علوم ارتباطات يعني تكنيك هاي ارتباطي، فنون ارتباطي، روشها و مهارتهاي ارتباطي. حال اين كانال ، روشها ، فنون و تكنيكها چيزي نيستند جز يك واحد هماهنگ كننده، يعني واحدي كه ارتباط را هم از پايين هم از بالا، هم از دورن و هم از بيرون به صورت يك شبكه فرآيندي و شبكة به اصطلاح منسجمي ايجاد مي كند كه آنرا"روابط عمومي هوشمند"ميناميم.
امروزه موضوعي به نام طراحي سيستمهاي جامع ارتباطي ضرورتی انکار ناپذیر پيدا کرده است واز آنجايي كه فاكتور انساني به علت نقش ويژهاي كه در این سیستم جامع ارتباطي دارد در زمينه ارتباطات سهم بسيار بالايي به خود اختصاص ميدهد.لذا بايستي در انديشة طراحي "استراتژي ارتباطي"و مقوله اي به نام"مديريت ارتباطات"در سازمانها باشيم. زیرا به قول دکتر شکرخواه"پیام باید برآمده از ارزشهای وجودی ما باشد. شروع طراحی پیام باید با ارزشها باشد. پیام باید برای لایههای مختلف آدمها معنیدار باشد و دیدگاه ما را به دیدگاه مخاطبان پیوند بزند.گردانندگان افکار یا رهبران افکار را هرگز نمیتوان نادیده گرفت. باید نقاط اشتراک پیام با آنها را مشخص کرد. سبد پیامهای روابط عمومی باید برای جمع وسیعی از افراد تهیه شود آدمها را درواکنشها میتوان شناخت، وگرنه همه در کنش طبیعی هستند "
اگر"روابط عمومي هوشمند را مجموعه اي از اقدامات و تلاشهاي آگاهانه، سنجيده و برنامه ريزي شده براي كسب تفاهم و جلب مشاركت و اعتماد بين يك سازمان و گروههاي مورد نظر آن "بدانيم. وجود ساختار تشكيلاتي و واحدي تحت عنوان روابط عمومي جهت تدوين و اجراي استراتژي ارتباطي واطلاع رسانی در تمامي شركتها و سازمانهاي ضرورتي انكارناپذير خواهد بود.
ايجاد مشاركت و تفاهم و جلب رضايت مردم ، توليدكننده و مصرف كننده از طرفي نيازمند بکارگيري فني و تخصصي مكانيزمها و ابزارهاي ارتباطي است. از طرف ديگر بكارگيري ابزارهاي فوق بدون توجه به اهداف، رسالتها، ماموريتها، برنامهها و استراتژيهاي كلان سازمان عملاً ناكارآمد و بي اثر خواهد بود
روابط عمومي تحليلگر سياستها، خطمشيها و استراتژيهاي سازمان براي جامعه است. مصرف كننده ممكن است مصرف كننده كالا و خدمات يا ارباب رجوع باشد. .در واقع هر سياست و برنامهاي را كه مديريت سازمان اجرا ميكند، باید با يك تست روابط عمومي انجام گيرد: بر اين اساس مشخص ميشود كه آيا اين برنامه كامل و بهينه است يا خير؟آيا جواب ميدهد ياخير؟ با تدوين استراتژيهاي ارتباطي روابطعمومي مشاور خوبي براي مديريت در اتخاذ تصميمها، خطمشي و تدوين استراتژي كلان سازمان خواهد بود.
پس "مهندسي ارتباطي واطلاعرساني "فرايندي است براي تضمين تاثيرگذاري پيام بر جامعه مخاطب و دستيابي به فرهنگ و رفتار موردنظر در بين گروههاي مختلف مخاطب كه هدف اصلي فرايند اطلاعرساني محسوب ميشوند.
طراحی مهندسی و استراتژي ارتباطي در هر شركت و سازماني اين امكان را فراهم ميكند كه تصويري از چشماندازها، ماموريتها، رسالت، اهداف عمدتاً ارتباطي در راستاي ماموريتها و رسالت بخش مربوطه را پيش روي خود داشته باشيم. در حقيقت تدوين استراتژي ارتباطي در شركتها و سازمانها نيازمند يك "باز مهندسي اطلاعرساني"است.
همه بر این امر واقفند که باگذر زمان، بروز فناوریهای نوین، نمود بهتر و بیشتری پیدا کرده و این پیشرفت در زمینه ارتباطات با قوت بیشتری احساس میشود. ویژگی بهرهمندی از فناوریهای روز، نخست در سرعت و سپس کیفیت کار است که بهبود پیدا میکند. در این میان یکی از حوزههایی که بنا به وظایف خود سهم بیشتری از بهرهبرداری فناوری ارتباطات برای خود قائل است حوزه روابطعمومی است.
از طرفی فراگیری رسانهها در جهان امروز، جهان ما را رسانهای کرده و بالتبع با انسان جدیدی مواجهایم که در این جهان رسانهای شده ظهور یافته است لذا سازمان رسانهای برای جذب و حفظ مخاطب در محیط پیچیده رسانهای، باید بتواند محتوایش را در پلاتفورمهای رسانهای مختلف عرضه کند. زیرا هر چیزی خبر نیست و هر کسی هم نمیتواند خبردهنده باشد به این منظور سازمان باید هم خصوصیات و ظرفیتهای هر پلاتفورم رسانهای را بشناسد و هم نسبت به گروههای مختلف مخاطبان و نیازهای برآورده و ارضا نشده آنها شناخت و آگاهی کامل داشته باشد. این شناخت به سازمان رسانهای کمک میکند که متناسب با توقعی که از هر پلاتفورم برای جذب و حفظ گروههای مختلف مخاطب دارد، برنامهریزی کند.در واقع. سازمانهای خبری باید کار خود را براساس نیازی از مخاطب و یا بهاصطلاح «مصرف کننده» تعریف کنند و بر این مبنا هسته اصلی محتوای منحصر به فرد او یا در حقیقت آن گروه مخاطب را تعریف و ارائه کنند.
در حقیقت قدرت سازمانهای رسانهای در گرو این است که هر چه بیشتر و بهتر بتوانند بین افراد دارای حوزه علاقه مشترک، ارتباط برقرار کنند و آنها را حول فرمت رسانهای جمع کنند. دوام اینگونه جوامع در گرو تمایل به رابطه و برقراری تماس بین افراد جامعه از طریق رسانه است.
اما آنچه در این میان مغفول مانده طراحي و تدوين مهندسي ارتباطي و اطلاعرساني برای تعامل هوشمند روابط عمومی و رسانه های جمعی است.به قول یکی از متخصصان رسانه ای:"تبدیل محتوای نوشتاری به دیجیتال، تبدیل محتوای دیجیتال به فرامتن دیجیتال، تغییر در شیوه انباشت اطلاعات، تغییر در شیوه پردازش اطلاعات، تغییر در شیوه بازیافت اطلاعات، امکانات جدید و تحلیل اطلاعات"نیاز به برنامه ریزی راهبردی تغییر نگرش هوشمندانه از سنتی به مدرن دارد. اکنون روند همکاری و همیاری رسانه ها با روابط عمومی ها بسیار سطحی و شکننده است. . برای تضمین اثر بخشی و ثمر دهی در رسيدن به اهداف ، سازمانها از طرفی و رسانه ها از دیگر سوی راهی ندارند جز اینکه در کنار سایر عوامل مدیریتی ، به طراحی و ایجاد نظام مهندسی مشترک ارتباطی و اطلاع رسانی علمی و حرفه ای در حوزه مر بوطه همت گمارند...