روابط عمومی و چالش های پیش رو



مقدمه:
آنچه مسلم است روابط عمومی در کشور ما آن گونه که بایسته و شایسته است به جایگاه واقعی خود دست نیافته است. اگرچه در این رابطه پیشرفتهای محسوسی صورت گرفته اما نسبت به سایر کشورهای جهان می توان گفت که ما هنوز در ابتدای راهیم شاید اگر بخواهیم مصداق این ادعا را ثابت نمائیم نیازی به تحقیقات گسترده ای نیست و می توان با یک بررسی کلی به این نتیجه رسید. اگر بخواهیم روابط عمومی را یک رسانه بدانیم باید همانند یک دستگاه به آن بنگریم به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران روابط عمومی خود یک رسانه پر قدرت است و حتی در بسیاری موارد رسانه هایی همچون نشریات منظم ماهنامه و ... زیر مجموعه آن محسوب  می شوند پس با این طرز فکر باید هر لحظه بر تقویت آن بیافزائیم. ایجاد رشته ارتباطات اجتماعی با دو گرایش روابط عمومی و روزنامه نگاری و آموزش دانشگاهی در این زمینه ها، تاسیس انجمن روابط عمومی ایران، انتشار نشریات تخصصی از جمله کارگزار روابط عمومی – هنر هشتم – تحقیقات روابط عمومی و سایر کتابها و نشریات از این قبیل، همچنین تاسیس شورای روابط عمومی استانها را می توان از عملکرد روابط عمومی تا به حال در ایران نام برد.
تردیدی نیست موارد فوق الاشاره لازم بوده اما کافی نیست و ضروری می نماید در فکر راه کارهای اساسی باشیم با این مقدمه نمونه هایی از چالش های پیش روی روابط عمومی ها را بررسی می کنیم ضمن آن که یک نکته اساسی را نباید از دیده پنهان کرد و به فراموشی سپرد و آن این که روابط عمومی در کشور ما نیازمند یک جهش قدرتمند است و این مهم در حیطه اختیار و توانایی یک وزارتخانه نیست و به مساعدت و همکاری شوراهای تاثیرگذار من جمله مجلس شورای اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی نیاز مبرم دارد.

عدم تعریف مناسب روابط عمومی در سازمان ها
با کمال تاسف باید گفت امروز در اکثر سازمان ها و نهادها، روابط عمومی با بی مهری روبه رو شده است. اگرچه این بی مهری به روابط عمومی زمانی برای مدیران و سازمان ها مشکل آفرین خواهد بود اما سرچشمه آن فقدان تعریف کاربردی و علمی برای روابط عمومی می باشد. شاید روابط عمومی در تئوری دارای تعریف های جامع و کامل باشد اما متاسفانه هیچ گاه عملا ظاهر نشده و حتی فارغ التحصیلان این رشته با مشکلات و عدم بکارگیری در سمت خود شده اند. روابط عمومی ها وظایف سنگینی را بر دوش می کشند. شاید بتوان گفت تا به حال اقدام مناسبی برای تدوین شرح وظایف آنها صورت نپذیرفته است. این بدان معناست که حیطه اختیارات و عملکرد و وظایف روابط عمومی بسیار گسترده است. بیشتر فعالیت های روابط عمومی در پنج حوزه تخصصی شامل: فعالیت های تبلیغاتی و نمایشگاهی، انتشاراتی، ارتباطات مردمی،  رسانه ای و پژوهش و افکار سنجی می باشد که هر کدام زیر مجموعه های زیادی را در بر  می گیرند و در مجموع می توان گفت روابط عمومی ها بیش از 60 وظیفه سنگین بر عهده دارند که این مقوله خارج از بحث بوده و در این نوشتار به آن نمی پردازیم.
متاسفانه در این میان بسیاری از روابط عمومی ها بر تحریر و نصب پلاکارد و تشریفات اداری که جزء بسیار کوچکی از وظایف روابط عمومی است تکیه دارند. غافل از این که هر کدام از کارکردهای روابط عمومی در جای خود تاثیرگذار و موثر خواهد بود. از سوی دیگر با وجود فعالیت های بسیار زیاد روابط عمومی هنوز چارت مناسب تشکیلاتی برای روابط عمومی ها وجود ندارد. اغلب مدیران کل با روابط عمومی ناآشنا هستند و هنوز در بسیاری از ادارات و نهادها نمی پذیرند که روابط عمومی مدیریت است. روابط عمومی را تنها یک کارگزار می دانند. چه بسا مسائل و مشکلاتی عمیق در بسیاری از سازمان ها بحران هایی به وجود آمده است که اگر روابط عمومی، مدیریت بحران نداشته باشد، سازمان دچار سردرگمی خواهد شد و آنجا است که شایعات در پس هم رشد کرده و سازمان تضعیف می گردد. واقعیت این است که روابط عمومی مورد بی توجهی بسیاری از مدیران ارشد دستگاه و سایر واحدهای مربوطه قرار گرفته است. فضای اداری مناسب به روابط عمومی ها اختصاص نمی یابد و امکانات ارتباطی از جمله وسیله نقلیه، فاکس و خط تلفن مستقیم وجود ندارند. با این وجود مدیران بیش از اندازه از روابط  عمومی ها انتظار دارند و توقع دارند از کاه کوه بسازند! 

