سوء استفاده از واژه روابط عمومی


به هنگام مطالعه برخی مطبوعات به آگهی هایی بر می خوریم که خاطر مسئولین روابط عمومی را آزار می دهد و باعث رنجش آنها می شود و متن آن آگهی ها چیزی نیست جز: نیاز فوری به یک منشی با روابط عمومی قوی ، نیاز به یک بازاریاب فعال با روابط عمومی عالی، و یا فروشنده خانم با روابط عمومی بالا و.... که از این قبیل آگهی ها همه روزه شاهد درج آنها در روزنامه ها هستیم، آیا براستی صاحبان چنین آگهی هایی چه تعریفی از روابط عمومی برای خود دارند؟ آنها با رسالت و فعالیت های روابط عمومی تا چه اندازه آشنایی دارند؟ و آیا این که کاربرد واژه روابط عمومی به عنوان یک صفت در کنار دیگر مشاغل قرار می گیرد امری صحیح است؟ همگی اینها سوالاتی است که سعی داریم در این گزارش کوتاه به آنها پاسخ داده و سپس به این مهم دست پیدا کنیم که آیا به کارگیری این واژه در کنار دیگر مشاغل یک سوء استفاده نیست؟ یا شاید بتوان آن را یک سوء تعبیر دانست؟ همگی و عوام چه تعریفی از مفهوم روابط عمومی دارند، روابط عمومی یعنی آگهی تجارتی تبلیغات بازرگانی (ADVERTISINY) یا آوازه گری (PUBLICITY) و جنگ روانی یا پروپاگاندا، که در این مرحله کوشش می گردد از هرکدام تعریفی کوتاه بیان گردد: فرهنگ مدیریت آگهی تجارتی را این چنین تعریف می کند: آگهی تجارتی شکلی از ارتباط می باشد که تجار و بازرگانان با کمک وسایل ارتباطی آن را به خرید کالای خاصی و یا خدمات معینی کشانده شوند.

آوازه گری: کوششی است در ارائه اطلاعات که احیاناٌ دارای ارزش خبری است و آنچنان آن را به شکلی جالب و مهم تنظیم کرده اند تا سازمان، موسسه و یا شخص را از آن طریق به مردم بشناساند و جنگ روانی یا پرو پا گاندا: هرگاه از کلمات یا سمبول ها، موزیک، پرچم، آثار باستانی و اساطیر برای تأثیر بر افکار و اعتقادات مردم استفاده گردد آن را پروپاگاندا گویند.

با بیان تعاریف فوق می توان گفت  همگی موارد اشاره شده ازرشته های نزدیک به روابط عمومی و یا بخشی از وظایف روابط عمومی است و صراحتاٌ باید گفت که روابط عمومی از آوازه گری و آگهی تجارتی به عنوان یک ابزار در کنار سایر امکانات و وسایل استفاده می نماید و آنچه که از تعریف پروپاگاندا مشخص است پروپا گاندا فن وتخصصی است برای رسیدن به یک هدف خودخواهانه و استثماری و ضد دموکراسی که اصولاً کارکردی سیاسی و حکومتی دارد.

اما انجمن جهانی روابط عمومی، روابط عمومی را این چنین تعریف می نماید: روابط عمومی بخشی از وظایف مدیریت سازمان است. عملی است ممتد و مداوم و طرح ریزی شده که از طریق آن افراد و سازمان ها می کوشند تا نظم و پشتیبانی کسانی را که با آنها سروکار  دارند  به دست آورند.

روابط عمومی به قدری مورد توجه است که از آن به عنوان بخشی از وظایف مدیریت سازمان نام برده شده و دیگر این که روابط عمومی هیچ گاه به مرحله سکون نمی رسد. همیشگی و جاودان بوده و خواهد بود و پی در پی در حال ایجاد تفاهم می باشد.

