برخي از بزرگان و فيلسوفان در تعريف انسان گفته اند : « انسان , موجودي است اجتماعي و بارزترين نماد شخصيت انسان , اجتماعي بودن است » چنانچه اين نظريه را هم نپذيريم بي ترديد اجتماعي بودن يكي از وجوه و ابعاد مهم وجودآدمي است و در متن معناي اجتماعي بودن ارتباطات نهفته است .
پيش از پرداختن به موضوع , به چند مقدمه اشاره خواهم كرد , آنگاه به بحث ارزشها و ضوابط اخلاقي درحوزه روابط عمومي خواهم پرداخت و در پايان چند پيشنهاد تقديم خواهم كرد.
●انسان و ارتباطات اجتماعي
برخي از بزرگان و فيلسوفان در تعريف انسان گفته اند : « انسان , موجودي است اجتماعي و بارزترين نماد شخصيت انسان , اجتماعي بودن است » چنانچه اين نظريه را هم نپذيريم بي ترديد اجتماعي بودن يكي از وجوه و ابعاد مهم وجودآدمي است و در متن معناي اجتماعي بودن ارتباطات نهفته است .بنابر اين ارتباطات انساني مايه تكامل و تعالي شخصيت انسان است و بنابر بعضي ديدگاهها , اساس شخصيت انسان را تشكيل مي دهد. از سوي ديگر ارتباطات به دو گونه تقسيم مي شود :
۱ ـ ارتباطات ميان فردي ۲ ـ ارتباطات گروهي و از جمله ميان نهادها و جامعه .
ارتباطات نوع دوم , دامنه بسيارگسترده و وسيع دارد و يكي از جلوه هاي مهم ارتباطات گروهي و اجتماعي , روابط عمومي است , چه به عنوان « فرايند » ارتباطي كه ميان سازمانها و موسسات و جامعه پديدار مي شود , چه بعنوان « نهادي » كه بخشي از سازمانها را تشكيل مي دهد.
ارتباطات انساني از نگاه اسلام
در نگاه اسلام , مساله ارتباطات انساني , امر بسيار مهمي است و آنقدر بحث ارتباطات انساني و اجتماعي در منطق اسلام جايگاه والا دارد كه در بسياري از نيايش ها و عبادت ها و شعائر و مناسك ديني , بعد ارتباط انسان با ديگران با بعد ارتباط انسان با خداي خود به شدت درهم آميخته است . اگر كسي به مناسك مهم ديني مانند حج يا نماز نگاه كند , به خوبي در مي يابد كه چگونه حلقه ارتباط انسان با خداوند با ارتباط انسان باجامعه و ديگران درهم تنيده است و بطور كامل اين دو حوزه ارتباطي , هويت واحدي پيدا كرده و هنگامي كه به تعاليم اجتماعي اسلام و فلسفه سياسي اسلام نگاه كنيم , آنگاه عمق نظريه ارتباطي اسلام رادرخواهيم يافت و به همين دليل است كه در نگاه و منطق اسلام , مساله ارتباطات در معني عام , كه يكي از نمادهاي آن روابط عمومي خواهد بود , جايگاه بسيار مهم و ارزشمندي دارد.
●هدف و وظايف
هدف كلان نهاد روابط عمومي و ارتباطات سازماني , عبارت است از : « زمينه سازي براي دستيابي سازمان به اهداف خود و تحقق ماموريتهاي سازمان » و در اين راستا وظايف عمده ذيل را بردوش دارد :
۱ ) معرفي سازمان به جامعه , گروههاو افراد هدف
۲ ) اطلاع رساني در چند قلمرو :
الف ) اطلاع رساني درون سازماني ميان سطوح گوناگون كارمندي و مديريتها
ب ) اطلاع رساني برون سازماني در سطوح منطقه اي , كشوري و بين المللي
ج ) انتقال اطلاعات برون سازمان به سازمان و مديران وكاركنان آن
۳ ـ ايجاد روابط صميمي ميان سازمان و برون سازمان و اعتقادسازي متقابل ميان آنها.
●ابعاد و وجوه روابط عمومي و ارتباطات
نكته ديگري كه بايد به آن توجه كرد آن است كه ارتباطات و بطور ويژه روابط عمومي , ضمن آنكه يك قلمروي تكنيكي و فني دارد , داراي قلمرو و دامنه اخلاقي و ارزشي نيز مي باشد. بنابر اين روابط عمومي هم يك فن است , هم يك دانش و هم يك قلمرو مهم اخلاقي و ارزشي انسان است . روابط عمومي در شكل نوين آن , داراي سه بعد است :
۱ ـ دانشي است كه برپايه هاي دانشهاي بنيادي ديگر استوار شده و علمي است كاربردي , مبتني بر علوم و دانشهاي پايه خود از قبيل جامعه شناسي, روانشناسي , و ساير علوم موثر دراين قلمرو.
