ایجاد انگیزه هنر روابط عمومی

ایجاد انگیزه در بین مخاطبان درون سازمانی یکی از مهمترین دستاوردهای روابط عمومی است ایجاد انگیزه در بین مخاطبان درون سازمانی یکی از مهمترین دستاوردهای روابط عمومی است

يکي از مهمترين و سخت ترين دلمشغوليهاي هر سيستم و هر سازماني حرکت براي اهداف تعيين شده و تحقق رسالتهايي است که براي آن پيش بيني کرده و تعيين راهکارها براي آينده موفق در سازمان مي باشد.
براي اين منظور انگيزه فردي و جمعي براي رسيدن به آن امري غير قابل ترديد است .
ايجاد انگيزه در بين مخاطبان درون سازماني يکي از مهمترين دستاوردهاي روابط عمومي است .
براي تعامل بهتر نياز به ارتباط است و براي برقراري ارتباط انگيزه لازم است . پس روابط عمومي نقشي تعيين کننده براي رسيدن به اهداف سازماني را ايفا مي کند علم و هنري که چنانچه بر آن احاطه کامل نداشته باشيم بار منفي آن چشمگير و نارضايتي و تزلزل و عدم اطمينان به آينده در کوتاهترين زمان ممکن منجر به شکست سازماني مي شود.



همدلي سازماني و افزايش انگيزه در کارکنان به منظور غلبه بر بحرانهاي ايجاد شده ، با در اختيار گرفتن چرخ ارتباطات موجب آرامش و تسهيل سازش با محيط شده و نقاط ضعف را به نقاط قوت تبديل و با شفاف سازي مي توان اميد به آينده را جلوه گر کرده و اين تجلي اميد هنري است که فقط بايد در روابط عمومي جستجو کرد و همواره روابط عمومي به عنوان ابزاري کارآمد بايد به آن توجه داشته باشد.
يکي از راهکارهايي که مي تواند موجب همدلي سازماني شود ، ارزش نهادن به پيشکسوتان و همکاران با تجربه قديمي است ، زيرا با بزرگ کردن آنها خود را بزرگ و پويا کرده و همکاران جوان احساس خواهند کرد در سالهاي بعد مي توانند در يک سازمان فعال جاي قديمي ها را پر کرده و در آرزوي آنکه آنها هم روزي به عنوان همکاران با تجربه ياد خواهند شد، اميد به آينده را سرلوحه کار خود قرار خواهند داد . همانند يک خانواده کوچک که فرزند با تبعيت از پدر و الگو قراردادن او موجب حفظ و انسجام نهاد خانواده مي شود و نشاط و زندگي را مي توانيم در اين جامعه کوچک مشاهده کنيم. بالعکس زمانيکه فرزند براي تجربه پدر ارزشي قائل نباشد ، زنجيره هاي خانواده گسسته شده و هرج و مرج جايگزين و پايه خانواده از هم پاشيده مي شود.



پروين اعتصامي شاعره نامدار و شيرين سخن چه خوش گفته است :
لاله اي با نرگس پژمرده گفت بين که ما رخساره چون افروختيم
گفت ما نيز آن متاع بي بدل شب خريديم و سحر بفروختيم
آسمان روزي بياموزد تو را نکته هايي را که ما آموختيم
خرمي کرديم وقت خرمي چون زمان سوختن شد سوختيم
تا سفر کرديم بر ملک وجود توشه پژمردگي اندوختيم
درزي ايام زان ره مي شکافت آنچه را زين راه ، ما مي دوختيم


آيا به راستي بايد تجربه و اندوخته ديگران را به سادگي و به سرعت فراموش کنيم ؟ و خانه اي را که سالها پابرجا مانده ، خراب و از نو بنا کنيم ؟ يا مي توانيم با کمي اغماض و با شهامت از صاحبنظران نه به نام بلکه عملکرد آنها را فرا گرفته و دنباله رو تجربه آنها باشيم ، عوامل شکست آنها را تجزيه و تحليل کرده و عوامل پيروزي آنها را سرلوحه کار خود قرار داده ، قوت و توسعه بخشيم . وجود آنها را غنيمت شمرده و براي آنکه فردا جوانان نيز از ما سرمشق گرفته و ياد کنند ، ارزش و منزلت بزرگترها و پيشکسوتان را حفظ کنيم که خود بزرگترين عامل پيوند سازماني و ايجاد انگيزه است .
چرا هر کس فکر مي کند همه چيز را درباره روابط عمومي مي داند و يا اينکه فکر مي کند توانايي آن را دارد که آنرا هدايت کند .روابط عمومي علم گسترده اي است که ابتدا و انتهاي آن طولاني است بنابراين هر کس که در گوشه ايي از آن قرار مي گيرد احساس مي کند از روابط عمومي سررشته و آشنايي کافي دارد . بايد گفت روابط عمومي فقط براي روابط عمومي است . هر کس مقصود و منظور خود را مي داند ولي به عنوان کارشناس داراي تجربه و تخصص در روابط عمومي مي باشد و به عبارت بهتر کسي که در روابط عمومي کار مي کند بايد فن روابط عمومي را بداند.



