تعریف لابی گری
لابیگری به عنوان یکی از قدیمیترین حرفهها در نظامهای سیاسی و قانونگذاری مطرح است. لابیگری معمولاً مجموعهای از تلاشها برای اثرگذاری بر قانونگذاران را شامل میشود.
لابیگری به شیوههای متعددی تعریف شده، اما در واقع این حق هر شهروند یا گروهی از مردم است که تقاضایی به دولت یا مجلس خود ارائه کنند و اطلاعات لازم در خصوص آن لایحه را تامین کنند.
مرکز فناوری «ووداستاک» که موسسهای غیر انتفاعی وابسته به «دانشگاه جرج تاون» است لابیگری را اینچنین تعریف میکند: «تلاش برای اثرگذاری بر روی تصمیمات سیاسی از طریق اشکال مختلفِ وکالت، در مقابل رجال سیاسی و به نفع فرد، گروه یا سازمانی خاص.»
تعریف روابط عمومی
طبق تعریف نخستین گردهمایی انجمنهای روابطعمومی در مکزیکوسیتی (1978): «روابطعمومی علم اجتماعی و هنر تحلیل گرایشها، پیش بینی آثار آنها، مشورت با روسای سازمان و تهیه و اجرای برنامههای عملی که هم در جهت منافع مؤسسه و هم همگان باشد.»
همچنین برخی کارشناسان روابط عمومی را به عنوان «مدیریت روابط بین سازمان و جامعه» تعریف میکنند.
لابیکردن و امور عمومی
لابیکردن وابسته به تجربه و تحقیق است. افرادی که دارای روابط قوی هستند، از روابط سیاسی خود به نفع موکلانشان برای تامین دسترسی به افراد کلیدی استفاده میکنند. امروزه شرکتهای لابیگر پروندههای زیادی در مورد سیاستمداران و افراد پرنفوذ در اختیار دارند، تا بدانند برای پیشبرد یک پویش بهتر است به چه کسانی و از چه طریقی نزدیک شوند؟ لابیگری نیز مثل بسیاری دیگر از حوزههای روابطعمومی چالشبرانگیز شده.
یکی از پیچیدهترین روشها برای اثرگذاری بر قانونگذارن فعالیتی است که به عنوان ارتباطات «گرس تاپس» (grasstops) شناخته میشود. در این نوع ارتباطات آژانسهای روابطعمومی با دقت گروه خاصی از نمایندگان پرنفوذ یا «شکل دهندگان عقاید» را تشخیص میدهند. آنها یک یا چند نفر از دوستان یا آشنایان اعضای آن گروه را به خدمت میگیرند تا پیام روابطعمومی را به صورت غیررسمی در میان گروه مطرح سازند. در این روش آژانس روابطعمومی در نظر دارد این تاثیر ساختگی را روی هدفش بگذارد که «همه مردم دربارهی این موضوع صحبت میکنند» و اینکه حمایت اجتماعی گستردهای از این موضوع خواهد شد. با این روش نمایندگان حتی ممکن است متوجه نشوند که با آنها لابی شده.
امور مربوط به روابط بینالملل
به کار گرفتن بنگاههای روابطعمومی برای بهبود چهرهی یک کشور در عرصهی بینالمللی در حال تبدیل به بخش جدائیناپذیر دیپلماسی نوین است.
پاکستان و فیلیپین دو کشوری که پس از حملات یازده سپتامبر لبهی تیز تهدیدات دولت بوش متوجه آنها بود، شرکتهای تابعهی بنگاه روابطعمومی «وبرشاندویک» را به کار گرفتند. پاکستان ماهیانه 50 هزار دلار به شرکت مذکور پرداخت میکرد تا چهرهای موجهتر از این کشور در اذهان آمریکاییها بسازد و فیلیپین که بیش از 1000 سرباز آمریکایی در آن کشور علیه شورشیان تندرو در حال جنگ بودند، شرکت ارتباطات دولتی «رودز وبر شاندویک» را برای تسهیل ارتباطات خود با وزارت دفاع آمریکا به کار گرفته بود.
عربستان سعودی، وطن اکثر تروریستهای حملات یازده سپتامبر مقادیر معتنابهی را برای بازسازی چهرهی مخدوش خود در آمریکا هزینه میکند. این کشور شرکت «کورویس کمیونیکیشن» را به کار گرفته تا تلاشهایش جهت کمک به ایالاتمتحده در جنگ علیه تروریسم را تبلیغ کند و مقالاتی را به نفع کشور سعودی در رسانهها بگنجاند.