باید گفت هیچ معیاری برای سنجش فعالیت روابط عمومی ها در سازمان وجود ندارد. در حالی که سایر واحدها همیشه در بوته نقد قرار گرفته و نکات ضعف و قوت آنها ارزیابی می گردد. غالبا توجیه این است که روابط عمومی زیر نظر مستقیم مدیریت است و از سوی دیگر مدیر می گوید مسئولیت کل سازمان را بر عهده دارد بنابراین مجال بررسی تمام فعالیت ها و عملکرد واحد روابط عمومی عملا وجود ندارد. در بسیاری از واحدهای سازمان اگر خلاقیت، نوآوری و ابتکاری صورت پذیرد فورا مورد تشویق قرار می گیرند اما روابط عمومی با آن همه ابتکار و مشغله کاری دریغ از تشویق! اگر ادعایی هم داشته باشد می گویند وظیفه سازمانی است.
یکی دیگر از کاستی های روابط عمومی ها نبود دوره های آموزشی بلند مدت و کوتاه مدت است. متاسفانه در برنامه ریزی های صورت پذیرفته در دستگاه های آموزش روابط عمومی ها به فراموشی سپرده شده است و اگر گه گاهی سمینارها و دوره های آموزشی به صورت موردی برگزار شود روابط عمومی ها نمی توانند در آن شرکت نمایند. زیرا با انبوه فعالیت سازمانی روبه رو می باشند این در حالی است که روابط عمومی خود یکی از وظایفش آموزش کارکنان و مدیران بوده و وظیفه هدایت سازمان را بر عهده دارد. یک نکته بسیار مهم دیگری که موجب شده است مردم کمتر با وظایف روابط عمومی ها آشنایی داشته باشند، تقابل اصحاب وسایل ارتباط جمعی و روابط عمومی هاست این رقابت ناسالم لطمات زیادی را به روابط عمومی فراهم  می آورد به طوری که تنویر افکار عمومی و اطلاع رسانی دقیق و به موقع صورت نمی گیرد.
روابط عمومی ها برای پیشبرد اهداف سازمانی و اطلاع رسانی به موقع به خبرنگاران و روزنامه نگاران نیاز مبرم دارند و این ضرورت همکاری روزنامه نگاران و روابط عمومی را بیش از پیش نمایان می کند.
یکی دیگر از مشکلات ساختاری روابط عمومی که شاید بتوان از اساسی ترین مسائل موجود دانست، نبود یک ارگان متولی روابط عمومی در کشور است. همانگونه که بسیاری از واحدهای سازمانی همچون حراست دارای سازمان ها و ادارات کلی متولی در مرکز و استان ها است، ضروری می نماید که یک ارگان متولی روابط عمومی در کشور تاسیس گردد. چه، در شرایط کنونی هیچ ارگانی بار سنگین روابط عمومی را بر دوش نمی کشد.