همچنین علی میر سعید قاضی در کتاب تئوری و عمل در روابط عمومی و ارتباطات وظایف روابط عمومی ها را به طور کل این چنین می نویسد:

1-   مطلع کردن و خبر دادن
2-   ترغیب، تشویق، ترویج و تبلیغ
3-    انجام تحقیقات اجتماعی و افکار سنجی و پیوند نتایج آن به منافع سازمان و منافع عموم مردم

فلسفه وجودی روابط عمومی چیست؟ چه فرآیندی باعث می شود که روابط عمومی همچنان اقتدار خود را حفظ کند.و به دلیل این که از موضوع اصلی گزارش هم فاصله نگیریم، نظر آقای علیدوستی مدیر یک شرکت تبلیغاتی که ایشان با درج یک آگهی با موضوع "اگر قدرت بالایی را در روابط عمومی در خود سراغ دارید با ما تماس بگیرید" جویا شدیم.

ایشان می گویند: من شخصی را که دارای خصوصیاتی از قبیل، اعتماد به نفس عالی، جسارت و پرروگوی خاص باشد و سرو زبان خوبی در مقابل ارباب رجوع داشته باشد و بعضا بتواند در مقابل بروز برخی بحران هایی که از سوی مشتریان به وجود می آید در رفع آن بحران ها کوشا باشد دارای روابط عمومی خیلی خوبی می دانم، آقای علیدوستی در ادامه توضیحات خود گفت: درج این سبک آگهی در روزنامه اغلب از طرف خود سفارش گیرندگان روزنامه پیشنهاد می گردد.

در اینجا چه کسی مقصر است . صاحبان آگهی یا مطبوعات؟

در همین رابطه آقای مصطفی حسین زاده رئیس روابط عمومی منطقه دو عملیات انتقال گاز اظهار داشتند:" « باید دید آیا روابط عمومی یعنی توانایی ایجاد ارتباط با عامه مردم یا معانی والاتر و بالاتری دارد؟ به طور قطع کسانی که از واژه روابط عمومی در دستیابی به اهداف خود سود می برند، از معانی اصلی این واژه اطلاعی ندارند . ممکن است یک منشی یا یک بازاریاب بتواند به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کند که البته این لازمه کار اوست ، ولی آیا همین افراد شمه ای از رسالت ها و وظایف یک روابط عمومی کلاسیک یا حتی سنتی را می دانند؟ ایشان در ادامه اظهار داشتند، بهتر است برای رساندن معانی و مفاهیمی که مد نظر است از واژه های مناسب خودش استفاده شود، چرا که به کاربردن برخی کلمات و جملات می تواند اهمیت و قداست یک حرفه را زیر سوال ببرد.

بدین ترتیب با بررسی و بیان مطالب فوق می توان گفت که فقدان یک دید علمی به نقش های روابط عمومی از طرف آگهی دهندگان نشانگر آن است که در حال حاضر روابط عمومی نتوانسته نسبت به تثبیت جایگاه علمی خود دست پیدا کند و به همین دلیل است که این چنین آگهی دهندگان با نگاه و برداشتی که از روابط عمومی های یک سازمان پیدا می کنند به عنوان یک مد و الگو، این چنین از رسالت های اصلی روابط عمومی غافل می گردند، زیرا که برخی از مدیران سازمان ها به همراه روسای روابط عمومی آنها اعتقادی به روابط عمومی تکنیکی و علمی ندارند.

در پایان پینشهاد می شود برای خروج از روابط عمومی سنتی و کلیشه ای می بایست موارد ذیل به اجرا گذاشته شود:

- متصل نمودن خانواده بزرگ روابط عمومی ایران به روابط عمومی جهانی که این حرکت می تواند روابط عمومی ایران را از حالت سکون و کلیشه ای بودن برهاند.
- تغییر در نگرش مدیران سازمان ها،در جایگزین نمودن افراد متخصص در منصب روابط عمومی

روابط عمومی در حال حاضر وجود آن در همه حال مهم و ضروری می باشد و هر فردی بنا به علاقه و افکار خود در مورد آن یک نتیجه گیری خاص می نماید و بهتر می توان گفت که در این خصوص به صورت ریشه ای فکر نمی شود و به این سبک هم که بتوان در قالب یک گزارش به کنه آن پی برد و حتی از صدماتی که روز به روز بر پیکره روابط عمومی وارد می شود جلوگیری به عمل آورد.