آنچه يک کارشناس روابط عمومي بايد بداند ، وقتي از علم روابط عمومي سخن گفته مي شود ، چگونگي ارتباطات عنوان مي شود و مسائل روابط عمومي را بيان کرده و به زبان مي آوريم ، ممکن است هر فرد، مسئول يا مديري مدعي باشد که آنرا مي شناسد و آنچه را که گفته شد بيشتر از ديگران آگاهي داشته و خود را به عنوان صاحبنظر موجه مي داند و از هر نظر خود را عالم به علم روابط عمومي مي شناسد .
در چنين موقعيتهايي کارشناس روابط عمومي نبايد موضوعي را که يادآوري مي کند روي آن مسئله تکيه کرد و پا فشاري کند به ويژه در زمانيکه به عنوان کارشناس در روابط عمومي مشغول کار هستيم قطعا نتيجه عکس مي دهد زيرا در سازمانهاي ما افراد بسياري هستند که در جايگاههاي بالاتر اداري بوده و داراي نفوذ مي باشند و خود را محق به اظهار نظر مي دانند . بايد توجه داشت کساني به علم روابط عمومي اگاهي دارند که اين علم را آموخته باشند و تحصيلات آنها در همين زمينه باشد و در آن تجربه کسب کرده باشند.



متاسفانه در هر تحول و دگرگوني در جامعه يکي از اولين قربانيان روابط عمومي است و پس از تغيير مديريت روابط عمومي نيز تغيير کرده و کساني سررشته کار را در دست مي گيرند که کمتر اطلاعي از روابط عمومي دارند . مديريت جديد در سازمانها که تمايل وافري دارند روابط عمومي به صورت چشم و گوش بسته تحت نظارت کامل آنها باشد و نقطه نظرات و ايده هاي آنها را موبه مو اجرا کند از انتخاب خود در بدو امر بسيار راضي هستند و بدون توجه به عواقب اينگونه انتخابها و با توجه به اينکه در کوتاه مدت به نظر مي رسد همه چيز بر وفق مراد است غافل از آنکه بدليل همين آشنايي و نزديکي مدير روابط عمومي با بالاترين مقام سازمان هيچکس شهامت بازگو کردن مشکلات ، چالشهاي ايجاد شده و بيان نقاط ضعف و قوت را ندارد و از فعاليتهاي اشتباه مديران به ويژه در روابط عمومي به عنوان فعاليتهاي ويژه و برجسته نام بوده و با عنوان کردن آنکه هنر مرد مداري را گسترش داده اند آنرا بزرگ مي کنند.
اين نوع برخوردها تا زمانيکه سازمان و يا هر سيستمي با چالش جدي يا بحران مواجه نشود، پاسخگو است بدون آنکه عواقب آن را در نظر بگيرند . نياز مالي ، ترس از تغيير و نگراني از تنبيه و اخراج و مواخذه موجب عقب نشيني افراد و تملق و چاپلوسي مي شود که براي هر سازماني بسيار خطرناک است .در حاليکه روابط عمومي علمي و متخصص روابط عمومي مي تواند نسبت به شفاف سازي و جلوگيري از اين نوع برخوردها موفق عمل کند .



در غير اين صورت مديريت از درک عقب ماندگي و دور شدن از اجتماع مخاطب خود عاجز است .
بايد دانست مديريت بر روابط عمومي هر سازماني تحت تاثير ساختار و فرهنگ آن سازمان و مخاطبين آن است . فعاليت در يک محيط تجاري کاربرد خود را دارد و طيف خاصي از مهارتها در آن کارايي دارد .
يک سازمان خيريه ، يک سازمان خدماتي، توليدي هر يک روابط عمومي خاص خود را مي طلبد و نمي توان کارکردهاي آن را با يکديگر مقايسه کرد.
استفاده از فعاليتهاي برنامه ريزي شده روابط عمومي موجب پويايي و نشاط سازماني شده و انگيزه هاي فردي و جمعي و همکاري و همدلي سيستم را افزايش مي دهد
اشاره کنيم که جوانان امروز آرزو دارند در ابتداي راه بيشترين مطالب را که داراي معني و مفهوم کاربردي باشد آموزش ديده و فرا گيرند و آن را به صورت واقعي و شفاف درک کنند و در مسير اصولي و صحيح حرکت نمايند .
ما مي توانيم با ارتباط بهتر بين پيشکسوتان و جوانان ، کسانيکه اين راه را طي کرده اند ، بستري فراهم کنيم تا تجربه قديميها در کنار توان و قدرت جوانان قرار گيرد. ايجاد بستر مناسب و ارتباط بين نسل قديم و جديد موجب نشاط و پويايي در هر سازماني خواهد شد و اين هنر روابط عمومي است . زمانيکه قديميها بدون توجه کنار مي روند هيچ انگيزه اي براي انتقال تجربه خود ندارند و جوانان که نمي دانند از کجا بايد حرکت را ادامه داده يا آغاز کنند ، بار ديگر به نقطه صفر بازگشته و زمان را از دست مي دهند . اين خلا موجب مي شود هميشه نوعي تاخير و عقب ماندگي را نسبت به ساير جوامع شاهد باشيم.
هنر مردمداري ، تخصص روابط عمومي علم پيچيده اي است که بايد از متخصص آن بهره گرفت و گرنه معماري که آجري را کج بنا نهد تا ثريا کج خواهد رفت .
▪ بقول مولانا : حاصل عمرم سه سخن بيش نيست خام بودم، پخته شدم، سوختم