آسیب شناسی تعامل روابط عمومی و رسانه در حوزه وقف

روابط عمومی در حوزه وقف روابط عمومی در حوزه وقف


چکيده :

سازمانها علاقه مند هستند تا نتایج تلاشها و زحمات آنها به شکلهای مختلفی به سمع و نظر مخاطبان، افراد و گروه های ذیربط برسد. اما اغلب پیش می آید که آنان از نحوه انعکاس اخبار و رویدادهای خود در رسانه ها، رضایت کافی نداشته و چه بسا چالشها، تعارضات و تضاد هایی را برای آنان بوجود آورد. سازمان اوقاف و امور خيريه به منظور دستيابي به يک موقعيت ممتاز در تعامل با رسانه ها ميبايست ضمن تدوين چشم انداز و تبيين رسالت و ماموريت خود در حوزه رسانه اي ، چالشها و مشکلات پيش روي خود به عنوان آسيب شناسي موضوع ، نظير : احکام شرعي وقف - موقوفه خواري - بقاع متبرکه - فقدان استراتژي مناسب- تعويض زودهنگام مديران - مسائل اقتصادي وقف - عدالت اجتماعي - نوعدوستي – فقدان بانک اطلاعاتي - فرهنگ سازي - مهجوريت زدايي چگونگي همکاري و تعامل با رسانه ها ،کيفيت همکاري با رسانه ها ، تبيين استراتژی و خط مشی های رسانه ای را بدرستي مورد تجزيه و تحليل قرارداده و سپس براي هرکدام با يک برنامه زمانبندي مشخص راه حل و چاره جويي مناسب ارائه دهد .

واژه هاي کليدي : وقف - احکام شرعي وقف - موقوفه خواري - بقاع متبرکه - فقدان استراتژي مناسب- تعويض زودهنگام مديران - مسائل اقتصادي وقف - عدالت اجتماعي - نوعدوستي - بانک اطلاعاتي - فرهنگ سازي - مهجوريت زدايي.

تعريف وقف :

وقف در زبان فارسي به معناي ايستادن، توقف، حبس کردن،منحصر کردن چيزي به کسي است .
درماده 55 قانون مدني آمده: وقف عبارت است از اين که عين مال حبس و منافع آن تسليم شود. منظور از حبس نمودن عين مال نگاه داشتن عين مال از نقل و انتقال و هم چنين از تصرفاتي است که موجب تلف عين گردد، زيرا مقصود ازوقف،انتفاع هميشگي موقوف عليهم، از مال موقوفه است و بدين جهت هم آن را وقف گفته اند. منظور از سبيل منافع، واگذاري منافع در راه خداوند، و امور خيريه و اجتماعي است. از نظر فقها نيز حبس عين ملک و بخشيدن منفعت آن (حبس العين – تسبيل المنفعه) وقف است.

مقدمه :

