در رویکردهای ارتباطات سازمانی، پس از گذر از رویکردهای سنتی به رویکردهایی نظیر؛ روابط انسانی و منابع انسانی می رسیم. این نظریات طی دهه های ابتدایی قرن 20 ارائه شد که در آن مطالعات بر روی نیروی کار و بهره وری آن از مسایلی نظیر انگیزه های مالی فراتر رفت و بر تغییرات محیطی در محل کار، برآورده شدن نیازهای ارزشی، ارتقای توسعه توانایی ها و نیز به مشارکت گرفتن نیروی تولید انجامید.
بر اساس مطالعات آبراهام مازلو (1970-1908) برآورده شدن نیازهایی علاوه بر نیازهای فیزیولوژیکی، نیازهای ایمنی و نیازهای وابستگی که نیازهای سطح پایین نامیده شدند، در افزایش کارایی موثر هستند. رفع نیاز «احترام» که در آن، افراد میل به موفقیت در جهت رسیدن به اهداف را دارند و نیز نیاز «توسعه توانایی های خود» که در آن شخص، در صدد دستیابی به توانایی و مسئولیت هرچه بیشتر است از جمله نیازهایی است که مازلو رفع آن ها در پیشبرد امور توسط کارکنان موثر داسنت. بعد از گذر از نظریاتی شبیه آنچه مازلو بدان اشاره داشت نظریات «منابع انسانی» ظهور پیدا کردند.
در این رویکرد افراد و کارکنان به عنوان گنجینه ای نگریسته می شوند که می توانند با افکار خود برای عملکرد بهتر در محل کار در اهداف سازمانی مشارکت داشته باشند. رویکرد منابع انسانی بر 2 پایه استوار است. نخست، به حداکثر رساندن بهره وری سازمانی و رضایت فردی شاغلین و دوم به حداکثر رساندن بازده از طریق بهره گیری از منابع انسانی.
در حال حاضر نیز بر اساس این رویکرد، حداقل در برخی ادارات و سازمان های و مراکز تولیدی بخش هایی به نام «نظام بررسی و پذیرش پیشنهادات» بوجود آمده که این موضوع نتیجه اقبال و توجه مدیران صنایع و ... به رویکرد منابع انسانی است. رویکرد منابع انسانی را از یاد نبرید تا با هم به تعریفی از روابط عمومی توجه کنیم.
روابط عمومی
«روابط عمومی بخشی از وظایف مدیریت سازمان است. عملی است ممتد، مدوام و طرح ریزی شده که از طریق آن افراد و سازمان ها می کوشند تا تفاهم و پشتیبانی کسانی را که با آنها سروکار دارند، بدست آورند.» توجه به بخش های مختف این تعریف و بویژه بخش انتهایی آن که بر کوشش روابط عمومی را برای بدست آوردن تفاهم و پشتیبانی مخاطبان تاکید دارد بیانگر این واقعیت است که روابط عمومی ها در محیط های کاری اعم از سازمان های دولتی یا غیردولتی، شرکت ها، مراکز تولیدی و ... مجموعه ای از اقدامات را (برابر این تعریف) بایستی انجام دهند که منجر به کسب تفاهم بیشتر افراد شود. چه افرادی که درون سازمان هستند و چه افراد خارج از آن.
همین نکته می تواند سرآغازی باشد بر تامل بر نقش تاثیرگذار روابط عمومی در تولید و به طبع آن نحوه تاثیرگذاری بر حمایت از کار و سرمایه ایرانی که مقام معظم رهبری با توجه به مقتضیات نظام اسلامی، این عبارت را به عنوان شعار سال یاد کردند.
همانطور که ذکر شد با توجه به نحوه تعامل روابط عمومی ها با مخاطبان داخل و خارج سازمان یا مراکز تولیدی در ادامه به زوایای مختلف و چگونگی این تاثیرگذاری می پردازیم و قبل از آن نگاهی داریم به افکار عمومی و تاثیرات آن در جامعه.
