جای خالی روابط عمومی در اجرای سند چشم انداز 20 ساله


در سال 1382، زماني که برنامه چشم انداز 20 ساله از طرف مقام معظم رهبري به مجمع تشخيص مصلحت نظام و رياست جمهوري وقت ابلاغ شد اميد تازه اي براي سامان دادن برنامه هاي کشور بوجود آمد و همگان منتظر اعلام برنامه ها و تبليغات گسترده از طرف سازمان ها، نهادها، وزارتخانه ها (قواي سه گانه) جهت تبين اهداف چشم انداز بودند که در سايه الطاف الهي در سال 1404، ايران کشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي، فناوري در سطح منطقه با هويت اسلامي و انقلابي، الهام بخش در جهان و با تعامل سازنده و موثر در روابط  بين الملل،، باشد.
ابلاغ اين سند دو سال قبل از برنامه مويد اين موضوع بود که تا اجراي اين برنامه تبليغات و اقدامات لازم براي عملي نمودن سند انجام گيرد و انتظار مي رفت از همان اوائل موضوع با حساسيت بيشتري پيگيري گردد تا در زمان شروع همه مردم بصورت اعم و دست اندرکاران بصورت اخص با سند چشم انداز 20 ساله آشنايي پيدا نمايند. ولي متاسفانه علاوه بر اينکه اين مهم صورت نگرفت بلکه بعد از شروع برنامه از سال 1384 تا کنون نيز اقدام مناسبي صورت نگرفته است و با يک تحقيق ساده به راحتي ميتوان به اين موضوع پي برد که چه ميزان آشنايي با سند 20 ساله در سطح جامعه و مسئولين وجود دارد و قدر مسلم اگر هدف موفقيت اين طرح است بايستي آحاد مردم در اجراي آن سهيم باشند و به صورت گسترده مشارکت داشته باشند.
لذا با اين مقدمه کوتاه برآنيم وظايفي را براي روابط عمومي در مشارکت طرح بعنوان يکي از نهادهاي فوق الذکر احصاء نماييم تا به اين طريق بتوانيم جاي خالي اين مجموعه توانمند را در رسيدن به اهداف عاليه اين سند پر نماييم.
وظايف روابط عمومي در چشم انداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404 هجري شمسي

وظايف روابط عمومي را در راستاي چشم انداز 20 ساله بصورت کلي ميتوان در سه قسمت زير بيان نمود:

1-     در کجا هستيم؟
2-     چه بايد بکنيم؟
3-     چه کرده ايم؟



1-در کجا هستيم؟ اين حساس ترين وظيفه در اين راستا از همان اوائل کار شروع مي شود و روابط عمومي ديگر به دنبال موجه جلوه دادن سازمان خود نيست بلکه در اين مرحله خود بايد بصورت واقعي بداند که سازمانش نسبت به طرح در کجا قرار گرفته است و اين در صورتي امکان پذير خواهد بود که هم بايد شناخت کافي از سند چشم انداز را داشته باشد و هم سازمان خود را بطور کامل بشناسد و بعد از شناسايي، برنامه هاي خود را جهت آشنا نمودن تدريجي و مرحله به مرحله دست اندرکاران و کسانيکه بايد در جريان امر قرار گيرند تدوين نموده و کار را آغاز نمايد.(لازم به توضيح است از آنجائيکه شرح وظايف هر سازمان با هم فرق ميکند لذا برنامه ها نيز از هم متفاوت خواهد بود. مثلاً در آموزش و پرورش که بيشترين مسئوليت به نظر اينجانب با آن سازمان است از همان مقطع ابتدايي بايد برنامه ريزي جهت آگاه سازي انجام گيرد چون يک بچه 7 ساله در پايان برنامه 27 سال خواهد داشت و طبيعتاً گردانندگان کشور نيز همان ايي خواهند بود که ما لازم نميدانيم آنها را در جريان کار قرار دهيم.)

در اين مرحله از کار همه مردم بالاخص دست اندرکاران بايد بصورت برنامه ريزي شده بدانند که چه
 وظيفه اي در اين بيست سال خواهند داشت.

لذا متوجه مي شويم دانستن اين که در ا هستيم ريشه اي ترين مسئله ما در اجراي سند 20 ساله خواهد بود پس بايد همه تلاش کنيم تا جايي که ممکن است خود و ديگران را با سند آشنا نموده تا بتوانيم سازمان خود را نسبت به آن ارزيابي نمائيم سپس حرکت خود را بر اساس برنامه به پيش ببريم.

در واقع بايد عملي شدن اهداف سند چشم انداز به يک عزم و باور ملي تبديل شود.

2-چه بايد بکنيم؟ گسترده ترين قسمت برنامه در اينا نهفته است بطوريکه اگر ما جامعه خود را يک جامعه جوان در نظر بگيريم و سن جوان را بين 15 تا 28 سال تعريف کنيم، خواهيم ديد که حدود 25 ميليون جوان داريم که سرمايه بسيار عظيمي را شکل مي دهند. اگر بخواهيم گام بلندي در قالب چشم انداز بيست ساله برداريم، ناگزيريم که اين سرمايه عظيم را به صحنه بکشانيم و در اجراي اين طرح مشارکت دهيم به اين دليل که بخش مهمي از جامعه را همين جوانان شکل مي دهند و ديگر اينکه 20 سال آينده کشور در اختيار همين جوانان خواهد بود.