از جالب ترين تعاليم اجتماعي اسلام که بر اساس تعاون و حس نوعدوستي بنا نهاده شده،مساله وقف و صدقات جاريه است. هدف اصلي از وقف، تامين و تثبيت محل سکونت و منبع ارتزاق و تامين قسمتي از نيازمنديهاي عمومي وگسترش فرهنگ و تشويق به احداث بناهاي علمي،بهداشتي ومذهبي است.اسلام با اين کار يک برنامه عالي انساني را بنيانگذاري کرد که در اثر آن عواطف بشر دوستي زنده شد.اسلام با اين ابتکار تا آن جا در روح واخلاق مردم اثر گذاشت که از مال خودچشم مي پوشند و باوقف کردن قسمتي از اموال خويش به نفع کساني که بايد حمايت شوند وسيله آسايش آنان را فراهم مي کنند و نيازمنديهاي نسلهاي آينده را نيز از طريق وقف تامين مي کنند.
فقه اسلام در چهارده قرن قبل براي وقف اهميت خاصي قايل گرديده و يک بخش مهم و تقريبا مفصل از کتب فقه و حديث و قوانين اسلامي ويژه احکام و مقررات وقف و صدقات جاريه و کارهايي است که براي عموم مردم مفيد است.
اسلام با طرح مساله وقف و تشويق به صدقات جاريه از يک طرف اختيارات و نظرات مالک را نسبت به ملک خود (حتي سالها پس از مرگش) محترم و نافذ شمرده و از طرفي قدم اساسي را در راه گسترش علم و دانش وپرورش دانشمندان برداشته وبناي عمران و آبادي شهرها وروستاها و رفاه عموم را حتي در بيابانها و جاهاي دور از آبادي پايه ريزي نموده است.
وقف حكمي است كه ابعاد مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و حتي بعد سياسي داشته و يكي از قوانين جامع و كامل مكتب اسلام است كه با تمام شئونات جامعه‌ي ما سر و كار داشته و يك قانون چند بعدي است که آنچنان كه شايسته‌ اين حكم الهي است از زواياي گوناگون به آن پرداخته نشده است . وقف مقوله‌ای پيچيده ولی در عين حال ساده به‌شمار می‌رود، پيچيدگی وقف از اين جهت است كه دارای ساختاری شرعی است و از پشتوانه‌ای از جنس حكم الهی و از جنس صدقه بودن برخوردار است. و به‌عنوان يك اصل اوليه در احسان‌ها به‌شمار رفته و پشتوانه فرهنگی تشيع محسوب ميشود. وقف يك صدقه جاريه است و ارزش ترويج وقف از اين جهت نيست كه موقوفات توسعه يابد، بلكه از اين جهت است كه مردم را به معنويات سوق دهد.
در مقام و منزلت وقف همين بس که حتي ائمه معصومين (ع) نيز در زمان حياتشان موقوفاتي داشتند که بواسطه آن ها خدمات قابل توجهي به جامعه اسلامي ارائه ميشد . در كشور ما نيز بخش قابل توجهي از موقوفات و نيت واقفين براي فعاليت‌هاي فرهنگي است و يكي از فعاليت‌هاي فرهنگي كه از عوايد موقوفات براي توسعه آن هزينه مي‌شود فعاليت‌هاي قرآني و توجه به مراكز آموزشي، كمك به دانشجويان، دانش‌آموزان و طلاب حوزه‌هاي علميه است.
در قانون وقف براي موقوفه يك شخصيت حقوقي قائل شده و در حكم شرعي و قانون داريم كه عمران و آباداني و احياي موقوفات مقدم بر ساير نيات واقف است چرا كه اگر موقوفات آباد باشد مي‌تواند نيت واقف را عملياتي كند. لذا در بعد اقتصادي وقف تحقق عدالت اجتماعي كه شعار نظام ، رهبري و دولت خدمتگذار است مد نظر قرار مي‌گيردو يكي از قوانين اسلام كه مي‌تواند در تحقق عدالت اجتماعي و كاهش طبقات اجتماعي موثر باشد، وقف است.
نگارنده در اين مقاله سعي خواهد کرد موضوع آسيب شناسي تعامل روابط عمومي و رسانه در حوزه وقف را بررسي نموده و ضمن تشريح چالشهاي پيش روي سازمان اوقاف به تحليل و ارائه راه حل براي تعامل مطلوبتر با رسانه ها در هر بخش بپردازد .
الف ) مشکلات و چالشهاي پيش روي سازمان اوقاف :
1- احکام شرعي وقف:
در طول ساليان گذشته بعد از وقوع انقلاب اسلامي ، متاسفانه آنگونه که بايد و شايد احکام شرعي وقف و آثار و برکات و ابعاد مختلف آن که در شرع مقدس به آن تاکيد شده مورد پردازش و تبليغ قرار نگرفته و اغلب مردم با مسائل شرعي وقف آشنايي کافي ندارند . لازم است جلسات توجيهي مستمر و آموزشهاي لازم به ائمه جمعه و جماعت سراسر کشور در اين زمينه داده شود تانسبت به اطلاع رساني و تبيين موضوع در نزد افکار عمومي اقدام گردد.
2- موقوفه خواري:
سوء استفاده افراد سودجو و منفعت طلب باعث شده تا حق و حقوق موقوفات بدرستي پرداخت نشده و از اين بابت زيانها و خسارتهايي به منابع مالي سازمان و موارد اقتصادي مرتبط با کار سازمان وارد گردد . بنابراين شناسايي دقيق موقوفات ، مستند سازي آنها ، رفع موانع و شبهات حقوقي و قانوني مترتب بر موقوفات از جمله موارد مهمي است که بايد در اين خصوص وضعيت شان روشن و مشخص و مورد پيگرد قانوني قرار گيرند .
3- بقاع متبرکه:
بقاع متبرکه ، مامن و ملجا اهل معرفت و پايگاه ديني و مذهبي مردم هستند که واسطه فيض و محل استجابت دعا و عبادت و راز و نياز و کانوني براي اتحاد و هم انديشي و تجمع اهل نظر و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) ميباشند . توليت بقاع متبرکه ، نحوه اداره امور و نوع مديريتي که بر اين اماکن حاکم است ، مسائل مربوط به حواشي و پيرامون اين اماکن از منظر نقاط مسکوني ، تجاري و شهري از مواردي هستند که در رسيدگي به امور بقاع متبرکه ميبايست مد نظر قرار گرفته و بدقت موشکافي و تحليل و مورد بررسي و از نظر ساخت و ساز ، امکانات ، تجهيزات ، دسترسي ها و... مورد مهندسي مجدد واقع شوند .
3- شناخته شده نبودن وقف:
چالش مهم ديگر پيش روي سازمان ، شناخته شده نبودن ماموريتها و اهداف و عملکرد آن در نزد افکار عمومي است . سياستهاي خبري و اطلاع رساني سازمان به تناوب در سالهاي گذشته دچار تغيير و تحولات بسياري بوده ، بدين معنا که در يک برهه زماني سياست سازمان ممکن است بر ارتباط تعريف شده و محدود با فضاي رسانه اي کشور بوده و در يک دوره اي ديگر سياست درهاي باز مد نظر بوده است . در اين ميان شکاف ايجاد خبري و اطلاع رساني مربوط به نوع نگاه سازمان به رسانه ها و احيانا سليقه هاي متفاوت مديران عاليه سازمان ، دست به دست هم داده تا امروزه شاهد اين شکاف در خصوص شناخته شده نبودن وقف در ميان آحاد و لايه هاي مختلف اجتماع باشيم .
4- فقدان استراتژي مناسب:
پر واضح است که مقوله وقف در سالهاي گذشته داراي استراتژي مشخص رسانه اي و خبري نبوده است . به عبارت ديگر روند سنتي حاکم بر فضاي خبري و تعامل با رسانه ها همواره سبب شده تا سازمان آنگونه که در قد و قواره خود است در ميان رسانه ها ظاهر نشده و از اين رو از يک استراتژي برخوردار نباشد .
5- عدم اجراي دقيق نيت واقفين:
تغيير کاربري نيت واقفين به آنچه که مثلا مصلحت بوده و شرايط و نوع نگاه ها ايجاب ميکرده ، خود چالشي است که سازمان با آن دست و پنجه نرم ميکند . يک مرور کلي لازم است تا نيت واقعي و اصلي واقفان را بررسي نموده و آنچه که حق مطلب است به اجرا گزارده شود .
6- تعويض زودهنگام مديران:
بر همگان روشن است که مديران به نوعي فرهنگ سازان سازمان هستند . با نگاهي به تغييرات مديريتي در سطح سازمان اوقاف در ميابيم که هر مدير نيتها ، سليقه هاو تراوشات ذهني يا اعتقادي خود را به نوعي به سازمان تزريق کرده و از اين بابت فرهنگ سازماني سازمان اوقاف شکل و شمايلي چند وجهي به خود گرفته است . اين بدان معني است که مثلا براي يک مدير درآمد موقوفات مهم بوده ، براي يک مدير رسيدگي به امور پرسنل مهم بوده ، براي يک مدير مسايل سياسي واجتماعي وقف مهم بوده و... فلذا هر چه تغييرات مديريتي بيشتر و سريعتر وعمر دوره مديريت مديران کوتاهتر باشد ، طبيعي است که فرهنگ سازماني هم آسيبها و شکل و شمايل متفاوتي را به خود ميگيرد .
7- مسائل اقتصادي وقف :
مسائل اقتصادي وقف به تعبيري پاشنه آشيل فعاليتهاي سازمان اوقاف است . چرا که اغلب موقوفات حياتشان در گرو کسب درآمد است . با درآمد موقوفات است که سازمان ميتواند برنامه ريزيهاي بلند مدت خود را تنظيم و استحکام بخشد .مسائل اقتصادي وقف ميبايست هر از چند گاه طي نشستهاي علمي تخصصي مورد کنکاش و تحليل قرار گيرند . و اين در حالي است که در عصر حاضر بسياري از مستاجران موقوفات اجاره هاي ناچيزي بابت موقوفه ميدهند در صورتي که درآمدهاي آنان از محل مورد اجاره به مراتب بيشتر است . اين مسائل لازم است پابپاي زمان و شرايط و اوضاع و احوال اقتصادي جامعه مورد تجديد نظر و بروز رساني قرار گيرد .
8- عدالت اجتماعي:
سازمان بايد بتواند نقش وقف در ايجاد و بسط عدالت اجتماعي را به نحو شايسته اي فراهم سازد . در هر حال عموم جامعه ميتواند از برکات موقوفات ودارايي هاي اين چنيني بهره مند شوند . پس موضوع عدالت اجتماعي در حيطه وقف از اهميت والايي برخوردار است بويژه آنکه عدالت سرلوحه کار دولتمردان نيز قرار دارد .
9- نوعدوستي :
در وقف ، موضوع نوعدوستي مسئله با اهميتي است . چون جوهره وقف باتعابيري نظير : انصاف ، دستگيري از نيازمندان ، نيکوکاري ، نيک انديشي و... گره خورده است .
پس سازمان اوقاف ميتواند در اين بخش اقدامات مستمر و برنامه ريزي شده فرهنگي داشته باشد . مثلا هدايت نذورات مردمي به مناسبتهاي مختلف مذهبي ميتواند با مديريت و هدايت صحيح به سمت و سويي سوق داده شود که نوعدوستي را ترويج داده و اين خصيصه زيباي انساني را در جامعه گسترش دهد .
10- فقدان بانک اطلاعاتي:
سازمان اوقاف به شدت نيازمند چندين بانک اطلاعاتي مهم و اساسي است . بانک موقوفات ، بانک بقاع متبرکه ، بانک نذورات ، بانک نيت واقفين ، بانک ساختمان و زمين و... گنجينه اطلاعاتي سازمان خواهند بود براي مديريت ، نظارت و کنترل هر چه بهتر امور جاري سازمان در راستاي شفاف سازي گردش مالي و مديريت منابع و مصارف سازمان .
11- فرهنگ سازي :
فرهنگ سازي مقوله بسيار مهمي است که در همه جا ميتواند فريادرس سازمانها باشد . به هر حال در عصر حاضر ما با کمبود منابع و افزايش مصارف روبرو هستيم . ما در مصرف بهينه آب ، برق ، گاز ، انرژي و سوخت و... چنانچه بخواهيم به توفيقاتي دست يابيم لازمه اش آن است که فرهنگ سازي نماييم . در مورد فعاليتهاي اوقاف هم موضوع به همين ترتيب است . بايستي وقف کردن بخشي از ارزشهاي جامعه و بخشي از فرهنگ عمومي جامعه گردد . واين ميسر نميباشد مگر با تمهيدات آموزشي و انگيزشي مناسب و هدفدار .
12- مهجوريت زدايي:
حقيقت آن است که وقف در جامعه کنوني ما مهجور و غريب است. از وقف بايد غربت زدايي کرد . مردم ما بسياري از اوقات دارايي هاي خود را در راه هاي بعضا بدون حاصل صرف ميکنند در حالي که نميدانند اگر همين دارايي و امکانات چنانچه وقف گردند آثار و برکات مستمر و دائمي در پي خواهند داشت که همگان ميتوانند از آ ن منتفع گردند . اين غربت زدايي و مهجوريت زدايي لازمه اش آن است که سازمان با رسانه ها تعامل سازند ه و عميقي داشته باشد .
ب ) چگونگي همکاري و تعامل با رسانه ها :
در اين بخش به اين موضوع ميپردازيم که سازمان اوقاف چگونه ميتواند با رسانه ها تعامل مطلوب داشته باشد . به ديگر سخن چنانچه سازمان دارا ي يک استراتژي مدون و سازمان يافته اي در اين زمينه باشد خواهد توانست در سه مقطع کوتاه مدت ، ميان مدت و بلند مدت به جايگاه رفيعي در تعامل و همکاري با رسانه ها دست يابد .
بنا براين ، توصيه ميشود که چشم انداز و ماموريت سازمان اوقاف به قرار زير تبيين گردد .
Mission ( ماموريت ) سازمان اوقاف :
ماموريت سازمان اوقاف عبارت است از : تبيين ، گسترش و نهادينه کردن جايگاه و اهميت فرهنگ وقف در ميان آحاد جامعه به منظور اجراء احکام و تعاليم اسلامي و منويات و رهنمودهاي مقام عظماي ولايت در راستاي کمک و مساعدت به ارکان حکومت جهت ارتقاء هر چه بيشتر بستر هاي رشد و توسعه و رفاه عمومي در کشور .
Vision ( چشم انداز ) سازمان اوقاف :
چشم انداز سازمان اوقاف عبارت است از :
1- توسعه پايدار سطح دانش ، بينش و توانايي کارکنان و متوليان امور سازمان در جهت ارتقاء کارايي و اثر بخشي فردي و سازماني .
2- بهينه سازي مستمر روند و جريان امور سازمان از طريق بکارگيري فن آوري هاي نوين ارتباطي و الکترونيکي
جلب مشارکت و مديريت افکار عمومي در راستاي همراهي و حمايت از موضوع وقف .
اغلب ، گزارشات مربوط به عملکرد سازمان توسط بالا ترین مقام (وزیر، مدیر عامل، رییس و ...) یا روابط
عمومی و در برخی موارد سخنگوی سازمان به رسانه ها ارائه میشود. و پر واضح است که سازمان برای پوشش
اخبار و پیامهای خود ناگزیر به همکاری و تعامل با رسانه ها و روزنامه نگاران میباشد.
معمولا سه روش مهم برای اینکه دیگران بدانند چه کرده اید (گزارش عملکرد) وجود دارد:
1. گزارش یا خبر خود را برای مخاطب مربوطه بفرستید (از طریق پست ، نامه رسان و ...)
2. گزارش را روی سایت سازمان قرار دهید.
3. موضوع را به رسانه ها و روزنامه نگاران منعکس کنید. در این میان نقش و کارکرد رسانه ها بسیار حساس و با اهمیت تر از بقیه است. چون با استفاده از شیپور و تریبون رسانه ها قشر وسیعی از جامعه، از اخبار، گزارشها و پیامهای شما مطلع میشوند.
سازمانها علاقه مند هستند تا نتایج تلاشها و زحمات آنها به شکلهای مختلفی به سمع و نظر مخاطبان، افراد و گروه های ذیربط برسد. اما اغلب پیش می آید که آنان از نحوه انعکاس اخبار و رویدادهای خود در رسانه ها، رضایت کافی نداشته و چه بسا چالشها، تعارضات و تضاد هایی را برای آنان بوجود آورد.
با این حال به نظر میرسد که دنیای رسانه ها در برخی موارد گاهی با شما و گاهی بر علیه شما کار میکند که ممکن است در خیلی از موارد بطور شفاف و کامل متوجه پیچیدگی و راز و رمز های آن نشویم. بنابراین داشتن یک تعامل و همکاری موثر، مستمر و حساب شده با رسانه ها و روزنامه نگاران یک ضرورت انکار ناپذیر برای دوام و بقائ سازمانها میباشد.
اگر سازمان شما فعالیتهای بسیاری را انجام میدهد ولی آنچنان که باید و شاید در رسانه ها به آنها توجه و پرداخته نمیشود با ید گفت که به احتمال زیاد دارای مشکل اساسی در امر ارتباطات و تعامل با آنها هستید. آیا تا بحال فکر کرده اید که چرا اخبار و پیامهای شما در رسانه ها به خوبی پوشش داده نمیشود؟ سوالاتی از این قبیل حاکی از آن است که شکل و نحوه تعامل شما با روزنامه نگاران و رسانه ها به گونه ای برنامه ریزی شده و هماهنگ تعریف و تشریح نشده است و این امر سبب میشود تا افراد دیگر هم آنطور که شایسته است از حال و هوای برنامه ها و فعالیت های شما آگاه نشوند.
مثلا نمایندگان مجلس افراد پرمشغله ای هستند که فرصت کافی برای خواندن یا مطالعه گزارشهای ارسالی شما را ندارند. هرچند که نیازمند محتوای این گزارشات در مواجهه با دیگران (مخاطبان) هستند. پس چگونه باید آنها را با عملکرد خود آشنا سازید؟ مسئولان سازمان ها باید درک کنند و بدانند که چه چیزهایی برای چه کسانی مفید هستند تا حداکثر استفاده از مطالب و مندرجات گزارشهای آنها بشود. به عبارتی دیگر حجم و کمیت گزارش عملکرد شما خیلی حساسیت ندارد بلکه کیفیت و ارائه راه کار و محتوای کارساز آن است که می تواند مورد توجه قرار گیرد. یکی از مهم ترین ابزارها برای اینکه هدف، مقصود اصلی و جان کلام گزارشات شما را به سمع و نظر مخاطبان برساند همانا رسانه ها هستند.
سازمان شما می تواند به عنوان یک شریک برای رسانه ها، بدون آنکه استقلال خود را از دست بدهد محسوب گردد. در مجموع، رسانه ها یک کانال کلیدی برای آگاه سازی شهروندان هستند تا آنان را از فعالیت و نقش سازمان و قدرت و جایگاه آن در کشور بطور مطلوب و شایسته آگاه و مطلع سازند.
وقتی مردم از طریق رسانه ها، بخوبی با فعالیت و عملکرد سازمان شما آشنا شوند، تبدیل به یک موتور و قوای نیرومندی خواهند شد برای طلب خواسته ها و انتظارات که در نهایت می تواند منجر به شفافیت در عملکرد دولت ها و مدیریت بهتر در همه زمینه ها شود .
با تدابیری چند، می توان از طریق یک برنامه ریزی مناسب و زمان بندی شده،‌ کاری کرد که جایگاه شما بخوبی در رسانه ها تثبیت شود. شما می توانید بدین ترتیب به سازمانی هوشیار و بیدار تبدیل شوید .
با کمک موثر رسانه ها میتوانید موضوع پاسخگویی و اطمینان بخشی به مردم را به خوبی جامه عمل بپوشانید. به عنوان مثال پاسخگویی مناسب و اطمینان بخشی و تعامل سازنده با رسانه ها میتواند مردم را در امر پرداخت مالیات تشویق کند.
برای تحقق اهداف مورد نظر سازمان، توجه به نکات فوق اهمیت بسیاری دارد . از سوی دیگر باید مراقب باشید که گزارشات و یافته های شما دقیق و حساب شده و بدون نقص و به گونه ای باشد که شما را در تله نیانداخته و دچار ریسک نشوید. هم چنین گزارشات شما نباید موجب برداشتهای مختلف و سلیقه ای از آنها شده و بهم ریختگی ایجاد کند.
در حقیقت، یافته ها و تلاشهای شما در انجام وظایف و همکاری با رسانه ها کمک شایانی به ارتقاء سطح پاسخگویی سازمانها (دولت)، شفافیت در عملکرد و اداره مطلوب امور در مجموعه فعالیت های حکومت می نماید. البته پر واضح است که مطالب فوق می بایست آلوده به گروکشی یا ضایع کردن تلاشهای سازمانهای دیگر نشود.
به منظور پیشگیری از هر گونه ابهام یا درک نامناسب از محتوای گزارشات و اخبار، مسئولان و پاسخگویان سازمانها می بایست آشنا و آگاه به مسایل حرفه‌ای خود بوده و نسبت به نیازها و توسعه مهارت های فنی در مواجهه با رسانه ها مجهز و به روز باشند. در اینجا ارائه چند راهکار و ذکر کلیدهای موثر در همکاری و تعامل هرچه بهتر با رسانه ها میتواند مفید باشد:

