رسانه عمل گرا


رادیو، تلویزیون و دیگر رسانه­ای که با هدف تأثیر بر تغییر اجتماعی عمل می­کنند و عموماً به نوعی تحلیل ساختاری درباب قدرت و بازسازی جامعه با آرایش مساوات­ طلبانه­ تر می­پردازد را رسانه عمل­گرا می­گویند. همچنین بسیاری از رویه­ های رسانه­ عمل­گرا متعهد به اصول دموکراسی ارتباطاتی است و اندیشه محوریشان درباره دسترسی عمومی، مشارکت و خود-تدبیری در فرایندهای ارتباطاتی جای دارد. این ویژگی­های دوگانه «تحلیل ساختاری و رویه ارتباطات دموکراتیک» اغلب تنشی ایجاد می­کند که بعضی از طرح­های رسانه عمل­گرا از غلبه موفقیت­آمیز بر آنها ناتوان هستند.

موضوع رسانه عمل­گرا تقریباً با ارتباطات توسعه مرتبط شده­است تاآنجاییکه تمرکز هر دو بر فواید ارتباطات در راستای تغییر اجتماعی می­باشند. با این حال ارتباط سنتی دوگانه تحلیل ساختاری و دموکراسی ارتباطاتی این دو رشته مطالعاتی را متمایز می­کند. مطالعات رسانه عمل­گرا در واکنش به فراملیتی بودن و همچنین ارتباطات سرمایه­ داری با هدف مقابله با طبقه اجتماعی، جنسیت، قومیت و دیگر اشکال غالب پدیدار آمد که آن را در سنت مکتب انتقادی قرار داد. در ضمن، رسانه عمل­گرا تعهدی نسبت به اصول ارتباطات دموکراتیک ایجاد کرده است که روابط متقابل با جنبش­های اجتماعی و گروه­های بدجلوه و تحقیرشده ایجاد می­کند.
شاید بتوان نمونه متأخر از رویه رسانه عمل­گرا را در اتحادیه­ های معدنچیان روی بولیوی و تأسیس ایستگاه­های رادیویی در ابتدای سال 1947 جست. این رویه در اواخر سال 1960 با حدود 30 ایستگاه به اوج می­رسد که مباحث مداومی برعلیه الیگارشی خصوصی سپس انحصار دولتی و سرانجام دیکتاتوری نظامی بی­رحم را تقویت می­کند. ده­ها یا صدها رسانه عمل­گرا، نظیر «گزارشگران مردم نیکاراگوئه» و «انجمن خوداشتغالی زنان هند(SEWA)» از مسیر هموار و روشن ایستگاه­های رادیویی معدنچیان روی پیروی کرده­اند. به دنبال انقلاب 1980، حزب حاکم ساندینیستا روزنامه ­نگاری را به کارگران و دهقانان آموزش می­داد و دسترسی مطلوب به شبکه ایستگاه­های رادیویی برای بحث درباره موضوعات، مسائل و راه­حل­ مسائلی فراهم کرد که فقرا با آن مواجه می­شوند. از سوی دیگر، ویدیو (SEWA) مستقیماً به زنان فقیر به ویژه دستفروشان می­پردازد، در تولید ویدیوها که نه تنها متمرکز به مباحث روزمره­شان نیستند بلکه اطلاعات را با اعضای 30000 نفره انجمن شریک هستند.

 با شروع سال 1970 به ویژه در آمریکای لاتین توجه وافری به پژوهش درباب انواع رویه­ های رسانه­ای شد. خیزش رژیم­ های اقتدارگرا در آمریکای لاتین در سال­های 1970 و 1980 در نتیجه تبعید تعداد زیادی از روشنفکران بود، کسانی که مرکز تحقیقات مهمی نظیر موسسه مطالعات بین المللی آمریکای لاتین (ILET) و مرکز مطالعه محیط زیست ملی (CEREN) را تأسیس کردند. آنها توجه پژوهشگران برجسته نظیر آرماند و میشل ماتلارت، فرناندو رویه متا و هربرت شیلر و مابقی را به خود جلب کردند. این پژوهشگران برجسته با احضار UNESCO از NWICO (دستورالعمل اطلاعات و ارتباطات جهان جدید) قدرتمند شدند، به اعتقاد آنها دموکراسی ارتباطاتی کلید دستیابی به اصلاحات گسترده در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و جامعه بود. چگونگی ایجاد کنش ارتباطاتی کار اصلی این پژوهش بود که جان تازه­ای به این پژوهش بخشید (اصطلاح نومارکسیست به لحاظ نظری به معنای رویه­های مطلع) که در «ساختار» به طور همزمان هم دموکراتیک و  هم مشارکتی بود درحالی­که «پیامد»آن تغییر اجتماعی بنیادی را طراحی می­کرد.