اسپینکردن دولتی
اسپینکردن (Spinning) یعنی انگارهسازی جهتدار از یک اتفاق یا موقعیت. به عبارت دیگر اسپین کردن شکلی از پروپاگاندا است که از طریق جریانسازی یا راهاندازی یک پویش (کمپین) برای انگیزش افکارعمومی له یا علیه یک فرد یا سازمان انجام میشود.
روابط بین دولت و صنعت روابطعمومی، رابطهای طولانی و تنگاتنگ است. بسیاری از لابیگرهای حرفهای کار خود را با مشاغل سیاسی آغاز کردهاند و بسیاری از روابطعمومیهای حرفهای نیز سابقهی کار در دولت را دارند. متخصصین اسپینکردن دولتی و همکاران تجاریشان از مهارتها و فنون مشابهی برای هدفی مشابه بهره می برند: «خلق وجههی عمومی مقبولتر در رسانهها.» بسیاری از افراد برتر روابطعمومی تلاش کردهاند همزمان به بالاترین سطوح دولت و دنیای تجاری دست یابند.
یکی از مشهورترین متخصصین اسپین کردن در بریتانیا «سر تیم بل» از شرکت «بل پاتینگر» است. در اواخر دههی 1970 «بل» ستارهی شرکت تبلیغاتی «ساعتچی و ساعتچی» بود. وقتی شرکت «ساعتچی و ساعتچی» برای کمک به پویش تبلیغاتی محافظهکاران در انتخابات 1979 انگلستان به کار گرفته شد، «بل» به عنوان متخصص اسپین کردن برای «مارگارت تاچر» مشغول به کار شد.
او خانم تاچر را در خصوص نحوهی مصاحبهکردن و حتی انتخاب لباس و آرایش موهایش آموزش میداد. وقتی پویشهای انتخاباتی شدت گرفت، «بل» و «گوردون ریس» که به عنوان رابط رسانهای حزب محافظهکار فعالیت میکرد بر روی سردبیران دو روزنامهای که برای پویش انتخاباتی خود انتخاب کرده بودند، متمرکز شدند. آنها به طور مداوم با «لاری لمب» از روزنامهی «سان» و «دیوید انگلیش» از روزنامهی «دیلی میل» جلسات غیر رسمیای برگزار میکردند.
ارتباط لابیگری و روابطعمومی
با توجه به تعاریف بالا باید دید نقاط مشترک لابیگری و روابطعمومی چیست؟
متخصصین علوم سیاسی لابیگری را به عنوان یک فرآیند مشروع در نظام های مردمسالار به رسمیت شناختهاند. لابیگری به عنوان یک فرایند مقبول و قانونی اجازه میدهد که صدای گروههای شهروندی، انجمنها، اتحادیههای کارگری، شرکتها و غیره در عرصهی سیاسی شنیده شود. لابیگران مسائل پیچیده را باز میکنند و مرتبط ترین اطلاعات را به قانونگذاران، اعضای دولت یا شوراها بازمی نمایانند.
بنابرآنچه گفته شد، لابیگری فعالیتی ارتباطیاست و به فعالیتهای مرتبط با حوزهی روابطعمومی شباهت زیادی دارد. «میل براث» که وی را به عنوان پدر تحقیقات دربارهی لابیگری میشناسند میگوید:«ارتباطات تنها وسیلهی اثرگذاری یا تغییر شناخت است. بنابراین فرآیند لابیگری به طور کلی یک فرآیند ارتباطی است.»
همچنین «دوندرو» و «لانچ» مینویسند:«لابیگری یک فرآیند دو سویهی ارتباطی است.» آنها لابیگران را افراد دارای ارتباط قوی با قانونگذارن توصیف میکنند، زیرا آنها نقش یک کانال ارتباطاتی بین رأیدهندگان و نمایندگان مجلس را بازی میکنند.
توضیحات فوق گویای این مطلب است که لابیگری فرآیندی ارتباطی مشابه با روابطعمومی است که تلاش میکند بر مخاطبان خاصی اثر بگذارد.
سید روح الله یزدان خواه