
در جهان تلويزيون، نام وينس گيليگان، خالق شاهكارهايي مانند بريكينگ بد و بهتره با ساول تماس بگيري، ضامن داستان هايي پيچيده، شخصيت پردازي عميق و ژانري بي نظير است.
او حالا با سريال پلوريبوس (Pluribus) بازگشته است، اما اين بار دوربين هايش را از دنياي جرايم سازمان يافته برگردانده و به سمت آسمان و يك معماي علمي-تخيلي هسته اي نشانه رفته اند.
به گزارش ايتنا و به نقل از Space، سريال پلوريبوس كه از 7 نوامبر 2025 به طور انحصاري در اپل تي وي پلاس پخش شد، نه تنها انتظارات بينندگان را برآورده كرده، بلكه با مطرح كردن پرسش هاي فلسفي عميق درباره فرديت، خوشبختي و ذات بشريت، مخاطب را حسابي درگير خود كرده است.
كليت داستان: وقتي شادي، آخرين ويروس جهان مي شود
گفتني است داستان پلوريبوس با يك واقعه آخرالزماني منحصربه فرد آغاز مي شود. يك سيگنال راديويي مرموز از اعماق فضا توسط ستاره شناسان دريافت مي شود.
اين سيگنال حاوي يك توالي ژنتيكي (RNA) است كه دانشمندان در آزمايشگاه بازسازي مي كنند.
اين اقدام به انتشار ناخواستهٔ يك ويروس منجر مي شود؛ ويروسي كه نه تنها مرگ نمي آورد، بلكه بشريت را به يك ذهن جمعي آرام، شاد و يكپارچه تبديل مي كند. اين موجوديت جديد خود را ديگران مي نامد.
در مركز اين طوفان، كارول استوركا (با بازي تحسين برانگيز ري سيهورن) قرار دارد. او يك نويسندهٔ رمان هاي عاشقانه و اهل البوكركي است كه به شكلي مرموز، يكي از سيزده انسان در سراسر جهان است كه در برابر اثرات اين پيوستن مصون مانده اند.
در حالي كه هلن، همسر كارول استوركا، و بقيهٔ جهان تسليم اين آرامش اجباري شده اند، كارول با خشم، اندوه و تنهايي شديدي مواجه است.
او نه تنها بايد با از دست دادن عشق زندگي اش كنار بيايد، بلكه بايد در جهاني زندگي كند كه هر يك از ساكنانش او را مي شناسند، خاطرات خصوصي او را در ذهن دارند و پيوسته اما به آرامي، سعي در جذب او به جمع خود دارند.

قلب تپنده معماي كيهاني: كشف بزرگ در قسمت هشتم
اگر قسمت هاي آغازين سريال، بذر اين فاجعهٔ عجيب را مي كارند، قسمت هشتم با عنوان عمليات دلربايي نقطه عطفي است كه پرده از رازهاي بزرگ تر برمي دارد.
گفتني است اين قسمت به شكلي قابل توجه بر كشف منشأ فرازميني ديگران متمركز مي شود و اطلاعات حياتي را فاش مي كند كه درك كارول و مخاطب را از مقياس حادثه دگرگون مي كند.
در اين قسمت مشخص مي شود كه سيگنال مرموز اوليه از سياره اي فراخورشيدي به نام كپلر-22بي ارسال شده است. كپلر-22بي يك سياره واقعي است كه در منطقه قابل سكونت حول يك ستاره ديگر قرار دارد و حدود 600 سال نوري از زمين فاصله دارد.
اين كشف، درگيري را از يك تراژدي زميني به يك ماجراي بين ستاره اي ارتقا مي دهد.
اما افشاگري ديگر و شايد مهم تر، هدف ديگران است. در اين قسمت مشخص مي شود كه آنها قصد ندارند متوقف شوند. آنها در حال ساخت يك آنتن عظيم ارتباطي هستند.
هدف از ساخت اين آنتن، ارسال پاسخ به سوي سياره مبدأ، كپلر-22بي، و احتمالاً تشريح موفقيت آميز پيوستن بر روي زمين است.
