مدیریت و توسعه روابط عمومی


هنری مینتزبرگ از صاحبنظران برجسته مدیریت، شغل مدیر را در سه نقش مقدماتی مدیریتی تشریح و ارتباط را به عنوان مرکز ثقل هر یک از این نقش ها مطرح می کند.

   نقش های «بین افراد»، «اطلاعاتی» و «تصمیم گیری» نقش های معرفی شده از سوی این صاحبنظر هستند. بررسی نقش های معرفی شده توسط هنری مینتزبرگ نشان دهنده آن است که مدیران به ندرت افکار و نظرات و اندیشه های خود را به تنها یی اعمال می کنند. ایجاد ارتباط شفاهی و تاثیر گذاردن متقابل بر دیگران، جزو فعالیت های اصلی مدیران است و مطالعات نیز نشان می دهد که مدیران 60 تا 80 درصد اوقات خود را در ارتباطات شفاهی با دیگران می گذرانند.

   شاید بتوان گفت مهم ترین هدف ارتباطات در سازمان، پدید آوردن تحول، دگرگونی یا تاثیرگذاری بر اقدام هایی است که در راستای بهبود و بهتر شدن سازمان صورت می گیرد.آن چه مسلم است بدون ارتباطات، هیچ سازمانی وجود نخواهد داشت. به همین خاطر است که مدیران باید برای برقراری ارتباط و ایجاد نظام هدفمند و راهبردی ارتباطات دورن و برون سازمانی با بهره گیری از نظریات، تکنیک ها و قالب های اثرگذار ارتباطی کوشا باشند.

   در واقع ارتباطات نقش های مختلفی را در کارایی عملیاتی یک سازمان ایفا می کند چرا که یک ابزار تصمیم سازی است. ارتباطات یک فراگرد اساسی در سازمان است و به عقیده صاحب نظران همانند یک سیستم عصبی است که به پیوستگی سازمانی منجر می شود. ارتباطات یک جریان دوسویه است و روابط عمومی ها نقش بسزایی در برقراری ارتباطات در سازمان و مخاطبان استراتژیک آن ایفا می کند.

   بررسی ها نشان می دهد که در بیشتر سازمان ها، روابط عمومی در مدیریت استراتژیک مشارکت داده نمی شود و یا اصلا توجه خاصی از سوی مدیریت به ساختار آن نشده است، مگر آن که مساله یا مشکلی پیش آید.

مديريت و توسعه روابط عمومي
‏ هنري مينتزبرگ از صاحبنظران برجسته مديريت، شغل مدير را در سه نقش ‏مقدماتي مديريتي تشريح و ارتباط را به عنوان مرکز ثقل هر يک از اين نقش ها مطرح ‏مي کند.‏
‏ نقش هاي "بين افراد"، "اطلاعاتي" و "تصميم گيري" نقش هاي معرفي شده از ‏سوي اين صاحبنظر هستند. بررسي نقش هاي معرفي شده توسط هنري مينتزبرگ ‏نشان دهنده آن است که مديران به ندرت افکار و نظرات و انديشه هاي خود را به تنها ‏يي اعمال مي کنند. ايجاد ارتباط شفاهي و تاثير گذاردن متقابل بر ديگران، جزو فعاليت ‏هاي اصلي مديران است و مطالعات نيز نشان مي دهد که مديران 60 تا 80 درصد ‏اوقات خود را در ارتباطات شفاهي با ديگران مي گذرانند.‏
‏ شايد بتوان گفت مهم ترين هدف ارتباطات در سازمان، پديد آوردن تحول، دگرگوني يا ‏تاثيرگذاري بر اقدام هايي است که در راستاي بهبود و بهتر شدن سازمان صورت مي ‏گيرد.آن چه مسلم است بدون ارتباطات، هيچ سازماني وجود نخواهد داشت. به ‏همين خاطر است که مديران بايد براي برقراري ارتباط و ايجاد نظام هدفمند و راهبردي ‏ارتباطات دورن و برون سازماني با بهره گيري از نظريات، تکنيک ها و قالب هاي اثرگذار ‏ارتباطي کوشا باشند.‏
‏ در واقع ارتباطات نقش هاي مختلفي را در کارايي عملياتي يک سازمان ايفا مي کند ‏چرا که يک ابزار تصميم سازي است. ارتباطات يک فراگرد اساسي در سازمان است و ‏به عقيده صاحب نظران همانند يک سيستم عصبي است که به پيوستگي سازماني ‏منجر مي شود. ارتباطات يک جريان دوسويه است و روابط عمومي ها نقش بسزايي ‏در برقراري ارتباطات در سازمان و مخاطبان استراتژيک آن ايفا مي کند.‏
‏ بررسي ها نشان مي دهد که در بيشتر سازمان ها، روابط عمومي در مديريت ‏استراتژيک مشارکت داده نمي شود و يا اصلا توجه خاصي از سوي مديريت به ‏ساختار آن نشده است، مگر آن که مساله يا مشکلي پيش آيد.‏