08:24 1404/10/12 03

ICTPRESS - تحول ديجيتال به زبان ساده بازنگري در مدل كسب وكار با استفاده از فناوري نوين به شكلي است كه روش تعامل با مشتري و شيوه ارزش آفريني به كلي دگرگون شود. به گزارش شبكه خبري ICTPRESS، اين مفهوم در سال هاي اخير به يكي از كليدي ترين و در عين حال چالش برانگيزترين مباحث حوزه مديريت، استراتژي و نوآوري سازماني تبديل شده است. سازمان ها در مواجهه با موج فناوري هاي نوين همچون هوش مصنوعي، كلان داده، خودكارسازي و پلتفرم هاي ديجيتال، ناگزير شده اند مدل هاي كسب وكار، ساختارها و فرآيندهاي سنتي خود را بازتعريف كنند. با اين حال، آمارها و تجربه هاي عملي نشان مي دهد كه بخش قابل توجهي از پروژه هاي تحول ديجيتال با شكست مواجه مي شوند. در همين رابطه، دكتر اميرحسين روشن ضمير، مخترع و پژوهشگر تحول ديجيتال و نوآوري در دانشگاه صنعتي اميركبير، در گفت وگوي اختصاصي با شبكه خبري آي سي تي پرس به بررسي ريشه هاي اين شكست ها پرداخته و معتقد است كه مشكل اصلي نه در فناوري، بلكه در نحوه مواجهه سازمان ها با يك چالش تطبيقي عميق نهفته است. دكتر روشن ضمير در ابتداي اين گفت وگو با تأكيد بر سوءبرداشت رايج از مفهوم تحول ديجيتال مي گويد: بسياري از سازمان ها هنوز تحول ديجيتال را به اشتباه يك پروژه فناورانه مي دانند؛ يعني نصب يك نرم افزار جديد، پياده سازي يك سامانه هوشمند يا استفاده از ابزارهاي ديجيتال پيشرفته. در حالي كه تحول ديجيتال، اساساً يك تغيير همه جانبه در استراتژي، فرهنگ، ساختار، فرآيندها و شيوه انديشيدن سازمان است. به گفته اين پژوهشگر حوزه نوآوري، تمركز افراطي بر فناوري باعث مي شود ابعاد انساني و سازماني تحول ناديده گرفته شود؛موضوعي كه به شكست هاي پرهزينه منجر مي شود. تحول ديجيتال؛ يك چالش تطبيقي نه فني روشن ضمير براي توضيح دقيق تر اين مسئله، به تمايز ميان چالش هاي فني و چالش هاي تطبيقي اشاره مي كند: چالش هاي فني، مسائلي هستند كه راه حل مشخص دارند: مثلاً انتخاب يك نرم افزار يا ارتقاي زيرساخت فناوري اطلاعات. اما تحول ديجيتال از جنس چالش هاي تطبيقي است؛ يعني مسائلي پيچيده، چندلايه و درهم تنيده با فرهنگ، هويت حرفه اي، ساختار قدرت و الگوهاي تصميم گيري در سازمان. او تأكيد مي كند كه در چالش هاي تطبيقي، نمي توان صرفاً با دستورالعمل، آموزش كوتاه مدت يا سرمايه گذاري فناورانه به نتيجه رسيد: در اين نوع چالش ها، سازمان بايد ياد بگيرد چگونه ياد بگيرد. اين يعني تغيير نگرش ها، بازتعريف نقش ها، پذيرش عدم قطعيت و حركت تدريجي در مسير يادگيري جمعي. نقش نظريه رشد بزرگسالان رابرت كيگن يكي از محورهاي اصلي تحليل دكتر روشن ضمير، استفاده از نظريه رشد بزرگسالان رابرت كيگن براي فهم شكست يا موفقيت تحول ديجيتال است. او در اين باره توضيح مي دهد: كيگن رشد را نه صرفاً يادگيري مهارت هاي جديد، بلكه افزايش توانايي افراد و سازمان ها براي مواجهه با پيچيدگي هاي واقعي مي داند. از اين منظر، تحول ديجيتال زماني موفق مي شود كه سازمان ها از نظر ذهني و شناختي به سطح بالاتري از بلوغ برسند. به گفته وي، بسياري از مديران تصور مي كنند با برگزاري دوره هاي آموزشي يا جذب نيروي متخصص ديجيتال، مسئله حل مي شود، در حالي كه چالش اصلي در سطح عميق تري قرار دارد: رشد ذهني يعني توانايي كنار آمدن با عدم قطعيت، تضاد، ابهام و تصميم گيري در شرايط پيچيده. بدون اين ظرفيت، سازمان در برابر تغييرات ديجيتال دچار مقاومت، سردرگمي يا بازگشت به الگوهاي قديمي مي شود و تمام برنامه ها و هزينه ها به هدر مي رود. نشانه هاي شكست در تحول ديجيتال اين مخترع و پژوهشگر به برخي نشانه هاي رايج شكست در پروژه هاي تحول ديجيتال اشاره مي كند و مي گويد: مقاومت كاركنان، تعارض ساختارهاي سلسله مراتبي با نياز به چابكي، تمركز صرف بر كاهش هزينه به جاي خلق ارزش، و فقدان چشم انداز مشترك ديجيتال از جمله علائم هشداردهنده هستند. به باور او، اين نشانه ها اغلب به اشتباه به مقاومت در برابر فناوري تعبير مي شوند، در حالي كه ريشه آن ها عميق تر است: كاركنان معمولاً با فناوري مخالفت نمي كنند، بلكه با تهديد شدن هويت حرفه اي، ابهام در نقش ها و از دست رفتن امنيت رواني خود مواجه اند. تحول ديجيتال به مثابه فرصت رشد در جمع بندي اين گفت وگو، دكتر اميرحسين روشن ضمير تحول ديجيتال را نه يك تهديد، بلكه فرصتي براي رشد سازماني مي داند: اگر تحول ديجيتال به عنوان يك چالش تطبيقي درك شود، مي تواند بستري براي رشد ذهني، يادگيري سازماني و بلوغ مديريتي فراهم كند. در اين صورت، فناوري در خدمت انسان و سازمان قرار مي گيرد، نه بالعكس. او تأكيد مي كند كه سازمان هاي موفق آينده، آن هايي هستند كه بتوانند هم زمان بر سه محور حركت كنند: توسعه فناوري، تقويت فرهنگ يادگيري و ارتقاي ظرفيت ذهني مديران و كاركنان. تحول ديجيتال پروژه نيست؛ مسيري است كه توسط يك سازمان پيموده مي شود و اين پيمودن بدون رشد انساني و سازماني، به مقصد نخواهد رسيد.