۲ ـ بعد دوم آن حوزه تكنيكي و فني و روش برقراري ارتباط و روابط عمومي است.
۳ ـ بعد سوم آن قلمرو اخلاقي وارزشي روابط عمومي است.
به گمان من اگر روابط عمومي ها بخواهند در يك كشور و يا در عرصه بين المللي از جايگاه ممتازي برخوردار شوند , در هر سه ضلع بايد تقويت شوند, هم در ضلع دانش و علمي آن , هم در ضلع فني و تكنيكي و هم در ضلع اخلاقي و ارزشي آن . نگاه به حوزه روابط عمومي و به طور عام ارتباطات انساني نبايد در قلمروي دانش يا فني آن منحصر شود , بلكه بايد همواره متذكر باشيم كه حوزه ارتباط و روابط عمومي, داراي سه ضلع است كه اين سه ضلع بايد به درستي تنظيم شود و متصديان ومسوولان ارتباطات درهر نهاد و سازماني , هم به گسترش و تعميق علم و دانش ارتباطات و روابط عمومي, هم به گسترش شيوه ها و روشها و ابعاد تكنيكي قضيه پرداخته و در عين حال از بعد اخلاقي و ارزشي اين قلمروي مهم
انساني غفلت نورزند.
●روابط عمومي در حوزه موسسات و نهادهاي خصوصي و عمومي
نكته ديگري كه مايلم بر آن تاكيد كنم اين است كه روابط عمومي ها دست كم به دونوع تقسيم مي شوند: يك گروه روابط عمومي هايي است كه به حوزه بخشي خصوصي و انتفاعي برمي گردد و بخش ديگر به روابط عمومي در حوزه موسسات و نهادهاي عمومي , دولتي و حكومتي است. آنچه كه در اين بحث بر آن تاكيد بيشتر خواهد بود , روابط عمومي در حوزه دوم است . نكته بسيار مهمي كه روابط عمومي نهادهاي عمومي و دولتي بايد به آن توجه كنند, اين تمايز و فرق بسيار اصولي و بنيادي ميان آنها و ساير روابط عمومي هاست زيرا در حوزه بخش خصوصي انتقال اطلاعات سازمان به بيرون سازمان, منتقل سازي اطلاعات بيرون سازمان به درون سازمان و ايجاد حلقه وصل ارتباطي و اطلاعاتي ميان سازمان و بيرون سازمان, حقي است انتخابي و در اختيار سازمان , اما اطلاع رساني متقابل در حوزه حكومت ونهادهاي عمومي و دولتي , كه به جامعه متعلق است, يك اختيار و انتخاب نيست بلكه يك وظيفه است . امام علي عليه السلام در يكي از جمله هاي زيباي خودشان حقي را براي جامعه ذكر مي كنند: « از حقوق جامعه و اجتماعي مردم بر حكومت اين است كه من هيچ رازي نهان از جامعه نداشته باشم , بلكه همه اسرار و رازها را در اختيار جامعه قرار بدهم مگر درحوزه و قلمروي امنيتي و مسائل ويژه و خاص».
اين فراز نشان دهنده اين است كه اطلاع رساني, معرفي, انتقال اطلاعات به بيرون سازمان و متقابلا انتقال اطلاعات از برون نهادها به درون سازمانهاي عمومي و دولتي , افزون بر اينكه يك وظيفه حقوقي و قانوني به شمار مي آيد و اينجاجاي اين نيست كه گفته شود بهتر است چنين عمل كنيم بلكه وظيفه قانوني و تكليف الهي و انساني نهاد عمومي است كه اطلاعات خود را در اختيار جامعه و ديگران قرار دهند. زيرا اولا: جامعه حق آگاهي دارد. ثانيا حق استفاده و بهره وري دارد و اين اطلاعات مي تواند بهره وري جامعه را از امكانات عمومي افزايش دهد و اينكه جامعه و آحاد مردم به درستي , نهادها و موسسات عمومي را بشناسند و راه بهره گيري از آنها را بدانند, حق آنهاست. از طرفي دانستن و بهره گيري از اين اطلاعات و آگاهي ها حق آنهاست و از طرفي ديگر وظيفه نهادهاي عمومي, گره گشايي و تسهيل نشر اين آگاهي ها و بهره وري آسان تر جامعه است. از اين نظر است كه نهادهاي عمومي كه نماد آنها بخش روابط عمومي است , تنها يك وظيفه اخلاقي ندارند بلكه يك وظيفه حقوقي, قانوني, الهي و انساني بر دوش آنهاست, فراتر از آنچه كه ما در روابط عمومي بخشهاي خصوصي شاهد آن هستيم.