به خاطر طیف وسیعی از ویژگی­ها منحصربه­فرد، رویه­ های رسانه عمل­گرا در سرتاسر دنیا پدیدار شد پژوهشگران با شناخت از تناقضات آشکار در طرح­های مختلف از دوگانگی «فرایند» در مقابل «تولید» استفاده می­کنند. طرح­های رسانه­ای با یک فرایند معمولاً بر مشارکت توده مردم، دستیابی به تکنولوژی و قدرت شخصی تأکید می­کند. عمل­گراها در تفسیر این رویکرد توجه کمی به کیفیت محصولات سمعی­بصری، تعداد مخاطب یا تأثیر بر خوانندگان، شنوندگان و بینندگان بیرونی نشان می­دهند. برعکس، تولیدکنندگان رسانه عمل­گرا با یک گرایش تولیدی می­خواهند که مشارکت چشمگیر توده مردم را به منظور دستیابی معقول به محصول باکیفیت و برنامه­ های سمعی­ -بصری متنفذ که جذب­کننده مخاطب توده­ای هستند، زیر پا بگذارند. ناظران این دوگانگی فرایند/ تولید را برای پژوهش و رویه­ها لازم دانسته­اند، آنها با تحکیم طرح­های مجزا کوچک و پیوند آنها با جنبش­های اجتماعی گسترده­تر می­تواند با تفاوت تطبیق یابد.

باوجود برگشت دموکراسی به آمریکای لاتین و ظهور جنبش­های داخلی در سراسر دنیا، علاقه به رسانه عمل­گرا در سال­های اخیر کاهش نیافته است. در واقع بُعد ارتباطاتی سرمایه­داری، محرک اولیه برای مقاومت فراملّی است که بیش از پیش با افزایش آمیختگی رسانه مرتبط­تر است که در کل دنیا اتفاق می­افتد. یک نمونه قوی از جنبش رسانه­ عمل­گرای اخیر ، موسسه مراکز ایندی­مدیا می­باشد که کاملاً دموکراتیک و با عملیات اخبار دیجیتال و برای مقابله با نشست «سازمان تجارت جهانی» در سیاتل در سال 1999 پدید آمد. این مراکز به صورت "نشر منابع آزاد" عمل می­کنند، به طوری که اعضای جنبش ایندی­مدیا به مثابه روزنامه­نگار عمل کرده و از چاپ، صدا، ویدیو و کپی برای مستندسازی وقایع از منظر عملگرایان در طیف وسیعی از جنبش­های عدالت اجتماعی استفاده می­کنند. ایندی­مدیا از زمان پیدایش تا هم اکنون به بیش از 110 مرکز در 35 کشور دنیا افزایش یافته است. مطالعات این مراکز نشان می­دهد که آنها اغلب بیرون از جنبش­های اجتماعی خاص (نظیر جنبش زنان، جنبش محیط زیست و جنبش مطالبات حقوقی) ظهور کردند با این حال معمولاً به عنوان اعتراض­هایی علیه سیاست­های جهانی­شدن با گرایش نولیبرال ادامه می­یابد که به وسیله مجموعه قوانین بین المللی تحمیل می­شد.
چالش مداوم برای رسانه عمل­گرا توجه به ارزیابی پیامدهایش می­باشد. بسیاری از عقلانیت هر دو طرح فرایندمحور و تولیدمحور نظیر انتقال قدرت و انتقال اجتماعی برای اندازه­گیری و ارزیابی دارای مشکلاتی هستند. علاوه بر آن طرح­های رسانه عمل­گرا با عملیات کم هزینه، دسترسی محدود و کوتاه مدت  روبرو هستند. با این حال پژوهشگران تعداد زیادی از این طرح­ها را با تأثیرات فراوان بر مشارکت­ها ثبت کردند و ادعا می­کنند که در دراز مدت رسانه عمل­گرا در تغییرات اجتماعی آینده نقش  مهمی بازی خواهد کرد.