اين اقدام نشان مي دهد كه پيوستن ممكن است تنها يك مرحلهٔ آغازين باشد و ديگران نقشه هاي بزرگ تري در مقياسي كيهاني در سر دارند.
اين يافته ها براي كارول به اين معناست كه او نه تنها براي بازگرداندن هويت فردي انسان ها مي جنگد، بلكه ممكن است نبردش بر سر آيندهٔ مستقل سيارهٔ زمين، در برابر يك برنامهٔ بيگانه باشد.
كارول استوركا: قهرماني در تقابل با يك آرمانشهر
شخصيت كارول، شاهكار ديگري در كارنامهٔ ري سيهورن است. او از نقش كيم وكسلر در بهتره با ساول تماس بگيري فاصله گرفته و زني را به تصوير مي كشد كه محرك او، عصبانيت، اندوه و شك هستند.
بر خلاف ديگر بازماندگان مصون كه اغلب تسليم راحتي و آسايش ارائه شده توسط ديگران شده اند، كارول سرسختانه بر فرديت و حق انتخاب بشريت پافشاري مي كند.
اين تقابل، سريال را به ميداني براي بحث هاي فلسفي تبديل مي كند: آيا جهاني بدون درد، رنج و درگيري -حتي اگر اجباري باشد- يك آرمانشهر است؟ يا نابودي احساسات عميق انساني، به بهاي آرامش، نوعي آخرالزمان خاموش محسوب مي شود؟
نكتهٔ جالب ديگر، رابطهٔ پيچيدهٔ كارول با زوشا (با بازي كارولينا ويدرا) است. زوشا به عنوان نماينده و رابط ديگران با كارول، ظاهري كاملاً مطيع و خوشحال دارد. اما در قسمت هشتم، رفتار او نشانه هايي از فرديت و خاطرات شخصي نشان مي دهد كه با منطق يك ذهن جمعي كامل در تضاد است.
اين امر يك معما و نيز يك دام عاطفي بالقوه براي كارول ايجاد مي كند. آيا اين تغيير در زوشا واقعي است يا بخشي از يك عمليات دلربايي حساب شده براي نرم كردن مقاومت كارول است؟

ميراث گيليگان و چشم انداز آينده
وينس گيليگان بار ديگر ثابت كرده است كه استاد افشاي تدريجي اطلاعات و ساخت تعليق هاي هوشمندانه است.
او در پلوريبوس از المان هاي علمي-تخيلي نه صرفاً براي صحنه هاي خيره كننده، بلكه به عنوان قالبي براي واكاوي عميق ترين مسائل انسان استفاده مي كند. عنوان سريال نيز خود نشاني از اين درونمايه است؛ ''E Pluribus Unum'' به معناي از بسياري، يكي، شعار ملي ايالات متحده است كه در اينجا به شكلي وارونه و حاوي اخطار به كار رفته است.
با توجه به موفقيت سريال، فصل دوم پلوريبوس نيز توسط اپل تي وي پلاس تأييد شده است. پس از افشاگري هاي قسمت هشتم، سوالات بي شماري باقي مي ماند: نيت واقعي فرستندگان سيگنال از كپلر-22بي چيست؟ آيا كارول و ديگر بازماندگان مصون مي توانند در برابر اين برنامه كيهاني بايستند؟ و آيا نجات بشريت به معناي بازگرداندن حق رنج كشيدن و درد به آن ها خواهد بود؟
در پايان بايد گفت پلوريبوس بيش از يك سريال علمي-تخيلي؛ يك تجربهٔ فكري چالش برانگيز است كه مخاطب را وادار مي كند تا مفاهيم پيش پاافتاده اي مانند خوشبختي، آزادي و انسانيت را دوباره تعريف كند.
اين سريال ثابت مي كند كه داستان گويي بزرگ، فارغ از ژانر، هميشه به بررسي و واكاوي شرايط انسان مي پردازد.