افکار عمومی
«افکار عمومی عبارتست از مجموع عقاید، نقطه نظرها و گرایش های بخش بزرگی از جامعه پیرامون یک موضوع در یک زمان معین.» و در تعریف انجمن جهانی تحقیق افکار عمومی آمده است: «افکار عمومی، مجموعه عقاید افراد یک جامعه نسبت به یک موضوع است که افراد درباره آن موضوع دارای منافع و علایق باشند.» (world public opinion reaserch(wpor
دکتر ایله ای معتقد است افکار عمومی داوری مردم است. با افکار عمومی هیچ چیز شکت نمی خورد و بدون آن هیچ چیز پیروز نخواهد شد. افکار عمومی نیروی ملت هاست. افکار عمومی هم راهبر و پیشرو و هم پیرو و دنباله روست. افکار عمومی همه چیز است و بی توجهی به آن می تواند تعادل عمومی جامعه را برهم زند. همچنانکه توجه به افکار عمومی می تواند مبنای امنیت پایدار شود.
روابط عمومی در ارتباط با افکار عمومی در حوزه اطلاع رسانی و برقراری ارتباط می تواند از طریق رسانه های جمعی بر آن تاثیر بگذارد و از طریق تبلیغات بر آن نفوذ کند. همچنین در حوزه پاسخگویی نسبت به تنویر افکار عمومی از طریق بهره گیری از افراد موثر و رهبران فکری اقدام و نیز نسبت به تشکیل افکار عمومی از طریق سایر آحاد جامعه و افراد دارای نفوذ غیررسمی اقدام کند. (یحیایی ایله ای؛ 1388)
اما قبل از این اطلاع رسانی لازم است تا فضای درون سازمان یا نهاد تولیدی به گونه ای آماده گردد تا نیروی کار، از انگیزه لازم برای تولید محصولی مطابق با استاندارهای تعریف شده برخوردار گردد. از این رو لازم است روابط عمومی در این مرحله وارد فاز جدیدی از اقدامات شده و به اطلاع یابی از نظرات کارگران و کارکنان پرداخته و از طرق مختلف به بررسی وضعیت موجود بپردازد. یکی از این راه ها افکار سنجی یا نگرش سنجی است. روابط عمومی بایستی ابتدا افکار عمومی محیط(کارکنان و کارگران) را در موقعیت های مختلف زمانی شناسایی کند زیرا با تکیه بر شناخت افکار عمومی است که می توان حوادث یا رخدادهای آینده را پیش بینی کرد و نگرش های منفی و بروز بحران ها را درون و برون سازمان به حداقل رساند. از سویی تعامل با افکار عمومی نیازمند سنجش و آشنایی و اطلاعات درباره آن است.
بدین رو با توجه به اصل ارتباط که امری دوسویه است ارتباط با افکار عمومی نیز بایستی دوسویه باشد. هنگامی که روابط عمومی به افکارسنجی روی می آورد با بهره گیری از رایگان ترین شکل مشاوره، به گردآوری اطلاعات لازم، برنامه ریزی، اطلاع رسانی و پاسخگویی می تواند بپردازد. تحقیقات لازمه برنامه ریزی است. بازتاب صدای مردم است و صدای اکثریت خاموش. صدایی که تنها نباید در مواقع بروز هیجانات ، شایعات و یا حوادث به گوش برسد. افکارسنجی، دسترسی به اطلاعات و جمع آوری اطلاعات دقیق از افکار عمومی است. چراکه ارتباط موثر ، تنها با شناخت مخاطب ممکن است و روابط عمومی در مرحله شناخت به سنجش افکار عمومی نیازمند است تا؛
1. نقاط ضعف درون سازمان را بشناسد
2. نقاط قوت درون سازمان را بشناسد.
3. از فرصت های بیرون سازمان مطلع باشد.