گزارش يا خبر با ارزش :
با ارزش بودن خبر (گزارش خبری با ارزش) الزاماً آن چیزهایی که شما می نویسید نیست، بلکه تلفیقی از آن با آنچه که مطبوعات و رسانه ها می پسندند می باشد. سازمان شما برای آنکه گزارشات و اخبار با ارزش داشته باشد باید به موارد زیر توجه کند.
1. مباحث خاص و مشخص: که در اینجا مقصود انتظارات مردم، محاسن و معایب تصمیم گیریها، مناقشات حزبی، تاثیرات بودجه ای بر روندها و روشها و ... میباشد.
2. وقایع و حوادث غیرمعمول و غیرمنتظره: که منظور از آن عبارت است از توجه و واکنش عمومی به اتفاقاتی که در عرصه‌های اقتصادی و سیاسی رخ می دهد.
3. اطلاعات مورد نیاز: ما باید بدانیم که چه می خواهیم و بدنبال چه چیزهایی هستیم آنچنان که وقتی به بازار می رویم باید بدانیم چه کالایی با چه کیفیتی و با چه قیمتی می خواهیم بخریم؟
4. اطلاعاتی که دوست داریم از آنها آگاهی داشته باشیم: عبارت است از میزان و سطح علاقه مندی ما به دانستن بعضی چیزهای خاص
5. اطلاعات موثر: برخی از اطلاعات هستند که سبب می شوند نکته های خیلی خوبی از بازار کسب و کار، قدرت و نفوذ افراد، وضعیت رقبا، جایگاه عملکردی ما در سطح جامعه و ... از آنها دریافت کنیم.
این نکته حائز اهمیتی است برای شما که بدانید نقش رسانه ها چقدر می تواند به نفع یا ضرر شما باشد. رسانه ها می توانند کاری کنند که ارقام و اعداد شما غلط یا دو پهلو جلوه کرده یا موجب اغتشاش و فریاد برآوردن یک عده ای شود. پس می دانید که نقش آنها در طیفی از مثبت یا منفی قرار دارد که سطح روابط و میزان نفوذ و قدرت شما بر آنها می تواند جای شما را روی این طیف تعیین نماید.