اما اين تنها قسمتي از پروژه است و ما قبل از اين بايد به آگاه سازي کساني بپردازيم که بايد مجري اين کار باشند و زيرسازي اين بناي عظيم را پي ريزي نمايند زيرا مجريان اين سند بايستي به درجه اي از کمال و خود باوري رسيده باشند که بتوانند آن را هدايت نمايند و اگر در اين قسمت درست عمل ننمائيم ديوار تا ثريا کج خواد رفت.

در اين قسمت بايد از تمام ابزارهاي جديد و قديم براي فرهنگ سازي، ايجاد طرح و پروژه، و افراد
خوش فکر و مدير استفاده کرد و بيشترين بهاء را به تحقيقات و مخترعين و مبتکرين داد و هر کس که توانايي همراهي در اين طرح را ندارد خود کنار کشيده و افراد مستعد وارد کار شوند. وظيفه همه مردم بطور عام مشخص گردد و از صدا و سيما بعنوان کليدي ترين ابزار گسترش فرهنگ آموزش استفاده شود و کتاب ها و مقالات براي تمام مقاطع تحصيلي (ابتدايي تا سطح عالي) تدوين شده و تدريس گردد، و تا جاييکه مي توانيم سواد خود را در رابطه با برنامه افزايش دهيم و تمامي وزارتخانه ها به جاي آموزش هاي تکراري و قديمي خود را ملزم به اجرا و آموزش هايي نمايند که مطابق با اهداف سند باشد و مجلس نيز مصوبات و قوانين خود را در راستاي اين برنامه تدوين نمايد.


بطور کلي حداقل بايد موارد زير اجرا گردد:

آموزش يا فراهم نمودن بستر باور سازي در دست اندرکاران

اعتماد به جوانان و نوجوانان بعنوان مديران آينده کشور و آموزش هاي لازم در مدارس

فرهنگ سازي عمومي در جامعه بصورت گسترده، بصورتي که تقريباً همه وظيفه خود را بدانند.

احترام به اساتيد و انديشمندان (حوزه و دانشگاه) و توجه به نظرات آنان بالاخص در زمينه تحقيقات.

مميزي دائمي براي جلوگيري از انحراف در اهداف سند چشم انداز 20 ساله.

قدرداني و تسهيل در امور مرتبط با سرمايه گذاران واقعي جهت پيشبرد اهداف نظام.

تعامل واقعي و سازنده با تمام کشورهاي جهان بالاخص منطقه و مسلمين.
بطور خلاصه يک فرد ايراني براي رسيدن به اهداف 20 ساله بايد فردي فعال، مسئوليت پذير، ايثارگر، مومن و پايبند به نظام باشد.



3- چه کرده ايم؟ اين قسمت ظريف ترين نقطه برنامه مي باشد بطوريکه بايد نتيجه تمام فعاليت ها در طي دوره هاي خاص به اطلاع مسئولين و مردم رسانده شده تا عملکرد هر کس بر اساس سند چشم انداز 20 ساله ارزيابي گردد(اين ارزيابي علاوه بر برنامه هاي چهارساله مي باشد) بلکه حداکثر هر شش ماه
يک بار بايد کارکرد خود را ارزيابي کرده و به کم و کاست آن پي ببريم چرا که اگر راه را درست نرفته باشيم بلافاصله متوجه شده و اصلاح کنيم.

ارزيابي بايد بصورت کاملا علمي و از طريق افراد آگاه و مسئوليت پذير صورت گيرد و همه گزارش ها نيز بايد بصورت کاربردي ارائه شود. در اين صورت مي توان پي برد که چه کسي توانايي همراهي با طرح را داشته و چه کساني نداشته اند تا تصميمات مديريتي اتخاذ گردد.

از موارد فوق مي توان نتيجه گرفت از زمان اعلام سند چشم انداز تا کنون آن طوري که در حد و گستردگي اهداف چشم انداز مي باشد اقدام لازم صورت نگرفته است و اين نيست مگر به ناديده گرفتن روابط عمومي، يا هر اسمي که عملکرد و کاربرد روابط عمومي را داشته باشد.

همانطور که اشاره شد فرهنگ سازي قبل از هر اقدامي در تمام زمينه ها از ضروريات آن مي باشد که اين امر نيز مختص روابط عمومي ها بوده و اگر روابط عمومي ها بصورت حرفه اي اجازه کار داشته باشند بطور حتم وضعيت بسيار بهتر از اين خواهد بود و حداقل خود سازمان و مردم تا کنون بصورت کلي با چشم انداز آشنا شده بودند همانطور که با وضعيت نامناسب فعلي روابط عمومي ها همه مردم بطور نسبي با وظايف و نحوه ارتباط با ادارات آشنايي دارند و هر از چند گاهي نيز اين بازخوردها از طرف روابط عمومي ها انعکاس پيدا مي نمايد.
حال پيشنهاد مي گردد بيش از اين فرصت را از دست نداده و با قبول واقعيت ها کار هر کس را به خود او واگذار نماييم، در اين صورت مي توان اميدوار شد که اهداف سند چشم انداز 20 ساله دست يافتني خواهد بود.