4. از تهدیدهای بیرون سازمان آگاهای یابد. (یحیایی ایله ای؛ 1388)
بی شک بکار بستن راهکارها بر اساس نتایج نظرسنجی ها، در عین حالی که احترام به خواسته های افکار عمومی است از موارد مهم در افزایش بازدهی و بهره وری کارکنان و کارگران است. با فرض اینکه روابط عمومی یک سازمان یا مجموعه تولیدی اقدامات لازم را برای آگاهی افکار عمومی انجام داده و نیز در ایجاد محیطی امن برای پرسنل خود موارد مورد نیاز را رعایت نموده باشد حال بایستی به افکار عمومی بیرون سازمان و مجموعه مخاطبان یا خریداران کالا پرداخته شود.
قبل از اینکه به افکار عمومی بیرون سازمان و یا اصطلاحاً خریداران کالاهای و خدمات پرداخته شود، بایستی با تمهیداتی علاوه بر افکارسنجی میزان مشارکت و همبستگی کارمندان و کارگران سازمان ها و مراکز تولیدی را افزایش داد.
روابط عمومی و ایجاد همبستگی و مشارکت درمحیط های کاری:
الف) تعریف مشارکت:
به معنای همکاری و اصل برابری یک گروه یا جامعه با یکدیگر است. هرگاه بین انسان ها مشارکت پدید آید که خود فراگرد ضروری و لازم است دگرگونی و تحول در جامعه شکل می گیرد و بالندگی و رشد و شخصیت فردی و اجتماعی بوجود می آید.
با نگاهی به رویکرد منابع انسانی که در ابتدای این مطلب ذکر شد می توان گفت: این رویکرد توجه زیادی به مشارکت دارد و اصل را بر همین مبنا نهاده است.
ب) اهداف مشارکت:
1. افزایش میزان بهره وری تولید: به محض تحقق فلسفه مشارکتی، تولید افزایش می یابد و بهره وری در تراز بالایی قرار می گیرد. کشورها و جوامعی که چنین هستند کاملا این نکته رابه اثبات رسانده و شاهد خوبی بر این مدعا هستند.
2. بالا بردن توان سازمان تولیدی و بازرگانی و افزایش اختیارات: سازمان های تولیدی و بازرگانی توان خود را در چرخه تولید و تجارت جستجو می کنند. بدیهی است با بالا رفتن فرهنگ مشارکت در آن ها، به تدریج همان طور که اشاره شد از بهره وری بالا سود خواهند برد که این موضوع به توان اجرایی و عملیاتی شان می افزاید و آنان را از سطحی به سطح بالاتر می کشاند و با تحقق چنین امری این سازمان ها می توانند از اختیارات بیشتری برخوردار شوند و هدایت جامعه را با مدیریت خویش توانمندتر و همسوتر سازند. در ساز و کار مشارکتی، اعضا درعین اقتدار محسوس، همبستگی خود راحفظ کرده، منفعت خود را در منفعت دیگران می یابند. در این صورت اقتدار و اختیار آنان با اقتدار و اختیار جامعه یا گروه یکسان می شود.
3. نیرومند شدن نیروی کار: اساس فلسفه مشارکت، نیرومند شدن اعضاست تا همه آنها بتوانند با حداکثر توانایی خود کار کنند. نیروی کار با یک یک اعضای جامعه ی مشارکتی به این سو کشیده می شود و آنچه در قابلیت و توان خود دارد، به آسانی نشان می دهد و این فرصت را می یابد که بدون هراس آن را با دیگران در میان بگذارد. جوامعی که از نیروهای کارشناس و با روحیه بهره می گیرند، به تدریج به این سمت گرایش خواهند داشت تا با پذیرش فلسفه مشارکت و آموختن الفبای آن، زمینه را برای توسعه مهیا کنند. قابل ذکر است که باید با آموزش و تمرین و ارتباط دوسویه که از طریق روابط عمومی سازمان ها صورت می پذیرد این توان بالقوه را بالفعل کرد و حرکت را سرعت بخشید.(سعیدی، رحمان، 1386)
4. پدید آوردن و شکل دادن وحدت ملی و یگانگی میان شهروندان:
توسعه به نوعی گستردگی منجر می شود و از سویی دیگر، پیوند بین اجزای جامعه محکم تر می شود و این مهم، هم افزایی را تسهیل می کند. با فلسفه مشارکت، اعضا درعین آزادی و حفظ هویت فردی، با عضویت خود دارای آرمان های مشترک می شوند و این آرمان مشترک آنان را به سوی تلاش بیشتر و بهره وری فزون تر می کشاند. در نتیجه با شکل گیری آن، حساسیت اعضا نسبت به هم بیشتر می شود و احساس می کنند که دارای سرنوشت و منافع مشترکی هستند. در این حالت آنان نسبت به هم بی اعتنا نیستند و در صورت بروز هرگونه دشواری و مشکل برای یک نفر، دیگران نیز خود را در آن سهیم می دانند. هر یک از اعضا، عضوی از یک پیکر بزرگ و تواناتر است و دردمندی هرکدام، دردمندی دیگران را به دنبال دارد.