ج )کيفيت همکاري با رسانه ها :
الف) انتقاد پذیر باشید. (با دیگران راه بیایید) . داشتن یک سخنگوی کار بلد و مطلع که آموزشهای مربوط به روابط عمومی و ارتباطات را طی کرده باشد در این جا لازم است.
ب) پویا و سرزنده باشید. (به روز باشید) . همیشه در عرصه کار و حرفه خود، فردی پویا، شاداب و سرزنده باشید تا رسانه ها شما را دچار خمودگی و سست و بی خیال تصور نکنند.
ج) صادق باشید. از دادن اطلاعات طفره نروید. رسانه ها را سردرگم نکنید. رسانه ها را دنبال نخود سیاه نفرستید، شاید بتوان گفت اول از هر چیز باید با خودتان صادق و رو راست باشید. دیگران را سرکار نگذارید، اطلاعات گمراه کننده ندهید، توپ را در زمین دیگران نیاندازید. با مصاحبه های جنجالی آب را گل آلود نکنید.
د) بدانید چه می گویید: گاهی اوقات برخی مدیران و سازمانها با رسانه ها مصاحبه می کنند ولی واقعاً نمی دانند چه می گویند و بالاخره معلوم نمی شود بعد از پایان مصاحبه، ایشان چیزی را تائید کرد یا تکذیب، اجرا می شود یا نه، خوب است یا بد است، زیان دارد یا سود ؟ و ...
هـ) مفید باشید. قبل از آنکه به فکر مصاحبه با رسانه ها باشید، ببینید که آیا حرف ها و مطالب شما برای مخاطبان واقعاً مفید و راهگشاست. اگرنه چه لزومی دارد هر روز اسم شما برسر زبانها باشد و آنقدر تکراری شوید که کسی علاقه ای به حرفهای شاید مفید شما هم نداشته باشد.
و) واقع گرا و قابل اعتماد باشید. اگر در حوزه کاری شما ایرادات و اشکالاتی است واقع بین باشید و چشمتان را روی واقعیتها نبندید. بالاخره سازمان و کار و حرفه شما هم مانند خیلی های دیگر نواقص و کاستیها و اشتباهاتی دارد. آنها را کتمان نکنید. به رسانه ها بفهمانید که به طور جدی در صدد رفع نواقص هستید.
ز) در دسترس باشید. اغلب اتفاق افتاده که رسانه ها اعلام میکنند که بارها سعی کرده اند با فلان مسئول ارتباط بر قرار نمایند و کسب اطلاع از موضوعی داشته باشند ولی طرف مقابل و مرتبط با موضوع در دسترس نبوده است.

