شاید نیاز به گفتن نباشد که موفقیت و اعتبار هر مجموعه به میزان دانش و خرد ورزی و کارآیی کارکنان آن مجموعه وابسته است اما آیا معنای این سخن این است که سازمان و مجموعه ای وجود دارد که بخواهد بر ضد خود عمل نماید و دست به استخدام و به کارگیری نیروهای نا کارآمد بزند ؟ آیا سازمان ها دست به خودکشی سازمانی با به کار گیری نیروی انسانی ضعیف می زنند ؟
واقعیت این است که هیچ مجموعه و سازمانی دوست ندارد که توسط گروهی ضعیف هدایت شود اما ورود نیروهای ضعیف به هر مجموعه حتی در صورت وجود سخت گیر ترین مجموعه های نظارت و گزینش محتمل است و با توجه به بدنه بزرگ دولت در ایران و بوروکراسی و نبود عدالت سازمانی در کشور ما این نیروها و این معضل در تمامی بخش ها فراوان دیده می شود .
اما شاید یکی از آسیب پذیرترین بخش ها در سازمان به سبب حضور نیروهای نا کارامد، روابط عمومی ها باشند که تبدیل به سالنی از نیروهای مازاد و کار نابلد شده اند که به هر دلیل تنها به سمت روابط عمومی گسیل می شوند . تصور عمومی این است که کارکنان روابط عمومی نیاز به تخصص مشخص و آکادمیک ندارند و همین که در حدی معمولی آداب تشریفات و ارتباطات دانسته شود کفایت می کند .و جای همگان است .
و حال اینکه در جهان امروز روابط عمومی به عنوان دروازه ارتباط مردم با سازمان و نقطه صفر مرزی در معرفی برند سازمان از حساس ترین بخش ها در هر سازمانی است و با وجود فعالیت های موازی در طی این سال ها هنوز روابط عمومی ها نقش مهمی در ارتقا برند سازمان دارند پس بدون شک ورود هر نیروی بی کیفیتی به روابط عمومی ها به منزله خودکشی سازمانی و به عمد خارج کردن روابط عمومی و سازمان از حوزه کیفیت است .
حال باید پرسید نیرو هایی که کمترین دانش را در مدیریت برند دارند چه آسیب های جبران ناپدیری به مجموعه وارد می کنند و و روابطعمومی ها را به کجا می برند ؟
شاید بتوان گفت به سبب مدیریت برند سازمان در بیشتر موارد به دست روابط عمومی ها ورود هرگونه نیروی غیر متخصص در این حوزه علاوه بر اخلال در مدیرت برند و بحران های برند نوعی خودکشی سازمانی تدریجی تلقی می گردد. تبدیل شدن روابط عمومی ها به فعالیتی تشریفاتی و بدون تبحر ، روابط عمومی ریاست و مدیران شدن به جای تریبون مردم بودن ، تقلیل سازمان ارتباطات مجموعه به سازمان ی اداری و غیر پاسخگو و عقب ماندن از جریانات به روز ارتباطی در ساختار و پیشی گرفتن سواد رسانه ای و اطلاعاتی سایر کارکنان و بخش ها از روابط عمومی و خارج از ماهیت شدن روابط عمومی ها از مهم ترین عواقب ورود نیرو های غیر متخصص و غیر رسانه ای به این حوزه است . بدون شک یکی از دلایل پیشی گرفتن و انجام امور روابط عمومی ها توسط بخش های بازاریابی در برخی از سازمان ها همین دانش اندک نیروهای روابط عمومی و پایین بودن سطح سواد رسانه ای ایشان است که به سبب حضور نیرو های غیر کیفی اتفاق می افتد .
در کنار این خودکشی سازمانی، سازمان ها می توانند با تکیه بر دانش رسانه ای و سپردن سکان روابط عمومی ها به نیروهای متخصص وجوان ارتباطی علاوه بر مدیریت صحیح و کامل برند خود بحران های سازمانی و رسانه ای را به خوبی مدیریت کرده و حتی در صورت بروز اغتشاشات سازمانی بتوانند نسبت به ساختن برندی معتبر اقدام نمایند .
حضور در کنار مردم با هدف اصلاح ساختار و رصد بحران های کمی و کیفی و مشاوره ارزان دادن با رصد افکار عمومی به مدیران بخش ها با هدف رفع نابسامانی ها و تشکیل تیم رسانه ای قوی برای دفع مخاطرات و خطرات رسانه ای رقبا و تلاش برای ارتقای نام برند به حوزه های فرا ملی از ابتدایی ترین فواید حضور نیرو های متخصص ارتباطی در سازمان است که به نوعی می تواند سازمان را احیا و در ردیف های معتبر قرار دهد و پویایی سازمانی و اداری را منجر شود .