در جامعه توسعه یافته، روابط عمومی ها درد و شادی را برای همه می دانند. پیکر واحد و حساس، حاصل توسعه و روابط عمومی ها تسهیل کننده آن هستند. این فلسفه در سطوح کلی، ملی و منطقه ای پیامدهای فراوانی دارد که مهم ترین آن ها به طور خلاصه چنین است:
- سهیم شدن همه: از خرد و کلان، به تناسب استعداد و توانایی های طبیعی در قدرت، تمرکز از یک نقطه به سطح کلی جامعه کشیده می شود که این خود از ویژگی های اساسی توسعه است.
- مشارکت در به عهده گرفتن مسئولیت ها: با تحقق فلسفه مشارکت، اقشار محروم و مختلف جامعه نیز پا به میدان فعالیت گذاشته و علاوه بر یافتن کرامت به همراه دیگران به فعالیت می پردازند.
- مشارکت درفراگرد توسعه و رفاه مادی و اجتماعی جامعه: همه موارد فوق به انسانی شدن جامعه و محیط کار و سازمان ها می انجامد و شرایطی را پدید می آورد که یکپارچگی فرد و جامعه تسهیل می شود. اگر یکی از عمده ترین نقش های روابط عمومی را ایجاد و تداوم رضایت عمومی مردم از نظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه بدانیم، شکل گیری موارد فوق در این نقش بسیار اثربخش است. روشن کردن افکار عمومی و ایجاد رابطه ای دوسویه و توام با اعتماد و احترام، پاسخگویی درست و منطقی و به دور از جنجال و فرافکنی به ابهامات و انتقادات مطرح در جامعه و یا سازمان هاست که به طور عمومی از طریق رسانه ها تحقق می یابد و زمینه را برای جامعه ای مشارکت جو فراهم می سازد. به طور کلی ، اگر مشارکت را اساس توسعه بدانیم روابط عمومی ها با ایجاد ارتباطات دوسویه به گونه ای که ذکر شد و ایجاد شرایط مناسب برای نظرسنجی های ادواری بزرگترین یاور نظام مدیریتی جامعه و سازمان ها محسوب خواهند شد.
اقناع و ترغیب افکار عمومی برای استقبال از تولیدات ملی:
پس از فراهم آوردن شرایطی درجهت گسترش مشارکت اعضای نهادها و مراکز تولیدی و نیز سازمان های مرتبط، حال با تکیه بر اقناع افکار عمومی نوبت ایجاد احساس مطلوب در مخاطبان برای استقبال از خرید و استفاده از تولیدات ملی است. اقناع را تلاش صادقانه برای مجاب ساختن مخاطبین به پذیرش موضوع و خواسته ای، بوسیله ارائه مناسب اطلاعات مربوط یاد کرده اند. اقناع به مثابه اهرم ارتباط متعالی و فعالیت های روابط عمومی است.