آيا با فرهنگ سازماني حاکم بر رسانه ها آشنا هستيد ؟
سازمانها، باید برای مراوده با رسانه ها، آموزشهای لازم و کافی ببینند. و در عین حال درک مناسبی از فرهنگ حاکم بر جامعه رسانه ها داشته باشند. ولی بعضی سازمانها اغلب نمی دانند که زبان رسانه ها با زبان آنان متفاوت است.
بنابراین کسانی که از سوی سازمان خویش صحبت می نمایند، بایستی ویژگی های جامعه رسانه ای را شناخته و نسبت به آن درک مطلوبی داشته باشند. اول از هر چیز، باید بدانیم که در اکثر کشورها، رسانه ها هر دو بخش خصوصی و دولتی را تحت پوشش اخبار و اطلاعات خود آنهم به صورت رقابتی قرار می دهند. چرا که رسانه ها در سطحی وسیع، انواع و اقسام تکنولوژی ها،‌ علاقه مندی ها، انتظارات، زمینه ها و بسترها را تحت پوشش قرار می دهند که صرفاً ارائه دهنده یک نقطه نظر واحد نیستند. رسانه ها، تحت فشار زیادی هستند تا یک داستان مناسب را طراحی و ارائه دهند تا اینکه بخواهند فقط به کار تحلیل و مباحث خشک حرفه ای مشغول شوند. در فعالیت های روزمره ای رسانه ها، پاره ای قوانین و کدهای اخلاقی وجود دارند که میبایست رعایت شوند. در واقع رسانه ها ملزم به رعایت خط قرمزها در حوزه کاری خود هستند.
دوم آنکه، اغلب رسانه ها با مفهومی بنام گرداب اخبار روبرو هستند. بنابراین مسئولان رسانه ها ناگزیر هستند که با عنایت به مشغله زیاد خود، مراقبت های لازم را به خرج داده و مطالبی را تهیه و آماده سازی کنند چرا که فرصت و فضای کافی همواره در اختیار آنان نیست.

