3. بهبود وضعيت موجود و رسيدن به وضعيت مطلوب – محتمل ولي مشروط به:
الف) شناخت مسايل و مشكلات موجود،
ب) ترسيم دورنماي آينده،
ج) امكانشناسي و ارزيابي دقيق و برنامهريزي عملي براي توسعه اجتماعي است.
رويكردهاي توسعه اجتماعي در ايران و ظرفيتهاي موجود:
بررسيها نشان ميدهد كه كشور ما از نظر رويكردهاي اجتماعي، جامعهاي مشتمل بر امنيتهاي بسيار متعدد، متنوع و بعضاً متناقض است. بدين معني كه اجتماعات سازماني و رسمي يا تعلقات سازماني در جامعه ايران بسيار ضعيف است؛ انجمنها، احزاب سياسي، شوراهاي اجتماعي، اتحاديههاي صنفي و NGOها نيز بهتبع آن بسيار ضعيف هستند. لذا بين دو بخش رسمي و غيررسمي حيات اجتماعي مردم ايران، خلاء بزرگي وجود دارد كه منبع اصلي نابساماني يا آنتروپي اجتماعي است. توسعه اجتماعي ايران از اهميت و ضرورت عملي و اجتماعي خاصي برخوردار است. جامعه امروز ايران از پسافتادگي توسعه از نظر اجتماعي و ساختاري در رنج است. ما نيازمند همبستگي، اخلاق عمومي، جامعه مدني و اعتماد اجتماعي و ارتباطات علمي هستيم و اگر در اين راه نكوشيم آسيبها و نابسامانيهاي اجتماعي و طغيانها در راهند. كار روي ابعاد روابط عمومي توسعه متوازن و همهجانبه ايران هم در بعد علمي و هم در بعد عملي و اجرايي به طور جدي بايد مورد توجه قرار گيرد. روابط عمومي با نقش ارتباطي و اجتماعي خود ميتواند از كليه كنشهايي كه به منظور سوق دادن جامعهاي به سوي تحقق مجموعهاي منظم از شرايط زندگي فردي و جمعي صورت ميگيرد و در ارتباط با بعضي ارزشهاي مطلوب تشخيص داده شده است، توسعه را به منظور نيل به تعادلي كه تاكنون تحقق نيافته و يا راهحلي است در جهت رفع فشارها و مشكلاتي كه پيوسته بين بخشهاي مختلف زندگي اجتماعي و انساني وجود داشته و تجديد حيات مييابد، سوق دهد.
روابط عمومي با برجستهسازي در امر اطلاعرساني در ابعاد فرهنگي و اجتماعي تأكيد دارد و به نظر اين علم توسعهاي از دستاوردهاي بشر و پديدهاي است با ابعاد مختلف، توسعه دستاورد انسان محسوب ميشود و در محتوا و نمود داراي مختصات فرهنگي است، هدف از توسعه ايجاد زندگي پرثمري است كه توسط فرهنگ ارتباطات تعريف ميشود، به اين ترتيب ميتوان گفت توسعه دستيابي فزاينده انسان به ارزشهاي فرهنگي از طريق روابط عمومي است. چرا كه توسعه عليرغم آنكه يك مفهوم چند بعدي و پيچيده در عين حال كاملاً مبتني بر فطرت بشر يعني رشد ميباشد و در ارتباط با بهبود زندگي انسانها است.
جايگاه روابط عمومي در زمينهسازي توسعه تفاهم اجتماعي:
براي نيل به يك جامعه توسعهيافته و متعالي توجه به سه فرايند عمده و ايجاد هماهنگي و ارتباط شايسته ميان آنها ميتواند نشانهاي از يك تفكر راهبردي باشد. براي سامان دادن به امور جامعه چه در سطح خرد اجرايي و چه در سطح كلان به مفهوم برنامهريزي و چه در سطح توسعه كه راهبردهاي استراتژيك مطرح ميگردد بايد همگان را توسط روابط عموميها در هر سه فرايند به مشاركت دعوت كرد.
در سطح اول، ايجاد گمانهزني برمبناي ارزشهاي مورد قبول ملي، اجتماعي و سازماني مسيرهاي حركتي جامعه را تبيين ميكند.
در سطح دوم، گزينش گمانه است كه برمبناي تحول و توسعه موردنظر، گمانههاي مطرح پالايش گرديده و گمانه شاخص مطرح ميگردد. و بالاخره در بالاترين سطح؛
در سطح سوم، مسأله ايجاد تناسب بين گمانهها مطرح مي گردد كه به بيان راهبردهاي استراتژيك منجر ميگردد.