در این مرحله روابط عمومی ها از طریق فرایندهای اقناع و ترغیب بین آحاد جامعه فضایی را بوجود می آورند که در آن احساس مشترک مبنی بر حمایت از تولیدات داخلی شکل می گیرد. لذا لازم است با برنامه ریزی دقیق و سنجده زمینه نفوذ در عقاید و افکار عمومی مخاطبان فراهم گردد. از عوامل مهمی که امکان موفقیت ارتباط را بیشتر می کند توجه به مراحلی است که انسان از آغاز شنیدن خبر تا پذیرش آن و انجام رفتار مورد نظر در پیام ها به ترتیب طی می نماید.(یحیایی ایله ای، احمد، 1388)
الف) آگاه و خبردار شدن: در این مرحله فرد از طریق یک یا چند رسانه از وجود یک محصول آگاه می گردد. در این مقطع امکان دارد که فرم ارائه پیام و یا محتوای آن توجه فرد را به سوی خود جلب کند
ب) علاقه مند شدن: فرد براساس نیازهای مادی و معنوی و علائق خود به پیام ارسالی علاقه مند شده و در جستجوی کسب اطلاعات بیشتر ، عمیق و جامع تر راجع به محصول خواهد بود.
ج) سنجش و ارزیابی: پس از جمع آوری اطلاعات ، فرد آگاهانه یا به شکل ناخودآگاه تضمین می کند که دقیقا محصول و ایده با با چه نیاز مادی و معنوی او همسنگ و هماهنگ بوده وبه رفع آنها کمک می نماید و باعث ارضای او می گردد.
د) تجربه فرد به طور آزمایشی: محصول را طی مرحله نخستین تجربه می نماید و اظهاراتی از قبیل «در جایی خوانده ام» یا «فلان شخص می گوید» را اظهار می دارد.
ه) پذیرش پس از گذشتن از مرحله تجربه:شخص عقیده یا محصولی را می پذیرد و یا استفاده می کند در این مرحله گفتگوهای مرحله قبلی به چنین جملاتی تبدیل می شود. «من معتقدم»، «من فکر می کنم» یا «من از این محصول استفاده می کنم». بدیهی است ممکن است حرکت فرد در هر مرحله متوقف شود و به مرحله بعدی نرود که در این زمینه روابط عمومی ها و کارشناسان تبلیغات و بازاریابی بایستی با نظر سنجی های مداوم و بررسی تکنیک های بکار رفته در اقناع و تبلیغ مشکلات فرایند را بررسی کنند.
همان گونه که ذکر شد روابط عمومی بایستی با آگاهی کامل از نیازهای مخاطبان و خریداران کالاها، نیازهای آنان را شناسایی کرده و ضمن انتقال آن به واحدهای مدیریت نسبت به انجام تمهیدات لازم برای ایجاد تعاملی دو طرفه برای معرفی کالاها و خدمات اقدام نموده و در این راه با بهره گیری از تکنیک های روابط عمومی و تبلیغاتی نسبت به معرفی کالا و خدمات اقدام کند.
حمایت از کار و سرمایه ایرانی:
موارد فوق همگی در جهت حمایت از محصولات و یا خدمات یک سازمان یا مرکز تولیدی بوده و با توجه به موضوعیت این مقاله، ضرورتا به ارتقای سطح تولید و عرضه محصولات تولید داخل کشور توجه شده است علاوه بر موارد فوق همانطور که گفته شد استفاده از تبلیغات مناسب بدور از اغواگری و همراه با چاشنی هایی نظیر؛ ملی گرایی، اشتغال زایی، آبادی کشور و ... می توانند در روند اثرگذاری بر افکار عمومی برای استقبال از خرید تولیدات داخلی و نیز سرمایه گذاری دراین بخش اثربخش باشد.