نکته سوم آن است که، روزنامه نگاران و رسانه ها قابلیت دسترسی به حجم زیادی از اطلاعات آنلاین (به روز) را دارند. لذا آنان باید بتوانند که از سایت اینترنتی و خبری سازمان شما اطلاعات لازم را بدست بیاورند. بنابراین هر حرف گفتنی به رسانه ها را باید در وب سایت سازمان به صورت آنلاین و شفاف قرار داد.

چهارم آنکه، رسانه های بخش خصوصی، بخاطر برخورداری بیشتر از سهم بازار در رقابت با سایرین، سعی می کنند که هوشیارانه تر و زیرکانه تر عمل نمایند. مثلاً ممکن است با جریان سازی از گزارشها، اخبار و مصاحبه های شما، برای خود کیسه ای دوخته و به کسب وجهه و توجه بپردازند و امتیازاتی را بدست آورند.

نکته پنجم این است که: در برخی کشورها،‌ دولت بر روی رسانه های الکترونیک کنترل هایی را اعمال می کند. در چنین شرایطی، رسانه ها اعلام می دارند که این دولت است که می گوید چه چیزی برای مردم (مخاطبان) مفید است. و واضح است که اخبار و مطالب مخالف با سیاست های دولت انعکاس داده نمی شوند یا فیلتر می گردند. با این حال، رسانه های خصوصی، می توانند نقش مهمی در شفاف سازی عملیات و فعالیت های دولت داشته باشند.

ششم آنکه، قدرت رسانه ها، منوط به میزان نفوذ و توانایی آنان در تهیه خوراک (اطلاعات) کارشناسی و اساسی برای تصمیم سازان و مسئولان کشور و صاحب نظران است. چرا که اغلب سیاست مداران و نظریه پردازان به نکات کارشناسی رسانه ها مراجعه نموده و مطابق محتوای آنها اظهارنظر می کنند. بنابراین مراجعه به این قبیل سایتها و رسانه ها، جزیی از زندگی روزمره شخصی و کاری آنان قلمداد می شود. اینها کسانی هستند که می دانند با مراجعه به چه رسانه ای (چه سایتی) می توانند اطلاعات دست اول و خوب را برای نمایش قدرت و دانش و آگاهی خویش تهیه کرده و با آنها مانور داده و بعضاً سهمی از قدرت را در جامعه داشته باشند.

و بالاخره نکته هفتم آن است که: رسانه ها دنبال سود هستند. رسانه های خصوصی شعارشان هزینه کمتر و سود بیشتر است. اما در رسانه های عمومی (دولتی) این موضوع شکل و شمائل دیگری دارد. بنابراین باید دانست که نحوه تعامل ما با این دو بخش چگونه باید باشد برای کدام باید بیشتر وقت و پول صرف کنیم و برای کدام بیشتر از قدرت نفوذ سازمانی، چانه زنی ، تعامل و ... بهره بگیریم. به هر حال باید کاری کرد که حداکثر منافع برای هر دو طرف حاصل شده و یک بازی برد ـ برد بوجود آید. وگرنه معلوم نیست رسانه ها با سرنوشت ما چه بازیهایی خواهند کرد.

