«جزيره» فيلمي است دربارهٍ سر گشتگي انسانها در آينده، براي بهتر و بيشتر زيستن، که به عنوان يکي از پر طرف دارترين آثار هاليوود در فصل تابستان شناخته شد و فروش خيره کنندهاي داشت.
عده كمي از انسانها که در يك مكان بزرگ زندگي ميكنند و به آنها گفته شده كه تنها بازماندگان يك فاجعه زيست محيطي هستند كه دنيا را آلوده كرده است. به همين دليل از اين بازماندگان به شدت مواظبت ميشود و به آنها اجازه خروج از آن محل داده نميشود. و حتي كوچكترين فعاليت از طرف آنها مورد نظارت ۲۴ ساعته قرار دارد و آنها يك زندگي استرليزه شده را ميگذرانند.
با اين حال در برابر كليه محدوديتها، هرچند وقت يك بار قرعه كشي به عمل ميآيد و برنده خوشبخت به مكاني فرستاده ميشود كه «جزيره» نام دارد .برابر آنچه كه براي آنها شرح داده شده است، جزيره يك مكان ايدهآل است و قول يك زندگي رويايي در جزيره به آنها داده شده است. و آنها تنها با اميد به زندگي در جزيره به زندگي بد خود ادامه ميدهند. فقط به اين اميد كه روزي قرعه به نام آنها افتد و راهي جزيره شوند.
اما پديده ي جزيره يك دروغ بزرگ بيش نيست و دو بازيگر نقش اصلي در فيلم يعني، لينكلن با بازي « ايوان مك گريگر »، و جوردن با بازي « اسكارلت جوهانسن » هستند كه خود از اين انسانها بوده و به گونهاي اين دروغ بزرگ را كشف ميکنند و چنين است كه داستان آخرين فيلم « مايكل بي » كه در ساختن فيلمهاي علمي-تخيلي تخصص دارد شكل ميگيرد، و اين بار هم چنين ژانري را انتخاب كرده است.
در دنبالهي داستان پس از آنكه متوجه ميشويم جزيره اي در كار نيست. آنگاه پي به نكنه عجيبتري ميبريم...در واقع لينكلن و جوردن متوجه ميشوند كه آنها خود انسان نيستند، بلكه توليد شده و کپي انسان هاي واقعي در آزمايشگاه ميباشند و تعداد كمي از انسانهاي ديگر كه از مرگ هراس دارند با پرداختن پول زيادي ادامه زندگي خود را به كمك توليد ژنتيكي از اعضاي بدن خود امكان پذير ساختهاند. لينكلن و جوردن كه داراي نوعي كنجكاوي برنامه ريزي شده ميباشند به دنياي خارج از دروغي به نام جزيره فرار ميكنند و به همه چيز پي ميبرند ولي سوالي مطرح است كه آيا ميتوانند در چنين دنياي ناشناخته اي به راحتي زندگي كنند؟...
نکته ي قابل توجه در اين فيلم حضور مدير روابط عمومي در کنار مديريت اين آزمايشگاه بزرگ مي باشد که وظيفه ي تبليغ و تشريح فعاليت هاي مؤسسه را براي مرفهيني دارد که با ثروت به فکر جاودانگي خود هستند.
مدير روابط عمومي در اين فيلم علاوه بر آن، براي توليدات خود به کمک تکنولوژي فضاي مجازي خاصي را طراحي کرده است که هيچ يک تصور اينکه انسان نيستند را به خود راه نمي دهد.
هر يک از اين توليدات در اين فضا با فيلم هاي ساختگي و هدفمندي که در هنگام خواب براي آن ها به طور مرتب و مکرر به نمايش در آمده است داراي خاطرات و گذشته اي خاص شده اند.
در يک جمله مي توان گفت که روابط عمومي در اين فيلم با آگاهي کامل از نقش خود در شکل دادن به تصورات و زمينه هاي فکري مخاطبان خود و با استفاده از ابزار ها، فنون و هنر ارتباط در خدمت مطامع شيطاني قرار گرفته و از اين حرفه در جهت نابودي ارزش هاي اخلاقي و انساني ولي در قالبي زيبا و ظاهري فريبنده؛ گام برمي دارد.
با ديدن اين فيلم يک بار ديگر به نقش ارزشمند روابط عمومي در عصر تنهايي بشر پي مي بريم و مهم تر آنکه اين فيلم تلنگري است بر اين واقعيت که بر دوش گرفتن مسؤوليت سنگين روابط عمومي علاوه بر تخصص هاي ويژه ، نيازمند انسان هايي با خصوصيات ويژه نيز مي باشد.
اگر ارزش هاي اخلاقي در انتخاب کارگزاران روابط عمومي به عنوان يک عنصر اساسي مورد توجه قرار نگيرد، بدون شک اين حرفه به گردابي سخت خواهد افتاد.
براي اينکه روابط عمومي " جزيره " نباشيم، ابتدا بايد از خود آغاز کنيم.