اما نباید فراموش کرد فعالیت های روابط عمومی ها در حوزه تبلیغات کالاهای تولیدی بایستی در عین صداقت باشد و کالاها و یا خدمات، چیزی بیشتر از آنکه هستند بیان نشوند. بی شک تبلیغ غیر واقعی نه تنها باعث صلب اعتماد مصرف کننده خواهد شد بلکه زمینه توسعه و پیشرفت را در زمینه تولید از بین خواهد برد. دراین میان، تولیدکنندگان کالاها نباید فراموش کنند که فرصتی که با توجه به موضوعات و زمینه های مختلف سبب رشد تولیدات آنها شده فرصتی است گرانبها برای ارتقای کیفیت تولیدات. تولیداتی که اگر با کیفیت و حتی قابل رقابت با نمونه های خارجی و قیمتی مناسب تر عرضه شود ضمن ایجاد فضای رقابت حسی سرشار از عشق به کشور و سربلندی آن را در هریک از خریداران و آحاد جامعه ایجاد کرده و ضمن دست یافتن به این روحیه بالا، نتایجی نظیر؛ اشتغالزایی، بالندگی تولید، محرومیت زدایی و ... را نیز به دنبال خواهد داشت.
در پایان، روابط عمومی ها فراموش نکنند داشتن بانک اطلاعات در زمینه های مختلف تولید و ارائه گزارش گونه آن در فواصل زمانی به رسانه های جمعی و مردم گزارشی خواهد بود از توفیقات کسب شده در زمینه تولید ملی و می تواند مقیاسی قرار گیرد برای مقایسه وضع موجود با قبل و نیز ترسیم گر راهی باشد برای برنامه ریزی آینده ای بهتر.
همچنین ایجاد ارتباط صحیح و برنامه ریزی شده و ارائه اطلاعات صریح، شفاف و جامع به سرمایه گذاران توسط روابط عمومی ها سبب خواهد شد تا سرمایه گذار و تولید کننده تا حدود زیادی بتواند نتیجه سرمایه گذاری خود را پیش بینی کرده و با عزمی جزم قدم درمسیر تولید و سرمایه گذاری بگذارد.
کلام آخر اینکه؛ روابط عمومی به عنوان پلی رابط بین تولید کننده و مصرف کننده، نقشی کلیدی در هردو جبهه تولید و مصرف داشته و با اقداماتی مناسب و برنامه ریزی شده توانایی و قابلیت آن را دارد تا ضمن کمک به دولت در جهت اجرای اهداف اقتصادی خود با ایجاد فضایی مطلوب درحوزه اطلاع رسانی در تحقق شعار «تولید ملی،حمایت از کار و سرمایه ایرانی» گام بردارد. آری، روابط عمومی ها می توانند در تبلیغات کالاها و تولیدات ایرانی، ضمن برانگیختن حس حمایتگری از تولیدات ملی باعث فرهنگ سازی و حتی تغییر ذائقه مردم در مورد انتخاب کالاها و تولیدات شوند و دراین بین رسانه ها و بویژه رسانه ملی می تواند با اولویت دادن به چنین تبلیغاتی در جهت استمرار اینگونه تبلیغات گام برداشته و سهم بسزایی درمعرفی تولیدات داخل به مصرف کننده داشته باشد.
منابع:
یحیایی ایله ای، احمد؛ روابط عمومی حرفه ای؛انتشارات جاجرمی؛ 1388
محمدیان، محمود؛ مدیریت تبلیغات؛ انتشارات حروفیه؛ 1388
الوانی، سیدمهدی؛ میرشفیعی، نصراله؛ مدیریت تولید؛ انتشارات آستان قدس رضوی، 1377
میرسعید قاضی، علی؛ تئوری و عمل در روابط عمومی و ارتباطات؛ انتشارات مبتکران؛ 1379
سعیدی، رحمان؛ تکنیک های روابط عمومی؛ انتشارات سمت؛ 1386
متولی، کاظم؛ افکار عمومی و شیوه های اقناع؛ نشر بهجت، 1384
امیرپور، مهناز؛ جزوه درسی جامعه شناسی تبلیغات؛ 1389
روزنامه خراسان؛ شماره 18094 صفحات گزارش و خانواده و سلامت
نویسنده:
هادی زارعی
دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات اجتماعی
و مسئول روابط عمومی اداره کل دامپزشکی خراسان رضوی