د ) تبيين استراتژی و خط مشی های رسانه ای :

اگر سازمان شما تابحال خط مشی مطلوبی در ارتباط با رسانه ها نداشته،‌ اکنون وقت آن است که به آن جامه عمل بپوشانید. در واقع، خط مشی رسانه ای عبارت است از داشتن یکسری اصول و قواعد مشخص در ارتباط با نحوه تعامل و همکاری با رسانه ها. این خط مشی تبیین می کند که رابطه سازمان با رسانه ها چگونه و به چه ترتیبی باشد. در عین حال فلسفه و چرایی تعامل سازمان با رسانه در این خط مشی معین و تعریف می گردد. در خط مشی، مسئولیت های طرفین ذکر شده و عنوان می گردد که هر کدام چه حد و مرزهایی را باید رعایت نمایند.
در خط مشی هم چنین ذکر می شود که ورود به چه مباحث و موضوعاتی مفید یا مضر است. برگزاری جلسات کارشناسی، طرح مسایل کلیدی، موضوع رقبا، نقاط قوت و ضعف برنامه ها، مشاوره صادقانه، کمکهای فنی، نحوه تعامل و تماس با افراد سازمان و مدیران و .... می تواند در خط مشی بیان شده و درج گردند. باید توجه داشت که وظیفه سازمان در مواجهه با اخبار رسانه ها صرفاً واکنش سریع و منفعلانه یا احساساتی نیست بلکه مراجعه به خط مشی می تواند راهگشای بسیاری از مسایل و مشکلات باشد.
البته باید توجه داشت که در مقابل رسانه ها به عنوان زبان گویای مردم و نماینده ای از افکار عمومی نباید بی تفاوت و ساکت بود و بایستی به مطالبات آنها پاسخ داده شود. در کنار خط مشی، استراتژی رسانه ای، موضوع مهمی است. استراتژی به ما می گوید که چطور و با چه وسیله ای می توانیم به مقاصد رسانه ای خود نایل شویم. هدف استراتژی، در حقیقت، ایجاد یک سپر دفاعی برای سازمان درمواجهه با یورشهای بیرحمانه خبری و حملات روزنامه نگاران می باشد تا در مواقع خطر و بحرانی، سازمان کمتر دچار آسیب و زیان گردد. استراتژی به ما می گوید که چطور در جامعه اطمینان بخشی ایجاد نمایید که افکار عمومی نسبت به ما بی اعتماد و نامطمئن نشوند.

ویژگی های یک استراتژی رسانه ای :

الف) تمرکز و توجه بر روی مباحث معین و مشخص.
ب) تعریف و تعیین مطالب کلیدی خبری و نکات حساس.
ج) ایجاد آشتی و تعامل میان اهداف، برنامه ها و یافته ها (دستاوردها)، بدانیم کجا هستیم، کجا میخواهیم باشیم و چه ابزارهایی نیاز داریم؟
د) داشتن برنامه منظم
هـ) تعریف آنچه که از دستاوردها مدنظر است.
و) مشخص نمودن رابطه سازمان با سایر مراکز و نهادهاي مشابه يا مرتبط .
ز) توصیف و تشریح اینکه چگونه می توان اهداف را ارزیابی و مورد سنجش قرار داد. توجه به ارزیابی و بازخورد.
ويژگيهاي ارسال پیام به رسانه ها:

مراحل مهمی برای ارسال و انتقال پیام شما به رسانه ها وجود دارد.
1. ابتدا شما باید رسانه ها و سایت های مرتبط با خود را بشناسید.
مثلاً اگر کار اصلی سازمان شما فرهنگی است، نمی شود که با رسانه های صرفاً اقتصادی یا سیاسی تعامل داشته باشید چون ممکن است اخبار و پیامهای شما در آنجا کار نشود. دانستن اینکه فرهنگ و نظر غالب در یک رسانه چگونه است و چه سمت و سویی دارد مهم است.

2. مسئله دوم ارتقاء سطح آرا و عقاید و اندیشه هاست. یعنی برای اینکه رسانه ها شما را بپذیرند باید خود را توسعه و ارتقا دهید وگرنه از رسانه ها جا می مانید. مصیبت وقتی است که رسانه ها در مورد یک فعالیت یا گزارش یا خبر، بیشتر از خود شما اطلاعات و اشراف داشته باشند.
سعی کنید گزارشات، اخبار و پیامها را هرچه می توانید فشرده و شفاف کنید تا امکان هرگونه برداشتهای متفاوت و سلیقه ای و شخصی از آن دور گردد. به گونه ای که غالب سطوح و اقشار جامعه بتوانند ارتباط مناسبی با آن پیدا کنند. بسیار شاهد هستیم که عده ای دائما در حال تکذیب اخبار و گفته های خود هستند که ناشی از موضوع فوق است.از یک زبان قابل فهم برای انتقال پیامهایتان استفاده کنید و مخاطبان را صرفا کسانی نپندارید که می شنوند و واکنشی ندارند.

3. نکته سوم، در سازمان باید مشخص باشد که هر حرفی را چه کسی بزند تا رسانه ها دچار تشتت و سردرگمی نشوند. بسترسازی خوبی از طریق تماسهای تلفنی، شامل احوالپرسی، تبریک مناسبتها و ... با رسانه ها ایجاد کنید. دعوت دیگران را بپذیرید، دیگران را به سازمان دعوت کنید، با رسانه ها چای بنوشید و غذا بخورید و در پارک قدم بزنید. در مناسبتها و مراسم آنها شرکت کنید ...
به روابط عمق ببخشید تا باورتان کنند. فضایی برای حضور رسانه ها مهیا کنید .تا این باور در آنها ایجاد شود که جزئی از هم هستید. از رسانه ها بخواهید اگر بجای شما بودند چه می کردند. می توان هرچند وقت یکبار با برگزاری تورهای سیاحتی و گردشی، رسانه ها را با محتوا، مراحل و روند فعالیتها آشنا ساخت. مهم آن است که رسانه ها به شما یقین پیدا کنند وگرنه ممکن است در ظاهر، رسانه ها همه را قبول داشته باشند و نسبت به همه اظهار ارادت نمایند ولی در پشت پرده طور دیگری رفتار شود. چنانچه می توانید یک تیم مشاور رسانه ای داشته باشید و هر از گاه با آنان فعالیتها را مرور کنید. با این حالت می توان، رسانه ها را نسبت به عملکرد و گزارشات توجیه کرد.
مسئله آخر که حائز اهمیت است، میزان دسترسی رسانه ها به مدیران و افراد مسئول سازمان است. باید همواره و به آسانی در دسترس باشید. به یاد داشته باشید که رسانه ها، آلت دست شما نیستند. رسانه ها را جزیی از خانواده سازمانی خویش محسوب نموده، منتها نقش و وظیفه اصلی آنها را فراموش نکنید.
برخی سازمانها فکر میکنند که بعضی رسانه ها را باید هر جور شده برای خود داشته باشند و برای آن ناگزیر به پرداخت هزینه های مربوطه هم میشوند.

نتيجه گيري :

در قرآن کريم آيه اي وجود ندارد که به طور صريح بر مساله وقف واحکام آن دلالت کند،اما دقت در مضامين برخي آيات که به عمل صالح، تاليف قلوب و جلب محبت ديگران، روح تعاون،احسان وبرادري، و تقرب الي الله تشويق و ترغيب مي نمايد و هم چنين کلام ارزشمند معصومين (عليهم السلام) و سيره عملي آن بزرگواران در دوران حيات مکرم شان نشانگر اهميت والا و بسيار زياد وقف در نزد خداوند متعال و اهل بيت (عليهم السلام) است. بدون شک توجه شارع مقدس و بزرگان دين به وقف مبين آثار گرانسنگ و ماندگار وقف به عنوان باقيات صالحات است که نه تنها در سراي فاني شامل افراد گوناگون مي گردد بلکه تاثيرات آن در جهان باقي نيز مايه ي تعالي روح و مراتب انسان واقف خواهد شد.سازمان اوقاف و امور خيريه به منظور دستيابي به يک موقعيت ممتاز در تعامل با رسانه ها ميبايست ابتداچالشها و مشکلات پيش روي خود نظير : احکام شرعي وقف - موقوفه خواري - بقاع متبرکه - فقدان استراتژي مناسب- تعويض زودهنگام مديران - مسائل اقتصادي وقف - عدالت اجتماعي - نوعدوستي - بانک اطلاعاتي - فرهنگ سازي - مهجوريت زدايي را بدرستي مورد تجزيه و تحليل قرار داده و سپس براي هرکدام با يک برنامه زمانبندي مشخص راه حل و چاره جويي مناسب ارائه دهد . سازمان در نهايت ميبايست براي تعامل مطلوب با رسانه ها قواعد بازي و کار با رسانه ها نظير موارد زير را رعايت نمايد که ما تحت عنوان اصول کار با رسانه از آن ياد ميکنيم .
الف) انتقاد پذیر باشید. (با دیگران راه بیایید) . داشتن یک سخنگوی کار بلد و مطلع که آموزشهای مربوط به روابط عمومی و ارتباطات را طی کرده باشد در این جا لازم است.
ب) پویا و سرزنده باشید. (به روز باشید) . همیشه در عرصه کار و حرفه خود، پویا، شاداب و سرزنده باشید تا رسانه ها شما را دچار خمودگی و سست و بی خیال تصور نکنند.
ج) صادق باشید. از دادن اطلاعات طفره نروید. رسانه ها را سردرگم نکنید. رسانه ها را دنبال نخود سیاه نفرستید، شاید بتوان گفت اول از هر چیز باید با خودتان صادق و رو راست باشید. دیگران را سرکار نگذارید، اطلاعات گمراه کننده ندهید، توپ را در زمین دیگران نیاندازید. با مصاحبه های جنجالی آب را گل آلود نکنید.
د) بدانید چه می گویید: گاهی اوقات برخی مدیران و سازمانها با رسانه ها مصاحبه می کنند ولی واقعاً نمی دانند چه می گویند و بالاخره معلوم نمی شود بعد از پایان مصاحبه، ایشان چیزی را تائید کرد یا تکذیب، اجرا می شود یا نه، خوب است یا بد است، زیان دارد یا سود ؟ و ...
هـ) مفید باشید. قبل از آنکه به فکر مصاحبه با رسانه ها باشید، ببینید که آیا حرف ها و مطالب شما برای مخاطبان واقعاً مفید و راهگشاست. اگرنه چه لزومی دارد هر روز اسم شما برسر زبانها باشد و آنقدر تکراری شوید که کسی علاقه ای به حرفهای شاید مفید شما هم نداشته باشد.
و) واقع گرا و قابل اعتماد باشید. اگر در حوزه کاری شما ایرادات و اشکالاتی است واقع بین باشید و چشمتان را روی واقعیتها نبندید. بالاخره سازمان و کار و حرفه شما هم مانند خیلی های دیگر نواقص و کاستیها و اشتباهاتی دارد. آنها را کتمان نکنید. به رسانه ها بفهمانید که به طور جدی در صدد رفع نواقص هستید.
ز) در دسترس باشید. اغلب اتفاق افتاده که رسانه ها اعلام میکنند که بارها سعی کرده اند با فلان مسئول ارتباط بر قرار نمایند و کسب اطلاع از موضوعی داشته باشند ولی طرف مقابل و مرتبط با موضوع در دسترس نبوده است.

منابع و ماخذ :
- قرآن کريم
- سايتهاي سازمان اوقاف و سايتهاي ديني و مذهبي
- اصول کافي
- نهج البلاغه
- منابع مطالعاتي در اينترنت
- فصلنامه ها ي وقف ميراث جاويدان

 نویسنده : حسن خسروي